کنترل جنگ در دست ترامپ نیست/«تصرف خارک» امکانپذیر نیست
به گزارش خط بازار؛ اگرچه هیچ جنگی دقیقا شبیه جنگ دیگر نیست، اما یک اصل تقریبا همیشگی وجود دارد: رهبران قدرتمند کمتر تهدید میکنند و بیشتر عمل میکنند، در حالی که رهبران ضعیف ابتدا تهدید میکنند و سپس فورا توضیح میدهند که تمایلی به ادامه جنگ ندارند.
درحالی که آتش بس میان ایران و آمریکا در میدان تمام شده است، دور جدید از حملات متقابل شروع شده است. در این میان، اظهارات اخیر ترامپ بیش از آن که ناشی از یک راهبرد مشخص باشد، به رفتارهای صرفا واکنشی شباهت دارد.
تام نیکولز در آتلانتیک نوشت: حتی اگر تصور کنیم که زمانی که دونالد ترامپ جنگ علیه ایران را آغاز کرد کنترل امور را در دست داشت، اما امروزه چنین نیست؛ چرا که اکنون این ایران است که قواعد درگیری را تعیین میکند. تهران در مدت اخیر بارها رئیسجمهور آمریکا را در موقعیتی تحقیرآمیز قرار داده است. آتشبسی که ترامپ ماه گذشته اعلام کرد، اقدامی که احتمالا برای آرام کردن بازارهای جهانی و جلوگیری از ورود کنگره آمریکا به ماجرا انجام شد، از همان ابتدا بیشتر شبیه به یک خیالپردازی بود، زیرا هیچیک از دو طرف در عمل، شلیکها را متوقف نکردند.
جنگ وارد فاز فرسایشی می شود؟
در روزهای اخیر، ایران سه نفتکش را که درحال عبور از مسیر جایگزین آمریکایی در تنگه هرمز بودند را هدف قرار داده است. در مقابل آمریکا نیز حدود ۸۰ نقطه در ایران را بمباران کرده و سپاه پاسداران نیز ۸۵ هدف وابسته به آمریکا در بحرین و کویت را مورد حمله قرار داده است.
این تحولات در کنارهم نشان میدهد که جنگ وارد مرحلهای از درگیری فرسایشی شده که برخلاف ادعای ترامپ، هیچ نشانی از آتشبس در آن دیده نمیشود.
تناقضهای ترامپ؛ از تمجید تا توهین
از ترامپ پرسیده شد که آیا تفاهمنامه امضاشده میان واشنگتن و تهران از بین رفته است یا نه. او پس از مکثی کوتاه پاسخ داد: «به نظر من تمام شده. دیگر نمیخواهم با آنها سروکار داشته باشم. آنها بیمارند.»
این درحالی است که او تنها چند هفته قبل، از رهبران ایران با عباراتی کاملا متفاوت یاد میکرد. او آنها را افرادی منطقی، باهوش،قوی و میهندوست توصیف کرده بود و گفته بود که هدف آن ها کمک به کشورشان است.
نویسنده مدعی شد: تفاهمنامهای که ترامپ برای خروج از جنگ امضا کرد، آنقدر به نفع ایران تنظیم شده بود که گویی خود تهران آن را نوشته است.
ایران با برنامه پیش میرود
نویسنده مدعی شد: اقدامات ایران نشان میدهد که تهران صرفا در حال واکنش نشان دادن به اقدامات آمریکا نیست، بلکه جنگ را بر اساس اهداف مشخص خود مدیریت میکند. ایران حاضر است هم به کشورهای حوزه خلیج فارس خسارت وارد کند و هم هزینههای این درگیری را بپذیرد؛ زیرا هدفش حفظ نظام سیاسی، کنترل تنگه هرمز و صیانت از برنامه هستهای است.
در مقابل، دولت ترامپ بدون یک راهبرد مشخص وارد جنگ شد. تکیه کاخ سفید بر مجموعهای از فرضیات اشتباه، اطلاعات قدیمی و احساسات شخصی رئیسجمهور بود. دولت آمریکا تصور میکرد که حکومت ایران بهسرعت فرو خواهد پاشید؛ تصوری که بیش از آنکه بر ارزیابیهای اطلاعاتی استوار باشد، بازتاب خواسته شخص ترامپ بود.
