وقتی «شصت» وسط استراتژی می نشیند
به گزارش خط بازار؛ این روزها «شصت» به عدد کلیدی در بیمه دانا تبدیل شده چرا که اگر بخواهیم از این عدد رمز گشایی کنیم به میزان افت حقبیمه تولیدی شرکت در پایان سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ نسبت به دوره مشابه سال قبل می رسیم.
آمارهای جدید نشان می دهد که حق بیمه اعلامی بیمه دانا از ۲۷۴.۱ هزار میلیارد ریال در سه ماهه ابتدای ۱۴۰۴ به ۱۱۰.۷ هزار میلیارد ریال در سه ماهه امسال رسیده است؛ افتی که برای شرکتی که تا سال گذشته در جمع پنج بازیگر بزرگ صنعت بیمه قرار داشت، نمی تواند صرفاً یک نوسان دورهای باشد، چرا که حالا به لطف مدیران جایگاه رقابتی بیمه دانا در صنعت بیمه را هم تقلیل داده است .
از سوی دیگر و همزمان، خسارت پرداختی نه تنها کاهش نیافته، بلکه از ۹۱.۳ هزار میلیارد ریال در مدت مشابه سه ماهه سال قبل به ۹۷.۹هزار میلیارد ریال در سه ماهه امسال افزایش یافته است، خوب مسلما نتیجه این واگرایی هم روشن است تا جایی که نسبت خسارت شرکت از حدود ۳۳درصد به نزدیک ۸۸درصد جهش کرده و این در حالی است که رقم حق بیمه اعلامی مربوط به صدور است و نه وصول .
این تغییر برای هر تحلیلگر صنعت بیمه، نشانهای واضح از افزایش ریسک عملیاتی و تضعیف کیفیت پذیرهنویسی است؛ یعنی توانایی شرکت در انتخاب ریسکهایی که حقبیمه دریافتی از آنها بتواند هزینه خسارتهای آینده را بهطور پایدار پوشش دهد.
ابتدای امسال بود که ابوالفضل آقادادی مدیرعامل شرکت اعلام کرد که راهبرد بیمه دانا بر توسعه خردهفروشی و کاهش وابستگی به قراردادهای بزرگ متمرکز خواهد بود که البته اعداد سهماهه نخست، هنوز چنین ادعایی را تأیید نمیکنند.
اگر استراتژی خردهفروشی «آقادادی» بهدرستی اجرا شده بود، انتظار میرفت کاهش وابستگی به چند قرارداد بزرگ با رشد پایدار در تعداد بیمهنامههای خرد جبران شود و افت پرتفوی در چنین ابعاد فاجعه باری رخ ندهد، چرا که نتیجه مدیریت او در این شرکت سبب شد که پرتفوی دانا نسبت به سال گذشته نصف و یا به عبارت دقیق تر ۶۰ درصد کوچکتر شود.
حالا اما کاهش نزدیک به ۶۰ درصدی تولید حقبیمه نشان میدهد که یا شبکه فروش هنوز توان جایگزینی پرتفوی از دسترفته را پیدا نکرده است، یا فرآیند گذار از فروش عمده به خردهفروشی با سرعت و برنامهریزی لازم پیش نرفته است. در نتیجه، ادعای موفقیت این استراتژی دستکم در پایان فصل نخست، پشتوانه آماری کافی ندارد.
از سوی دیگر، تمرکز پرتفوی همچنان محل ابهام است. اگرچه سهم رشته درمان از ۸۲ درصد به ۴۱ درصد کاهش یافته، اما این کاهش بیش از آنکه حاصل تنوعبخشی موفق باشد، نتیجه افت شدید تولید در همین رشته است و درمان همچنان بزرگترین رشته شرکت باقی مانده و حدود ۴۵.۸ هزار میلیارد ریال از حقبیمه تولیدی را به خود اختصاص داده است.
مهمتر آنکه نسبت خسارت پرداختی در این رشته به حدود ۱۳۰ درصد رسیده و در بدنه خودرو نیز نسبت خسارت از ۸۰ درصدفراتر رفته است و چنین ارقامی بهسختی با مفهوم «پذیرهنویسی منضبط» یا «انتخاب دقیق ریسک» سازگار است.
اما ادامه تحلیل این روند از زاویه علم آیندهپژوهی، میتواند پیامدهایی فراتر از کاهش سودآوری دست کم برای سهامداران داشته باشد، چرا که شرکتی که همزمان با کوچک شدن بازار خود، نسبت خسارت بالاتری را تجربه میکند، بهتدریج با کاهش توان سرمایهگذاری، افزایش فشار بر ذخایر فنی، محدود شدن ظرفیت نگهداری ریسک و تضعیف جایگاه رقابتی مواجه خواهد شد.
در چنین شرایطی، حتی اگر در دورههای بعدی رشد اسمی پرتفوی نیز اتفاق بیفتد، کیفیت این رشد زیر سؤال خواهد بود؛ زیرا موتور اصلی خلق ارزش در صنعت بیمه، «رشد سودآور» است، نه صرفاً افزایش یا حفظ حجم فروش.
این در حالی است که بیمه دانا تنها یک شرکت بیمه عادی نیست، بخشی از دارایی میلیونها سهامدار عدالت را نمایندگی میکند و هرگونه تداوم فاصله میان راهبردهای اعلامشده و نتایج عملیاتی، میتواند به تدریج سرمایه اقتصادی شرکت، توان ایفای تعهدات آینده و اعتماد عمومی به بازار بیمه را تحت تأثیر قرار دهد.
رازپول بار دیگر تاکید می کند که بیمه دانا شرکتی است که بخشی از مالکیت آن به سهامداران عدالت تعلق دارد و هر افت در کیفیت عملکرد آن، آثار مستقیم بر دارایی میلیونها نفر خواهد داشت.
منبع: راز پول