×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

پارادوکس اسکناس سبز؛ دلار چگونه طلا را به ستون ذخایر اقتصاد چندقطبی بدل می‌کند؟

به گزارش خط بازار؛ تقویت دلار آمریکا به شکلی متناقض، روند جست‌وجو برای جایگزین این ارز را شتاب بخشیده است چرا که بانک‌های مرکزی با هدف متنوع‌سازی ذخایر ارزی خود، خرید طلا را افزایش داده‌اند و این فلز گرانبها در یک نظام مالی چندقطبی، در حال پس‌گرفتن جایگاه خود به‌عنوان دارایی ذخیره‌ای اصلی است.

تارنمای نشریه «سی‌ای‌او ورلد/ CEOWORLD» نوشت: طلا در حال تبدیل شدن به «پول بیرونی- بیرون از زنجیره بدهی‌ها و تعهدات نظام پولی» در یک نظام مالی چندقطبی است که از نظر سیاسی بی‌طرف بوده و از خطر تحریم‌ها مصون‌ است. پیامدهای این تحول برای ترازنامه‌ها، هزینه‌های تامین مالی و راهبردهای بلندمدت سرمایه‌گذاری در گزارش زیر مورد بررسی قرار گرفته است.

طلا در قامت دارایی ذخیره‌ای در جهانی چندقطبی

قدرت گرفتن دلار آمریکا شرایط مالی جهان را تحت فشار قرار داده و در این فرآیند، بانک‌های مرکزی به سمت طلا به‌عنوان یک دارایی ذخیره‌ای راهبردی سوق یافته‌اند. با افزایش ارزش دلار، هزینه بازپرداخت بدهی‌های دلاری بالا می‌رود، ریسک تامین مالی تشدید می‌شود و سرمایه‌گذاران دارای موقعیت‌های اهرمی را وادار به خروج از معاملات می‌کند. در این شرایط، مدیران ذخایر ارزی به‌تدریج وابستگی انحصاری خود به دلار را کاهش و سهم طلا را افزایش می‌دهند.

آمارِندرا بوشان دیراج، مدیرعامل این نشریه مستقر در نیویورک، این تحول را در جمله‌ای کوتاه خلاصه می‌کند: «طلا در حال تبدیل شدن به دارایی ذخیره‌ای جهانی چندقطبی است.»

البته این به معنای محو شدن دلار از نظام مالی جهان نیست، بلکه نشان‌دهنده شکل‌گیری تدریجی چهارچوبی است که در آن دیگر یک ارز به‌تنهایی بار ذخایر جهانی را بر دوش نمی‌کشد و طلا بار دیگر به‌عنوان لنگری بی‌طرف، جایگاه خود را بازمی‌یابد.

پارادوکس تقویت دلار؛ قدرتی که موتور محرکه فاصله گرفتن از آن است!

نقطه آغاز این تحول، یک پارادوکس(متناقض‌نما) است. همان‌طور که دیراج می‌گوید «هرچه دلار آمریکا قوی‌تر شود، انگیزه کشورها برای یافتن جایگزین‌های آن نیز بیشتر خواهد شد.» با تقویت ارزش دلار، هزینه بازپرداخت بدهی‌های دلاری برای سایر کشورها افزایش می‌یابد، نقدینگی جهانی محدودتر می‌شود و نوسانات بازار، سرمایه‌گذاران را وادار می‌کند تا معاملات اهرمی و «کَری ترید(از روش‌های سرمایه‌گذاری در بازار ارز که بر پایه اختلاف نرخ بهره بین دو ارز، سود ایجاد می‌کند)» را ببندند. این شرایط به مدیران ذخایر ارزی هشدار می‌دهد که ریسک تمرکز بر دلار را کاهش دهند.

در این میان، هدف جایگزین کردن دلار با یک ارز واحد دیگر نیست بلکه روند واقعی حرکت تدریجی به سمت یک نظام ذخایر ارزی متنوع و چندقطبی است؛ نظامی که در آن دلار همچنان نقش محوری دارد، اما در کنار مجموعه‌ای گسترده از ارزها و دارایی‌های غیردولتی، به‌ویژه طلا، قرار می‌گیرد.

