×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

سلبریتی های خود فروخته پیاده سربازان دشمن

به گزارش خط بازار؛ در شرایطی که به جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان منجر شد رفتارشناسی سلبریتی‌ها قابل‌توجه است.

در دوران منتهی به تقابل نظامی با آمریکا و اسرائیل، یکی از چالش‌های پیچیده داخلی، الگوی رفتاری قشر چهره‌ها بود. بخشی از این قشر که در بزنگاه‌های حساس، موضعی متضاد با سیاست رسمی کشور اتخاذ می‌کردند، عملاً در مسیر منافع عمومی و همسو با جریان ضدانقلاب حرکت نمودند.

این گزارش به تحلیل ریشه‌ها، بسترها و پیامدهای این پدیده پرداخته و افتراق میان سلبریتی ‌های وابسته و نیروهای متعهد را تبیین می‌کند.

۱. انگیزه‌های فراسطحی؛ از جلب‌توجه تا وابستگی ساختاری

در ابتدا، برخی تحلیلگران رفتار چهره‌ها را ناشی از “میل به متفاوت‌بودن” و “جلب ویو و توجه” ارزیابی می‌کردند. اما با تعمیق نگاه، لایه‌های عمیق‌تری نیز آشکار می‌شود:

– سبک زندگی و هزینه‌های سرسام‌آور: الگوی مصرف و هزینه‌های بالای این قشر (از جمله سفرهای خارجی، سبک زندگی اشرافی و عیاشی‌ها و خوشگذرانی‌ها) آنها را بعضاً به منابع مالی نامشروع از جمله کمک‌های خارجی وابسته ساخته است.

– حمایت مالی سازمان‌یافته: پلتفرم‌های پخش فیلم و سریال که در بزنگاه‌ها کاملاً همسو با جریان معارض عمل می‌کردند، عملاً وظیفه تأمین مالی و سازماندهی این جریان را بر عهده گرفتند. این هماهنگی نشان‌دهنده یک شبکه منسجم خارج از چارچوب منافع ملی است.

۲. بسترهای شکل‌گیری؛ مدارای ناکارآمد و خلأ برنامه راهبردی

یکی از عوامل تسهیل‌کننده این رفتارها، فقدان برنامه مدون در مواجهه با این قشر بود. مدارای نظام جمهوری اسلامی با سلبریتی‌های فعال در فضای اپوزیسیون، عملاً هزینه اظهارنظرهای خصمانه را برای آنها به حداقل رساند. در چنین فضایی، “توهین به سیاست‌ها” و “ژست اپوزیسیون گرفتن” به یک سرمایه اجتماعی و اقتصادی تبدیل شد.

۳. مهندسی افکار عمومی؛ توهم اکثریت و حباب‌های رسانه‌ای

در سال‌های پیش از جنگ، جریانی گسترده برای بازتولید “پنداشت مردمی‌بودن” این سلبریتی ها شکل‌گرفته بود. این جریان متکی بر سه راهبرد بود:

– دست‌کاری اجتماعی: استفاده از بات‌ها، ربات‌ها و نیروهای اجیرشده برای ایجاد “مارپیچ سکوت” و القای روایتی در تضاد با واقعیت‌های جامعه.

– سانسور معکوس: حذف کلیدواژه‌ها و صفحات منتقد این جریان در پلتفرم‌هایی نظیر اینستاگرام برای حذف صداهای مخالف.

– الگوریتم‌های پژواک: طراحی حباب‌های اطلاعاتی که موجب می‌شد مخاطبان صرفاً در معرض محتوای همسو قرار گیرند و در توهم “اکثریت پنداری” گرفتار آیند.

۴. افشای بزرگ؛ سکوت مرگبار در میدان جنگ

با آغاز جنگ و شکل‌گیری شرایط بحرانی (حضور مردم زیر بمباران)، ماهیت واقعی این جریان آشکار شد:

– سکوت راهبردی: بخش قابل‌توجهی از سلبریتی‌های فعال، در سکوتی مرگبار فرورفتند.

– حمایت آشکار از متجاوز: برخی از آنها به دلیل وابستگی مالی و تصور حمایت از کارفرمایان فرامرزی، از کشورهای متجاوز دفاع کردند.

– نقاب‌زدایی: ژست مردمی‌بودن و دغدغه‌های اجتماعی این افراد در لحظه دفاع ملی، به طور کامل افشا شد و مشخص گردید که انگیزه اصلی آنها صرفاً تأمین منافع مالی و بقای اقتصادی خود بوده است.

۵. قطب مقابل؛ سلبریتی‌های متعهد و سرمایه‌های اجتماعی

در نقطه مقابل این جریان، سلبریتی‌های باشرف و متعهد در حوزه‌های سیاسی، هنری و ورزشی قرار دارند. این گروه که شجاعانه از مردم و کشور دفاع کردند، اثبات نمودند که حتی در میان قشر هدف طراحی‌های دشمن، عناصر متعهد زیادی حضور دارند.

برنامه‌ریزی برای سپردن سکان مدیریت عرصه‌های هنری، ورزشی و حتی سیاسی به این نیروهای اثبات شده، یک ضرورت راهبردی برای جلوگیری از تکرار تجارب گذشته است.

رفتارشناسی سلبریتی‌ها در بحران اخیر نشان داد که مدارای بدون ضابطه با جریانی که وابستگی ساختاری به دشمن دارد، نه‌تنها بی‌ثباتی سیاسی ایجاد می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی نظام را نیز به خطر می‌اندازد.

بازطراحی نظام حمایتی از سلبریتی‌های متعهد، ایجاد شفافیت در منابع مالی فعالان فرهنگی-هنری، و مقابله هوشمندانه با شبکه‌های سازمان‌یافته هدایت سلبریتی‌ها، از اولویت‌های راهبردی در دوران پس از جنگ خواهد بود.

منبع: فارس

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت