×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

جنگ آخرالزمانی کلید خورد؛ ترامپ ماشه را کشید

به گزارش خط بازار؛ با ورود دونالد ترامپ به تقابل مستقیم با ایران، بحرانی شکل گرفته که فراتر از یک درگیری منطقه‌ای است و به نقطه تعیین‌کننده‌ای در بازآرایی نظم جهانی تبدیل شده است.

دونالد ترامپ در لحظه‌ای وارد یک نبرد آخرالزمانی با ایران شد که همه چیز برای تغییر نظم جهانی آماده بود و لاجرم سرنوشت این جنگ بخشی از مهمترین ساختارهای ژئواستراتژیک جهان آینده را شکل خواهد داد. غرب آسیا برای چند دهه بین‌المللی‌ترین محیط ژئواستراتژیک بود و به دلیل تمرکز منابع انرژی، دسترسی به سراسر اوراسیا و اسلام سیاسی توانایی اثرگذاری ویژه‌ای بر دیگر مناطق و در کل نظم جهانی داشت.

سائول برنارد کوهن در کتاب ژئوپلیتیک نظام جهانی، هلال شکننده جهان اسلام که مرکز آن در خاورمیانه قرار دارد را یک محیط تثبیت نشده به لحاظ ژئوپلیتیکی قلمداد می‌کند که رقابت همچنان بر سر آن باقی است؛ و به دلیل همین سیالیت، این منطقه سرنوشت رقابت‌های ژئوپلیتیک جهانی را مشخص خواهد کرد.

این هلال شکننده در نهایت بایستی به یک صفحه با ثبات ژئواستراتژیک تبدیل شود و این امر تنها با یکپارچگی نسبی جهت‌گیری بازیگران متعدد در آن ممکن می‌گردد. آن جریان جهانی که بر این منطقه حاکم شود، نیمی از راه شکل‌دهی به نظم نوین بین‌المللی را طی نموده و ساختار آینده ژئواستراتژی جهان تحت تاثیر نظم حاکم بر این منطقه قوام خواهد یافت.

در این میان دو جریان جهانی وجود دارند، یکی، نیروهای وابسته به ژئوپلیتیک تاریخی اروپای غربی و استعماری؛ و دیگری، نیروهای ژئوپلیتیکی حاصل از تمدن‌های کهن که در حال بازیابی جایگاه جهانی خود هستند. این جریان‌ها در درون خود تکثر و تعارض‌هایی دارند اما در سطح ساختار نظام بین‌الملل می‌توان به این دوگانه قائل شد.

۱. نبرد تاریخ‌ساز

جنگ رمضان حاصل تعاطی و تراکم بحران‌های ژئوپلیتیکی عدیده‌ایست که در طول سه قرن گذشته در منطقه انباشته شده‌اند. نادیده گرفتن ریشه‌های کهن این جنگ و سطح تعیین کنندگی آن در نظم نوین جهانی می‌تواند منجر به از دست رفتن یک فرصت تاریخی برای بازیابی جایگاه ایران در نظام بین‌المللی شده و خسارتی جبران‌ناپذیر برای کشور به بار می‌آورد.

آنچه جمهوری اسلامی را از ابتدا در شرایط تحریم و فشار بین‌المللی قرار داد، نظم استعماری حاکم بر جهان بود که مبتنی بر تحکیم اقتدار بین‌المللی قدرت‌های غربی بنا شده و به وسیله قایق‌های توپ‌دار طی چند قرن پشتیبانی شده بود.

جزیره خارک که این روزها بار دیگر از سوی دشمن مورد تهدید قرار گرفته، در گذشته نیز به وسیله هلندی‌ها اشغال شده بود که با مجاهدت میرمُهنا، به عنوان یک حاکم محلی، در ۱۱۴۴ هجری شمسی از استعمارگران پس گرفته شد.

نبرد کنونی همچنان در همان ساختار ژئواستراتژیک تعریف شده و مواجهه‌ای میان قدرت‌های تمدنی-تاریخی با قدرت‌های استعماری است.

اکنون، در لحظه گذار نظم جهانی، جمهوری اسلامی با تقدیم هزینه‌های غیرقابل وصف و با مجاهدت مثال زدنی ملت ایران و نیروهای مسلح در آستانه یک تحول تاریخی قرار گرفته است که می‌تواند سرنوشت ایرانی که پس از سقوط اصفهان در ۲۴ اسفند ۱۱۱۸ هجری شمسی به یک نیروی حاشیه‌ای در نظام بین‌الملل تبدیل شد را تغییر دهد.

می‌توان نبرد کنونی را با جنگ ۱۸۹۸ ایالات متحده با قدرت پیر آن دوران یعنی اسپانیا مقایسه کرد که به واسطه آن پیروزی و آزاد شدن محیط ژئواستراتژیک ایالات متحده این کشور توانست طی چند دهه به قدرت اول جهان تبدیل شود.

رخدادی که هیچ‌گاه برای آلمان‌ها محقق نشد و این کشور علی‌رغم به پا کردن دو جنگ جهانی نتوانست از محاصره ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ آن دوران خارج شده و محیطی برای رشد و توسعه پیدا کند. بی‌تردید توسعه و آینده‌داری کشورها بدون غوطه‌وری در یک «ژئوپلیتیک رهایی‌یافته» ممکن نیست.

۲. نبرد پارتیزانی جهانیایران با انسداد تنگه هرمز عملا از تهدید خود برای یک جنگ منطقه‌ای فراتر رفته و بحران را به فضای جهانی توسعه داده و همانطور که رابرت مالی اشاره کرد این یک نبرد جهانی پارتیزانی به‌شمار می‌رود.