طلا؛ «پول بیرونی» در یک نظام مالی چندپاره

در این معماری در حال شکل‌گیری، طلا جایگاهی منحصربه‌فرد به‌عنوان «پول بیرونی/ Outside Money» پیدا می‌کند. به گفته یک تحلیلگر که با «سی‌ای‌او ورلد» گفت‌وگو کرده، «طلا خارج از تعهدات مالی یک دولت یا بانک مرکزی قرار دارد؛ خاصیتی که با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی و مخاطرات ناشی از تحریم‌ها، از یک فرضیه به واقعیتی عملی بدل شده و اهمیت دوچندان یافته است.»

وی اضافه کرد: برخلاف ارزهای ملی، طلا وابستگی و تعهد سیاسی ندارد؛ خلاف اوراق قرضه دولتی، ریسک طرف معامله ندارد؛ و عکس سپرده‌های بانکی، اگر در داخل کشور(متبوع) نگهداری شود، قابل توقیف یا تحریم نیست.

به همین دلیل، از نگاه بانک‌های مرکزی، طلا از ابزاری صرف برای پوشش ریسک تورم، به یک سپر راهبردی در برابر مخاطرات پولی و یک وثیقه ذخیره‌ای راهبردی تبدیل شده است. برای خزانه‌داران شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران نهادی نیز همین منطق برقرار است؛ طلا جایگزین وجه نقد نیست، اما می‌تواند مخاطرات قریب‌الوقوع سبد دارایی‌ها را کاهش دهد.

رشد ساختاری سهم طلا در ذخایر بانک‌های مرکزی

این تغییر رویکرد به‌خوبی در آمار ذخایر ارزی قابل مشاهده است. دیراج می‌گوید که سهم طلا در ذخایر بانک‌های مرکزی که از سال ۲۰۰۰ به‌طور متوسط حدود ۱۲ درصد بود، به‌تازگی تا حدود ۳۴ درصد افزایش یافته و اکنون با اندکی کاهش، در حدود ۲۷ درصد است. این روند نشان می‌دهد که بازگشت طلا یک حرکت مقطعی نیست، بلکه تغییری ساختاری و درازمدت در نظام مالی جهان است.

شورای جهانی طلا نیز در آمارهای خود همین موضوع را تایید می‌کند. بانک‌های مرکزی تنها در سه‌ماهه نخست سال جاری میلادی، ۲۴۴ تُن طلا خریداری کردند؛ رقمی که نسبت به سه‌ماهه قبل و همچنین متوسط پنج‌ساله بالاتر است.

همچنین، خرید خالص بانک‌های مرکزی در ۱۰ فصل از ۱۱ فصل گذشته از ۲۰۰ تُن فراتر رفته است؛ موضوعی که بر این واقعیت صحه می‌گذارد که این تقاضا، مستقل از رویه‌های نرخ بهره و تورم، همچنان به قوت خود باقیست. این آمار برای مدیران سرمایه‌گذاری، اهمیت زیادی دارد زیرا نشان می‌دهد که تقاضای رسمی بانک‌های مرکزی احتمالا همچنان به‌عنوان مولفه‌ای حمایتی برای قیمت طلا عمل خواهد کرد، حتی اگر جریان‌های خرید و فروش سفته‌بازانه کاهش یابد.

ژئوپلیتیک، تحریم‌ها و تصمیم‌گیری درباره محل نگهداری طلا

تغییر رویکرد بانک‌های مرکزی تنها به میزان ذخایر طلا محدود نمی‌شود، بلکه محل نگهداری آن را نیز در بر می‌گیرد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که تعداد بیشتری از بانک‌های مرکزی، ذخایر طلای خود را به داخل کشور منتقل یا محل نگهداری خارجی آن را متنوع کرده‌اند؛ زیرا خطر مصادره و توقیف ذخایر ارزی خارجی و تحریم‌ها دیگر یک احتمال نظری نیست، بلکه به یک خطر واقعی تبدیل شده است.