دونالد ترامپ و وزیر دفاع او، پیت هگست، هشدارهای سالها مطالعه و شبیهسازی ارتش و نهادهای اطلاعاتی آمریکا را نادیده گرفتند و هنگامی که ایران تنگه هرمز را بست و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داد، غافلگیر شدند. این درحالی است که تقریبا همه تحلیلگران وقوع آن را پیشبینی کرده بودند.
آمریکا اکنون نیز بدون آنکه توان تصرف و نگهداری سرزمین را داشته باشد، تنها مهمات گرانقیمت خود را مصرف میکند، بیآنکه دستاورد راهبردی قابلتوجهی را به دست آورد.
سردرگمی در نشست ناتو
رفتارهای اخیر ترامپ نیز نشانهای از فقدان انسجام در مدیریت جنگ است. او در جریان نشست ناتو در آنکارا طی تنها ۲۴ ساعت چندین بار دچار اشتباه شد؛ از تکرار ادعای مالکیت آمریکا بر گرینلند گرفته تا اشتباه گرفتن ایران با ژاپن، و همچنین اشتباه گرفتن ولودیمیر زلنسکی با ولادیمیر پوتین. او حتی نام شبکه اجتماعی «تیکتاک» را نیز به اشتباه «تیکتَک» تلفظ کرد.
پاسخهای ترامپ درباره آینده جنگ نیز همین آشفتگی را نشان میدهند. وقتی از او درباره حملات بیشتر به ایران سؤال شد، گفت: «معمولا این را نمیگویم، اما احتمالا بله. امشب محکم میزنیم، بعد میبینیم چه میشود.»
گفتن چنین جملاتی، بیانگر وضعیت رهبری که ابتکار عمل را در جنگ در اختیار دارد، نیست. بلکه نشاندهنده فردی است که نمیداند گام بعدی چیست و صرفا به رخدادها واکنش نشان میدهد.
تصرف خارک با واقعیت همخوان نیست
ترامپ همزمان دوباره از دو گزینه جنجالی سخن گفته است: اشغال جزیره خارک و حمله به زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله پلها و تأسیسات آبشیرینکن.
با این وجود، تصرف خارک مستلزم اعزام گسترده نیروهای زمینی آمریکا و پذیرش تلفات سنگین خواهد بود. همچنین حمله به زیرساختهای غیرنظامی، اگر با هدف تحت فشار قرار دادن مردم برای وادار کردن حکومت به مذاکره انجام شود، میتواند نقض آشکار قوانین جنگ محسوب شود.
نویسنده در پایان نوشت: به باور من، احتمال اجرای این تهدیدها اندک است؛ زیرا ترامپ ساعاتی بعد بار دیگر لحن خود را تغییر داد و گفت انتظار دارد هر اتفاقی «خیلی زود تمام شود» و تأکید کرد که آمریکا «دنبال یک جنگ طولانی نیست.»
تهران تهدیدها را جدی نمیگیرد
نیکولز که سالها در کالج جنگ نیروی دریایی آمریکا راهبرد نظامی تدریس کرده می گوید: اگرچه هیچ جنگی دقیقا شبیه جنگ دیگر نیست، اما یک اصل تقریبا همیشگی وجود دارد: رهبران قدرتمند کمتر تهدید میکنند و بیشتر عمل میکنند، در حالی که رهبران ضعیف ابتدا تهدید میکنند و سپس فورا توضیح میدهند که تمایلی به ادامه جنگ ندارند.
اما ترامپ دقیقا چنین الگویی را دنبال میکند و همین مسئله باعث میشود تا تهران نیز تهدیدهای او را چندان جدی نگیرد.
ترامپ درحال سوگواری برای آمریکا است!
به نظر می رسد که اکنون ترامپ در مراحل سوگواری وجود دارد. او ابتدا شکست آمریکا را انکار کرد، سپس با خشم به حملات تازه روی آورد و اکنون وارد مرحله چانهزنی شده است؛ گویی تصور میکند میتوان ایران را مانند یک طرف تجاری با امتیاز دادن به توافق واداشت.
اما هیچیک از این رویکردها نتیجه ای ندارد و در نهایت، آنچه در انتظار ترامپ خواهد بود، افسردگی و سپس پذیرش واقعیت خواهد بود.
منبع: اقتصادنیوز