نظم آینده منطقه در ۹۰ روز آینده رقم می خورد/شرط پایان جنگ مشخص شد
به گزارش خط بازار؛ همایش هماندیشی نقش ایران در بازسازی نظم منطقه، امروز(دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) در مرکز پژوهشهای مجلس، برگزار شد.
بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش های مجلس، در این همایش، عنوان کرد: جنگ رمضان به عنوان نوعی نبرد بنیادین تعریف شده است که پیامدهای آن فراتر از دستاوردهای نظامی و دفاعی است و نظم مستقر پس از این جنگ، بزرگترین دستاوردی خواهد بود که اهمیتی بسیار بیشتر از خود نبردهای نظامی دارد.
جنگ رمضان حق یک تمدن برای تعیین سرنوشت آینده خود محسوب میشود
رئیس مرکز پژوهش های مجلس، افزود: هدف جنگ رمضان، حرکت از ساختار نظام سلطه به سوی نظامی است که در آن ملتهای منطقه تعیینکننده سرنوشت منطقه هستند. این نبرد، آغازگر تغییراتی برگشتناپذیر است که آثار آن به صورت دائمی در منطقه باقی خواهد ماند. در واقع، جنگ رمضان دفاع از حق یک تمدن و حق یک منطقه برای تعیین سرنوشت آینده خود محسوب میشود.
وی درباره طرح تغییر نظم منطقه به سمت حاکمسازی نظم ایرانی عنوان کرد: به دلیل پیشینه فرهنگی، تمدنی، تاریخی و ارتباطات قومی موجود در منطقه، این سیاست با چالش مواجه بوده است. به عبارتی پیوندهای تاریخی منطقه، همچنان کارکرد خود را حفظ کرده و میتواند محمل مناسبی برای همپیمانی و اتحاد کشورهای منطقه باشد.
نگاهداری اضافه کرد: بر همین اساس تلاش بر آن است که بدون نفی حاکمیت کشورهای فعلی یا بازسازی صرف گذشته، ایده تمدنی ایران به سیاست تبدیل شود که البته همواره این سیاست مورد احساس خطر قدرتهای سلطهگر قرار گرفته است.
ضرورت اتحاد کشورهای منطقه برای بازسازی نظم منطقهای
وی درباره سه رکن اصلی نظم منطقه ایرانی گفت: نظم منطقه ایرانی بر این اساس استوار است که دولتهای مستقل منطقه بتوانند برای امنیت و پیشرفت خود برابر مداخلات قدرتهای بیرونی با هم متحد شوند. برای تحقق این نظم، استقلال کشورها، مردمپایه بودن دولتها و اتحاد و همکاری تمدنی ملتهای منطقه بر پایه درهمتنیدگی فرهنگی و قومی ضروری است.
رئیس مرکز پژوهش های مجلس، با بیان اینکه تنگه هرمز فراتر از یک آبراه ساده، محل تقابل دو منطق رقیب است، یادآور شد: منطق اول درصدد اعمال سلطه و تبدیل منافع حیاتی اقتصادی و انرژی به مصارف سیاسی و اقتصادی خود است و منطق دوم با هدف معماری یک سازوکار تحت عنوان نظم منطقه ایرانی، تلاش میکند تا کشورهای منطقه بتوانند به صورت همسرنوشت و بدون مداخله بیرونی، به اعمال حاکمیت بپردازند.
وی افزود: با توجه به ظرفیت غرب آسیا، این منطقه نمیتواند برای همیشه دو نظم رقیب را در خود جای دهد. در فرایند فعلی با ایستادگی ملی، هدف نهایی یعنی استقرار نظم منطقه ایرانی در قالب «نظم همسرنوشت» میان دولتها و ملتها محقق خواهد شد.
ترامپ گرفتار توهم بازندهها شده است
رئیس مرکز پژوهش های مجلس، درباره اظهارات اخیر ترامپ درباره خلیج فارس و تنگه هرمز عنوان کرد: چنین ادعاهایی از نظر روانشناختی، نشانهای از توهم بازندهها و علائم شکست در جنگ است. انتظار میرود با تداعی یک دیپلماسی عزتمندانه و تصمیمگیرانه، پیروزیهای حاصل شده در میدان، به پیروزیهای حقوقی قطعی در تنگه هرمز تبدیل شود.