در این فضا، جذابیت طلا نه به دلیل بازدهی آن، بلکه به واسطه توانایی آن در نقش‌آفرینی به عنوان وثیقه‌ یا تضمینی بسیار معتبر و قابل‌اعتماد است که در صورت نگهداری در داخل کشور، کمتر در معرض فشارهای سیاسی قرار می‌گیرد.

پیامدهای سرمایه‌گذاری؛ خرید در زمان افت قیمت

تقویت دلار در کوتاه‌مدت به طور معمول به زیان طلا تمام می‌شود؛ زیرا افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و رشد ارزش دلار، جذابیت دارایی‌های بدون سودی مانند طلا را کاهش می‌دهد. اما دقیقا همین فضا، اغلب توجیه سرمایه‌گذاری بلندمدت در طلا را قوی‌تر می‌سازند؛ زیرا وابستگی بیش از حد به ذخایر دلاری را پرریسک‌تر نشان می‌دهد. به همین دلیل، هرگونه افت قیمت طلا می‌تواند برای سرمایه‌گذاران خرد فرصتی برای خرید در اصلاح بازار و بهره‌برداری از رشد بلندمدت باشد.

برای سرمایه‌گذاران نهادی، پیام اندکی متفاوت و پیچیده‌تر است. طلا قرار نیست جایگزین اوراق قرضه دولتی شود، اما زمانی که خود بانک‌های مرکزی از آن به‌عنوان وثیقه راهبردی استفاده می‌کنند، سرمایه‌گذاران نیز می‌توانند آن را ابزاری برای پوشش ریسک‌های ارزی، ریسک‌ نرخ بهره و مخاطرات سیاسی در سبد دارایی خود بدانند.

اهمیت این تحول برای مدیران کسب‌وکار

افزایش نقش طلا در جهان چندقطبی پیامدهای مهمی برای مدیران ارشد شرکت‌ها دارد که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تغییر الگوی ذخایر ارزی و قدرت دلار بر هزینه تامین مالی، دسترسی به بازارهای سرمایه و ریسک بازپرداخت بدهی‌ها اثر می‌گذارد؛ شرکت‌های بین‌المللی باید در راهبردهای پوشش ریسک ارزی، ترکیب ارزهای بدهی و ساختار نقدینگی خود بازنگری کنند؛ نقش طلا به‌عنوان «پول بیرونی» نشان می‌دهد که هیات‌مدیره‌ شرکت‌ها باید علاوه بر ریسک بازار، مخاطرات سیاسی، تحریم‌ها و حوزه‌های قضایی را نیز در مدیریت دارایی‌ها مدنظر قرار دهند؛ مدیران باید بتوانند برای سرمایه‌گذاران توضیح دهند که شرکت چگونه در برابر نوسانات ارزی و شوک‌های ژئوپلیتیکی از ترازنامه خود محافظت می‌کند.

در تمام موارد یادشده، طلا بیش از آنکه یک دارایی سفته‌بازانه باشد، نشانه‌ای از تغییر سلسله‌مراتب ریسک در نظام مالی جهان است.

مسیر پیش رو؛ حرکت تدریجی به سوی جهان چندقطبی

ابهام اصلی در ۱۲ تا ۲۴ ماه آتی این نیست که آیا دلار همچنان ارز غالب جهان باقی می‌ماند یا نه؛ بلکه پرسش اصلی، سرعت و نحوه پیشروی جهان به سمت یک نظام چندقطبی است.

بانک‌های مرکزی با ادامه خرید طلا، افزایش علاقه‌مندی به این فلز گرانبها و تغییر محل نگهداری ذخایر خود، به‌روشنی این مسیر را نشان می‌دهند. این روند بر نوسانات ارزی، همبستگی دارایی‌ها و رفتار سرمایه‌های امن در زمان بحران تاثیر خواهد گذاشت.

بهترین رویکرد برای مدیران کسب‌وکار آن است که این تحولات را به‌دقت زیر نظر بگیرند و به‌تدریج سیاست‌های خزانه‌داری، سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک خود را با واقعیت‌های نظام مالی جدید هماهنگ کنند؛ جهانی که در آن طلا بار دیگر به یکی از ارکان اصلی ذخایر رسمی بدل شده است.

منبع: ایرنا

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی
عضویت