ناتو به اسرائیل هم پشت کرد/اتحادیه اروپا سه تیکه شد
به گزارش خط بازار؛ پس از پشت کردنِ اتحادیه اروپا به آمریکا در جنگش علیه ایران، بروکسل اکنون صراحتاً از پایانِ حمایتهای همهجانبه و بیقیدوشرطش از اسرائیل و جنگهای بیپایانِ نتانیاهو سخن میگوید؛ فرآیندی که میتواند، نشاندهنده آغاز یک دومینوی بزرگ در بازتعریفِ ائتلافهای استراتژیک جهان باشد.
جنگهای بیپایان نتانیاهو از غزه گرفته تا گسترش آن به لبنان و سپس جنگ اول و دوم ایران، حالا دیگر صدای اروپاییها را هم درآورده و حتی متحدترین و حامیترین اسرائیل را به مخالف سیاستهای آن بدل کرده است. در آوریل ۲۰۲۶ نقشه همکاریهای نظامی اروپا با اسرائیل دیگر یک پهنه یکپارچه مثل سابق نیست، بلکه تصویری از «شکافها و گسلهای» عمیقی است که نشاندهنده بازتعریف مفهوم «امنیت ملی» در پایتختهای اروپایی است.
این گسست استراتژیک را میتوان در چهار لایه بنیادین ملاحظه کرد:
حاکمیتِ «حقوق بر سیاست»: فرسایشِ مصونیت تلآویو
برای نخستین بار در دهههای اخیر، شاهد پدیدهای هستیم که در آن «ساختار قضایی» اروپا، «اراده سیاسی» دولتها را به چالش کشیده است. ماجرای تعلیق قطعات F-35 در هلند و مراجعات قانونی در انگلیس و آلمان نشان داد که دکترین «حمایت بیقید و شرط» با سدِ سختی به نام «قوانین ضدنسلکشی» مواجه شده است.
این تحول، اسرائیل را از یک «متحد استراتژیکِ استثنایی» به یک «طرفِ قراردادِ پرخطر» (High-Risk Client) تبدیل کرده است. آلمان به عنوان بزرگترین تأمینکننده اروپایی، با تعلیق موقت صادراتش در اوت ۲۰۲۵، عملاً این پیام را به تلآویو داد که «برلین دیگر حامی بیقید و شرط» اسرائیل نیست.
نبردِ لجستیکی؛ فراتر از تحریمهای کاغذی
تفاوت بنیادین بحران فعلی با تنشهای پیشین، در ورود به فاز «محاصره لجستیکی» است. اقدام جسورانه اسپانیا در ممنوعیت عبور کشتیهای حامل سلاح و به دنبال آن، تصمیم استراتژیک فرانسه و ایتالیا در مارس ۲۰۲۶ مبنی بر بستن حریم هوایی و پایگاههای نظامی (نظیر سیگونیلا) به روی تدارکات جنگی علیه ایران، یک چرخش تاریخی است.
این اقدامات نهتنها اسرائیل را شامل میشد، بلکه یک «نهِ استراتژیک» به واشنگتن نیز تلقی میشود. اروپا با این کار نشان داد که دیگر حاضر نیست به عنوان یک «واسطه» یا «عامل سوخترسان» در جنگهایی باشد که منافع حیاتیاش (مانند امنیت انرژی و ثبات مدیترانه) را تهدید میکند.
فرجامِ شراکت: از اتحادِ ارزشی به «معاملاتِ موردی»اگرچه شراکتهایی در برخی کشورها مانند یونان و قبرس در جنوب مدیترانه مشاهده میشود، اما واقعیت جدید در سال ۲۰۲۶ این است که پیوند دفاعی اروپا و اسرائیل از یک «پیوند ایدئولوژیک» به یک «همزیستیِ معاملاتی» تغییر ماهیت داده است.
تعلیق تفاهمنامه دفاعی توسط ایتالیا و لغو خریدهای نظامی توسط اسپانیا، نشاندهنده فروپاشی اعتماد استراتژیک اروپا به آمریکا بزرگترین حامی اسرائیل است. در مقابل، اسرائیل با درک این واقعیت تلاش میکند، مرکز ثقل همکاریهای خود را به شرق اروپا و کشورهایی نظیر صربستان و رومانی انتقال دهد که حساسیتهای حقوقی کمتری دارند.
تیجهگیری و چشمانداز
صورتحسابِ این گسست و شکاف برای تلآویو، تنها از دست دادن چند محموله سلاح نیست؛ بلکه از دست دادنِ «عمق استراتژیک در غرب» است.
اروپا اکنون به سه بلوک تقسیم شده است:
– «بلوکِ قطع رابطه» (اسپانیا)
– «بلوکِ بازنگری» (آلمان، بریتانیا و فرانسه)
– «بلوکِ نیازِ امنیتی» (یونان و قبرس)
در نظم جدید جهانی، اسرائیل دیگر نمیتواند روی اروپا به عنوان یک بلوکِ پشتیبانِ متحد حساب کند. این «شکافِ دفاعی»، در کنار هزینههای سنگین بازسازی (که پیشتر ۵۸ میلیارد دلار اعلام شده بود)، اسرائیل را در یک تنگنای تاریخی قرار داده است؛ جایی که قدرت نظامیاش به دلیل نبودِ مشروعیت سیاسی و پوشش لجستیکی در اروپا، با «سقفِ پروازِ کوتاهی» روبرو شده است.
خلیج فارس و مدیترانه اکنون در حال تجربه نظمی هستند که در آن «پرچمهای اروپایی» دیگر لزوماً به نفع تلآویو در اهتزاز نیستند.اروپاییها نیز همان درس اعراب خلیج فارس را آموختهاند؛ اینکه امنیت برای آنان مفهومی وارداتی از واشنگتن نیست. پایتختهای اروپایی اکنون در پی دریافت این واقعیتاند که حمایت از اسرائیل میتواند به قیمت ناامنی سرزمینی خودشان تمام شود. این موضوع، عمیقترین تغییر راهبردی در روابط اروپا و خاورمیانه طی نیم قرن اخیر محسوب میشود.
منبع: فارس