وطن فروشان به جان سلطنت طلب ها افتادند
به گزارش خط بازار؛ بازندگان اصلی معادله کسانی هستند که در بحبوحه اغتشاشات تصور کردند با ترک ایران و پیوستن به پروژه سیاسی ضدانقلاب، وارد مسیری تازه و پرثمر خواهند شد.
بازگشت برخی چهرههای شناختهشده ایرانی از خارج کشور را میتوان نشانهای از واقعیتی دانست که جریان ضدانقلاب سالها تلاش میکرد آن را پنهان کند؛ واقعیتِ فضای بسته، فرساینده و تباهی که بسیاری از چهرههای خارجشده از ایران پس از مدتی با آن مواجه شدهاند.
بازگشت اخیر برخی ایرانیان در شرایطی که حتی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی نیز ناچار شدهاند موضوع خستگی از غربت و دشواری زندگی خارج از ایران را مورد توجه قرار دهند، تصویری متفاوت از رؤیایی ارائه میکند که در سالهای گذشته برای مهاجرت سیاسی و پیوستن به جریانهای اپوزیسیون ساخته شده بود.
ضدانقلاب در سالهای اخیر تلاش داشت خروج هر چهره شناختهشده از ایران را بهعنوان یک «پیروزی سیاسی» به نمایش بگذارد؛ گویی خارج از مرزهای ایران، فضای آمادهای برای فعالیت، شهرت، موفقیت و تأثیرگذاری این افراد مهیاست. اما گذر زمان نشان داد که بخش مهمی از این افراد، پس از خروج از کشور نهتنها نتوانستند جایگاه حرفهای گذشته خود را بازسازی کنند، بلکه در فضای پرتنش و چندپاره اپوزیسیون گرفتار رقابتها، اختلافات و حاشیههایی شدند که گاه حتی امکان فعالیت مستقل را نیز از آنان سلب کرد. واکنشهای تند بخشی از جریانهای مخالف به بازگشت برخی چهرهها نیز خود نشانهای از همین فضای تنگ و عصبی است.
بازندگان مطلق پروژه ضدانقلاب
در این میان، بازندگان اصلی معادله کسانی هستند که در بحبوحه اغتشاشات تصور کردند با ترک ایران و پیوستن به پروژه سیاسی ضدانقلاب، وارد مسیری تازه و پرثمر خواهند شد. چهرههایی مانند اشکان خطیبی، برزو ارجمند و حمید فرخنژاد، پیش از خروج از کشور از جایگاه مناسبی در داخل برخوردار بودند، اما خروج از ایران برای آنان الزاماً به معنای دستیابی به جایگاهی حتی مشابه چه رسد بهتر در خارج از کشور نبود.
گزارشها و روایتهای منتشرشده از وضعیت فعالیت برخی از این چهرهها نیز نشان میدهد که فاصله میان تصور اولیه از آینده در خارج کشور و واقعیت موجود، بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که در فضای هیجانی آن روزها تصور میشد.
پریشانی بازیگری که کمک مالی میخواهد!
«اشکان خطیبی» بازیگری که وضعیت نابهنجار و پریشانی دارد و حتی سعی کرد به رضا پهلوی نزدیک شود اما آنچه مشخص است سلطنتطلبان تنها به عنوان یک دستمال یکبار مصرف از وی استفاده کردند،
نمونهای قابل توجه از این وضعیت است؛ بازیگری که پس از خروج از ایران تلاش کرد مسیر تازهای برای فعالیت هنری خود تعریف کند، اما آنگونه که خود نیز در گفتوگوهای مختلف به دشواریهای این مسیر اشاره کرده، مهاجرت لزوماً به معنای فراهم شدن فرصتهای گسترده هنری نیست.
برای بسیاری از این افراد، سرمایه اصلیشان یعنی شهرت، مخاطب و جایگاه حرفهای، در فضای ایران مهیا و شکل گرفته بود و خروج از کشور به معنای ورود به فضایی بود که نه مخاطب پیشین را داشتند و نه جایگاه تثبیتشدهای در آن. حالا وی با تهدید و هشدار از برخی اعضای ضدانقلاب طلب کمک مالی میکند و رفتار روان پریشانه و ناهنجاری از خود بروز میدهد.
تهدید و فحاشی علی کریمی توسط سلطنتطلبان
وضعیت علی کریمی نیز از زاویهای دیگر قابل توجه است. او که زمانی یکی از چهرههای مورد توجه جریانهای سلطنتطلب و مخالف جمهوری اسلامی بود، بعدها خود به سوژه اختلافات و حملات درونی همین جریانها تبدیل شد تا جایی که امروز توسط سلطنت طلبان مورد فحاشی قرار میگیرد. البته خود وی در انحراف جوانان و خشونت طلبی ید طولایی دارد.
بارها به اعتقادات ایرانیان توهین کرده است.این سرنوشت نشان میدهد ساختار اپوزیسیون خارجنشین، برخلاف تصویری که ارائه میدهد، مجموعهای از جریانهای متعارض و معاند نسبت به هم است که حتی چهرهها نیز در آن از تخریب، حذف و حمله مصون نیستند.
شکست پروژه ضدانقلاب با بازگشت ایرانیان
واقعیت این است که پروژه ضدانقلاب در سالهای گذشته تلاش کرده بود از هیجانهای سیاسی، سرمایه اجتماعی و شهرت چهرههای فرهنگی و ورزشی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند، اما پس از فروکش کردن هیجان اولیه، بسیاری از همان چهرهها با واقعیت تلختری روبهرو شدند؛ واقعیتی که در آن نه خبری از جایگاه وعده دادهشده است و نه از آیندهای که برای آنان ترسیم شده بود.
بازگشت برخی افراد به ایران نیز از همین منظر، صرفاً یک تصمیم شخصی نیست، بلکه میتواند نشانهای از شکست پروژهای باشد که میخواست خارج از ایران را به بهشت سیاسی و حرفهای مخالفان تبدیل کند.
امروز، کسانی که در اوج فضای هیجانی تصور میکردند در اردوگاه ضدانقلاب «حلوا پخش میکنند»، با شرایطی مواجه شدهاند که برای حفظ حداقل دیدهشدن نیز ناچارند در میان گروهها، رسانهها و جریانهای متعدد اپوزیسیون برای کسب توجه رفتارهای ناپسند مانند فرهنگ همان فرقه از خود بروز دهند.
بازگشت برخی چهرهها و وضعیت دشوار برخی دیگر، بیش از هر چیز نشان میدهد رؤیایی که از آینده مهاجرت سیاسی ساخته شده بود، برای بسیاری از بازیگران آن به واقعیتی متفاوت تبدیل شده است؛ واقعیتی که شکست دیگری را برای پروژه ضدانقلاب به نمایش میگذارد.
ضدانقلاب همین موضوع را به راحتی میداند و به همین سبب با عصبانیت و دشنام به چنین اقدامی واکنش نشان داده که البته همین واکنش عصبی و هیستریک هم نشان دهنده استیصال و ناتوانی معاندین است.