ایران نبرد را به پمپ‌بنزین‌ها، کارخانه‌ها و مزارع سراسر جهان گسترش داد و حال جهان در اضطرابی دامن‌گیر در حال نظاره سرنوشت جنگ ماست. عموم پیشبینی‌ها حکایت از این دارند که در صورت بسته ماندن تنگه هرمز به مدت یک ماه، اقتصاد جهانی وارد رکود خواهد شد.

کارشناسان، آزادسازی ذخایر استراتژیک را نیز برای کنترل بازار نفت کافی نمی‌دانند و معتقدند که حذف ۱۸ میلیون بشکه نفت- میزان نفت خلیج فارس- از بازار ۱۰۰ میلیون بشکه‌ای در هر روز به سادگی قابل جبران نیست چرا که ذخایر استراتژیک تنها روزانه ۲ میلیون بشکه را می‌توانند جبران کنند.

در عمل هیچ راه گریزی برای فرار از رکود اقتصاد جهانی جز تن دادن به خواسته‌های ایران وجود ندارد و هر چه زمان بسته ماندن تنگه طولانی‌تر شود، شتاب رکود برای تبدیل شدن به بحران اقتصادی افزایش پیدا خواهد کرد.

رکود اقتصاد جهانی با توجه به زمینه‌های مختلف اقتصادی موجود در هر کشور تبعات یکسانی ندارد اما در یک برآورد کلی برای اقتصاد جهان، اکونومیست، در برآورد مالی خود از سال ۲۰۲۶ سه مسئله را به عنوان زمینه‌های بروز بحران اقتصادی در این سال ذکر کرده بود؛ بحرانی که گفته می‌شود در سال‌های پیش بایستی به وقوع می‌پیوست اما به دلیل افزایش نرخ بهره و شرایط غیرقابل برآورد دیگر محقق نشد.

سه عامل مد نظر اکونومیست عبارتند از جنگ تجاری، بحران بدهی دولت‌ها و بحران اوراق قرضه.این سه عامل در کنار دیگر ریسک‌های بازار شرایط عدم قطعیت در اقتصاد جهانی را تشدید کرده‌اند(قاسمی، ۱۴۰۴). افزوده شدن فشار کمبود انرژی و تبعات بحران تنگه هرمز بر این ریسک‌ها، اقتصاد جهانی را یک قدم به پرتگاه نزدیک‌تر می‌کند.

بسته شدن تنگه هرمز اکثر بخش‌های اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داد و دامنه وسیع آن بر امنیت انرژی، امنیت غذایی، فناوری‌های نوظهور و دیگر زنجیره‌های تامین بین‌المللی به وضوح بر همگان روشن شد.افزایش درهم‌تنیدگی زنجیره‌های تامین بین‌المللی و تراکم بحران‌های اقتصاد جهانی در عمل نشان داد که بستن تنگه هرمز در مارس ۲۰۲۶ با بستن آن در سال ۲۰۰۵ یکسان نیست و اکنون خطر سقوط اقتصادهای جهان به دلیل اثر کاتالیزوری بحران مذکور بسیار جدی‌تر ارزیابی می‌شود.

در صورت تداوم انسداد تنگه و رخداد بحران در اقتصاد جهانی آنگاه ما با جهانی دیگر مواجه خواهیم شد و بسیاری از معادلات امنیتی و اقتصادی در سیستم بین‌المللی تغییر خواهد کرد. بحرانی که می‌تواند تبعاتی فراتر از بحران اقتصادی ۱۹۲۹ داشته باشد.

سخن پایانی: فراتر از یک نبرد منطقه‌ای

نکته حائز اهمیت اینست که ایران اکنون یک شطرنج بزرگ را آغاز کرده که بایستی آن را در سطح نظم جهانی نقد کند و بستن تنگه هرمز و نابود کردن پایگاه‌های راهبردی ایالات متحده در غرب آسیا را نبایستی به مثابه یک بازی منطقه‌ای در نظر گرفت.

در این نبرد جهانی شده، ایران بایستی علاوه بر راهبرد نظامی منسجم برای هر روز جنگ تا لحظه پایانی، دارای یک راهبرد سیاسی نیز باشد تا بتواند در ساختن نظم پس از منازعه نیز یک عنصر تعیین کننده به‌شمار آید.

کانون نظم نوین آینده جهان، قواعد حاکم بر خلیج فارس پس از این نبرد خواهد بود چرا که بازگشت به نظم مدرن تنها از پس تضمین امنیت انرژی و توازن نیروهای جدید جهانی در منطقه رقم می‌خورد.

این منطقه همچنان کانون نظم‌سازی جهان باقی خواهد ماند.جمهوری اسلامی تنها هنگامی می‌تواند سخن از پیروزی قطعی در این نبرد گوید که بتواند یک نظم نوین در منطقه و پایه‌ای اساسی برای نظم نوین جهانی ایجاد کند.

بدون داشتن طرحی برای نظم نوین جهانی و نظم منطقه‌ای که در نهایت با توجه به توازن نیروهای پس از جنگ اعمال شود، جنگ عملا بدون دستاورد خواهد بود؛ همانگونه که آلمان در جنگ جهانی اول به لحاظ نظامی شکست نخورد بلکه در فرآیند سیاسی صلح شکست به وی تحمیل شد.

از این روی دستگاه‌های راهبردی نظامی و امنیتی در کنار نهادهای سیاسی مانند وزارت امور خارجه و شورای راهبردی روابط خارجی موظف به طراحی الگوهایی برای نظم‌سازی در منطقه هستند که با توجه به معادلات قدرت در پایان جنگ بتوان دستاوردهای نظامی و عملیاتی را تبدیل به دستاوردهای راهبردی و نظم‌سازی کرد.

منبع: فارس

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت