فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: اینکه دقیقا چه زمانی واشنگتن بهطور جدی از تجارت آزاد فاصله گرفت، پرسشی است که پاسخ روشنی ندارد. شاید نقطه آغاز آن سال ۲۰۰۸ و دوران جورج بوش پسر باشد؛ زمانی که ایالات متحده نتوانست مانع از فروپاشی مذاکرات تجارت جهانی دوحه توسط هند شود. یا شاید این تغییر در سال ۲۰۱۶ رخ داد؛ زمانی که هر دو نامزد انتخابات ریاستجمهوری آمریکا با «مشارکت ترنس پاسفیک» (TPP) مخالفت کردند؛ آخرین تلاش دولت در حال خروج اوباما برای ایجاد یک توافق تجارت آزاد در آسیا.
عصر پسا تجارت آزاد
فارین پالسی در ادامه این یادداشت آورد: هر زمان که این چرخش رخ داده باشد، امروز بهوضوح در «عصر پساتجارت آزاد» قرار داریم؛ عصری که در آن ملیگرایی اقتصادی رواج یافته است. اکنون «کارآمدی اقتصادی» جای خود را به «امنیت اقتصادی» داده است. سیاستهای تجاری دیگر با هدف بیشینهسازی بهرهوری طراحی نمیشوند، بلکه هدف آنها افزایش خودکفایی ایالات متحده و حفاظت از صنایع راهبردی در برابر رقابت خارجی است.
نشانهای تازه از این دگرگونی ژئوپلیتیکی، کتابی از دو نویسنده وابسته به نهادهای سنتا طرفدار تجارت آزاد است با عنوان «چگونه یک جنگ تجاری را ببریم: راهنمایی خوشبینانه برای اقتصادی جهانی مضطرب». این کتاب بهطور اتفاقی در ۲۶ مه منتشر شد؛ اندکی پس از آنکه مجله فارن افرز شمارهای با تیتر «چگونه (و چگونه نه) یک جنگ اقتصادی را پیش ببریم» منتشر کرد؛ با جلدی که تصویر بمبافکنهای B-2 را نشان میداد.
باید و نبایدهای جنگ تجاری
جلد کتاب «چگونه یک جنگ تجاری را ببریم» دارای بخش بالایی زرد روشن و بخش پایینی سفید است. در بالای جلد، عنوان بزرگ و پررنگ مشکی «HOW TO WIN A TRADE WAR» دیده میشود. زیر آن، زیرعنوان «An Optimistic Guide to an Anxious Global Economy» آمده است. در سمت راست این زیرعنوان، تصویری از یک کره زمین لهشده و فروپاشیده روی پایه فلزی دیده میشود. در بخش پایینی جلد نیز نام نویسندگان با حروف بزرگ مشکی نوشته شده است: «Soumaya Keynes» و «Chad P. Bown».
سومایا کینز، ستوننویس فایننشال تایمز، و چاد پی. باون، پژوهشگر ارشد مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون، تلاش کردهاند کتابی راهنما درباره بایدها و نبایدهای رقابت در جنگهای تجاری بنویسند که برای مخاطب عمومی نیز جذاب باشد. در کمال شگفتی، آنها توانستهاند درباره موضوعی معمولا رسمی، با نثری هوشمندانه و طنزآمیز بنویسند؛ هرچند در نهایت با استفاده مکرر از استعارههای مربوط به کودکان خردسال نثر کینز کمی خستهکننده میشود.
آنها تاکید دارند: «چه کسی میخواهد درباره تعرفهها و موانع تجاری فکر کند وقتی میتواند تقریبا هر کاری انجام دهد؟» خوشبختانه، جزئیات پژوهشهای گستردهای که مطالعه کردهاند را به ۴۴ صفحه یادداشت در انتهای کتاب ۲۲۲ صفحهای محدود کردهاند.
چین افسار نظم جهانی را در دست گرفت؟
شماره ماه مه/ژوئن فارن افرز نیز مجموعهای سنگین است، با سه مقاله بلند درباره جنگهای تجاری از نویسندگانی با دیدگاههای متفاوت: ادوارد فیشمن، پژوهشگر شورای روابط خارجی؛ جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت بایدن؛ و رابرت لایتهایزر، نماینده تجاری آمریکا در دوره اول ترامپ که هدایتگر بسیاری از نبردهای تجاری آن دوره بود.
نکته جالب این بود که این نویسندگان با پیشینههای کاملا متفاوت، در موارد زیادی با یکدیگر همنظر بودند. از نگاه هر سه، چین نظم تجاری جهانی را دگرگون کرده و ایالات متحده باید وابستگی ایدئولوژیک خود به تجارت آزاد بیقید و شرط را کنار بگذارد. همانطور که سالیوان نوشته: «چین مازاد تولید خود را با قیمتهای پایینتر از بازار در بازارهای جهانی عرضه میکند و تولیدکنندگان رقیب را از میدان خارج میسازد، در حالی که شرکتهای چینی همچنان مسلط باقی میمانند».
آنها همچنین تاکید میکنند که تحلیل دقیق برای موفقیت حیاتی است، زیرا محدودیتهای تجاری اغلب نتیجه معکوس میدهند یا بیاثر میشوند. فیشمن هشدار میدهد اگر آمریکا بخواهد دشمنی را با قطع دسترسی به فناوری یا بازار خاصی تحت فشار قرار دهد، باید بتواند «آسیب نامتقارن» بیشتری به طرف مقابل وارد کند، زیرا این محدودیتها خود آمریکا را نیز بی تاثیر نمیگذارند.
عبور از زمین زورگوها
این تحلیل با دیدگاه کینز و باون نیز همراستاست؛ آنها نیز هشدار میدهند که جنگ تجاری مانند «عبور از زمین بازی پر از زورگوها» است. آنها نگاه جامعی به راهبرد جنگ تجاری ارائه میدهند و از دانش کافی برای پرداختن به این موضوع برخوردارند. باون از کارشناسان تعرفه است که به منبع اصلی دادههای روزنامهنگاران اقتصادی در جنگ تجاری آمریکا و چین تبدیل شده بود. کینز نیز این درگیریها را ابتدا در اکونومیست و سپس در فایننشال تایمز پوشش داده است. این دو همچنین به مدت چهار سال پادکستی به نام Trade Talks را اجرا کردند. (برای شفافیت: نویسنده یکبار مهمان این برنامه بوده است.)
همانطور که باون و کینز اشاره میکنند، اقتصاددانان عموما جنگهای تجاری را رد میکنند، زیرا این جنگها به همه طرفها آسیب میزنند و «هیچکس برنده نیست». آنها بهقدری بر پیامدهای منفی این درگیریها – از افزایش قیمتها تا کاهش رقابت – تمرکز میکنند که ممکن است خواننده به این نتیجه برسد که دیدگاه رایج اقتصاددانان درست است. اما گاهی، به گفته آنها، شرایط به نقطهای میرسد که جنگ تجاری اجتنابناپذیر میشود. هرچند این دو مستقیما نام چین را نمیآورند، اما آشکار است که منظورشان همین کشور است.
نگرانی آنها نه ایدئولوژیک بلکه معطوف به سلطه خارجی در بخشهای راهبردی مانند انرژی، عناصر کمیاب و فناوری است.این گروه مجموعهای از سیاستها را پیشنهاد میکنند؛ از جمله سرمایهگذاری گسترده برای تقویت صنایع راهبردی و ایجاد ذخایر عناصر کمیاب و مواد حیاتی. چنین اقداماتی میتواند به رقبا نشان دهد که حمله اقتصادی بیفایده است، یا در صورت وقوع درگیری اقتصادی، مزیت ایجاد کند.
پیروی از الگوی چین؟
در بسیاری جهات، این رویکرد به معنای تقلید از چین است؛ کشوری که در سیاست صنعتی پیشتاز جهانی محسوب میشود. چین نهتنها با سرمایهگذاری در استخراج، بلکه با دستکاری قیمت مواد معدنی، توانسته در بازار عناصر کمیاب به قدرتی مسلط تبدیل شود و رقبا را از ورود به این حوزه بازدارد. نویسندگان حتی از «بیتوجهی چین به سودآوری» بهعنوان یک مزیت یاد میکنند. اما آنها به این مسئله نمیپردازند که چگونه یک نظام دموکراتیک میتواند هزینههای سیاسی پروژههای زیانده را مدیریت کند؛ مشکلی که نمونههایی مانند شکست پروژه سولایندرا در دوران اوباما آن را برجسته کرده است.
سیاست صنعتی همچنین میتواند ناکارآمد باشد، زیرا دولتها در انتخاب برندگان بازار چندان موفق نیستند و شرکتها نیز ممکن است صرفاً از یارانهها بهرهبرداری کنند بدون آنکه نوآوری واقعی داشته باشند. به همین دلیل کینز و باون پیشنهاد میکنند دولتها بهجای یارانههای مستقیم، بیشتر از اعتبارهای مالیاتی استفاده کنند تا شرکتها ابتدا سرمایهگذاری واقعی انجام دهند.
رویکرد کلی آنها تا حدی با دیدگاه سالیوان همخوان است. سالیوان نیز از «ابزارهای هماهنگ سیاستی» سخن میگوید؛ از جمله سرمایهگذاری هدفمند، تعیین کف قیمت و خریدهای دولتی برای تقویت صنایع راهبردی. با این حال، تقویت زیر ساخت داخلی بهتنهایی برای پیروزی در جنگ تجاری کافی نیست؛ در بسیاری موارد، تعرفهها و محدودیتهای صادراتی نیز لازم میشوند. کینز و باون گرچه مخالف حمله اقتصادی نیستند، اما بهدلیل پیامدهای احتمالی آن با احتیاط برخورد میکنند.
از جمله پیامدها میتوان به افزایش قیمتها، کاهش رقابت داخلی، و احتمال اقدامات تلافیجویانه اشاره کرد. نمونه تاریخی آن تصمیم نیکسون در سال ۱۹۷۳ برای محدود کردن صادرات سویا به ژاپن بود که در نهایت باعث شد ژاپن با همکاری برزیل، این کشور را به یک قدرت بزرگ تولید سویا تبدیل کند.
ورود رقبای جدید
چین نیز امروز با قطع واردات سویای آمریکا از ایالتهای غرب میانه و جایگزینی آن با برزیل، بهطور مشابه از این ابزار استفاده میکند. محدودیتهای وارداتی همچنین میتوانند صنایع داخلی را تنبل و کمرقابت کنند. در دهه ۱۹۸۰، محدودیت واردات خودروهای ژاپنی در آمریکا باعث افزایش قیمتها و سود خودروسازان دیترویت شد، اما به بهبود فناوری خودروهای کوچک در آمریکا منجر نشد.
به گفته کینز و باون، آمریکا باید رقابت داخلی را جایگزین فشار خارجی کند، اما راه روشنی برای این کار ارائه نمیدهند. تنها راهحل ممکن، تقویت جدی قوانین ضدانحصار است. در این میان، رویکرد چین—یعنی رقابت شدید داخلی همراه با یارانههای گسترده—نیز قابل تقلید نیست. نتیجه این سیاست، تولید گسترده خودروهای برقی، باتریها و فناوریهای پیشرفته با قیمتهایی است که شرکتهای غربی را تحت فشار قرار میدهد.
با این حال، این سیستم نیازمند ارزیابی دقیق قدرتها و نقاط ضعف است. برای مثال، اندونزی با ممنوعیت صادرات نیکل توانست سرمایهگذاری خارجی را جذب کند، اما همین سیاست در مورد بوکسیت شکست خورد؛ زیرا نیکل یک نقطه گلوگاهی جهانی بود، اما بوکسیت چنین ویژگیای نداشت. چین نیز با تسلط بر عناصر کمیاب، یک «گلوگاه اقتصادی» ایجاد کرده است. در مقابل، آمریکا با تسلط بر فناوری نیمههادیها و تجهیزات تولید تراشه، از این ابزار بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند. اما استفاده از این گلوگاهها پرریسک است.
مهمترین ابزار آمریکا، دلار است؛ اما استفاده بیش از حد از آن، کشورها را به سمت ایجاد جایگزینها سوق خواهد داد، همانطور که چین در حال انجام چنین پروژهای است. در نهایت، بزرگترین مانع نه اقتصادی، بلکه سیاسی است. تلاش برای مهار چین از طریق محدودیتهای فناوری میتواند با واکنش شدید آن کشور در حوزه عناصر کمیاب مواجه شود. با این حال، برخی مانند فیشمن معتقدند این ریسک ارزشش را دارد، زیرا آمریکا هنوز ابزارهای کافی برای مقابله با چین دارد—مشکل اصلی، اراده سیاسی برای تحمل هزینههاست.
منبع: تجارت نیوز