متقی: نگاه ایران در طول تاریخ حفظ موقعیت و حفظ هویت بوده است
ابراهیم متقی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در این همایش اظهار کرد: در حوزه سیاسی، مهمترین بحث این است که آیا ما ایرانی هستیم، مسلمان هستیم یا هم ایرانی و هم مسلمان؟ آیا نگاه ما مربوط به مقاومت است؟ آیا نگاه این است که حفظ امنیت منطقهای را داشته باشیم یا اینکه کارگزار قدرتهای بزرگ باشیم؟
وی افزود: ژئوپلیتیک ایران میگوید که میتوان بازیگری بود که دارای قدرت منطقهای است، مشروط بر اینکه در تعارض با قدرتهای بزرگ قرار نگیریم و یا اگر قرار گرفتیم، یک قدرت بزرگ حامی راهبردی ما باشد. اینجا پیوند معادله قدرت، امنیت و ژئوپلیتیک مطرح میشود. نگاهی که ایران در طول تاریخ داشته، نگاهی مبتنی بر حفظ هویت و حفظ موقعیتی است که ریشههای ذهنی آن امپراتوری است.
استاد دانشگاه تهران گفت: «ایران به عنوان مرکز منطقه» در تفکر راهبردی ایران وجود داشته و وجود دارد. به همین دلیل نتانیاهو یک بحث خیلی بزرگ دارد مبنی بر اینکه ایران خیلی بزرگ است و باید تجزیه شود. البته تفکرشان این بود که جنگ در ایران به سرعت تمام میشود، ولی گراهام فولر در کتابش در سال ۱۹۹۲ نوشته، قدرتهای بزرگ در جدال با ایران پیروز نخواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه قدرت ما با قدرتهای بزرگ، به لحاظ تکنولوژی و تسلیحاتی جدید، متوازن نیست، یادآور شد: در چنین شرایطی برای ترمیم این مسئله باید از جنگ نامتقارن بهره گرفت. وقتی که بحث موجودیت مطرح شود، راهبرد ایران، راهبرد نامتقارن خواهد بود. همانگونه که فوکو وقتی انقلاب شد، بحثش این بود که انقلاب ایران اولین انقلاب پستمدرنیستی جهان است. حرفش این بود که مقاومت، سلاح ضعفا است. خب، وقتی که یک پسهویت داریم، ایرانی، کنترل منطقهای دارید، راهبردت راهبرد نامتقارن است. محور اصلی هم مقاومت است. اینجا هستش که تو میتوانی کنش قدرتهای بزرگ را خنثی کنی.
آمریکا برای نقش هژمونیک خود به دنبال کنترل منابع است
متقی در ادامه گفت: آمریکا برای اینکه بتواند نقش هژمونیک داشته باشد و برای اینکه بتواند روسیه و چین را کنترل کند، باید بتواند منابع را مدیریت کند اما کنترل منابع دچار مشکل شد. نکته دوم، باید بتواند بازیگران را کنترل کند. یکی از این بازیگران ایران است. بر همین اساس ایران را مورد ضربه و آسیب قرار دادند اما راهبردشان را نتوانستند بزنند.
استاد دانشگاه تهران بیان کرد: وقتی که هویت، امنیت، قدرت اقتصادی و موجودیت خدشهدار میشود، این حق تو است که بتوانید برای تثبیت موقعیت خود، جنگ را گسترش بدهید.
جدایی حوزه دیپلماسی از حوزه راهبردی، در تفکر راهبردی جهان، معنایی ندارد
وی با بیان اینکه آمریکا به ایران برای دیپلماسی و برای ثبات در داخل کشور نیاز دارد تصریح کرد: بعضیها که میگویند حوزه دیپلماسی از حوزه راهبردی جداست، اصلاً این مسئله در تفکر راهبردی جهان معنایی ندارد. پس امروز برای ثبات منطقه، آمریکا نیاز دارد که با ایران کار کند.
متقی با تاکید بر اینکه آمریکا ایران را نمیتواند نادیده بگیرد، عنوان کرد: پس در اینجا ما برای اینکه بتوانیم از این بحران عبور کنیم، چه باید کرد؟ از قدرت رها نشویم، اندیشه قدرت را نادیده نگیریم. پس در هر مرحلهای و در هر فضایی که هستیم، باید تولید قدرت کنیم و به قول معروف، قابلیتهای قدرتمان را افزایش بدهیم.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران اظهار کرد: دوم اینکه مقاومت در سطح اجتماعی، در سطح ساختاری و در سطح منطقهای. یعنی جبهه مقاومت باید بازتولید بشود؛ نه با ادبیات تکراری و نه با ادبیاتی اجباری.
در شرایط حفظ نظام سیاسی، واجبات توسعه روابط بینالملل، انعطافپذیری دیپلماتیک است
متقی خاطرنشان کرد: نکته سوم، انعطاف دیپلماتیک داشته باشیم. این بحثهایی که دیپلماسی یعنی ضرر، معنا ندارد. در شرایط حفظ نظام سیاسی، واجبات توسعه روابط بینالملل، انعطافپذیری دیپلماتیک است.
متکی: نظم آینده منطقه به نتیجه جنگ اخیر بستگی دارد
منوچهر متکی نیز در این همایش عنوان کرد: جنگ از آنجا آغاز شد که پژوهشگاهها اعلام میکردند هزینه براندازی جمهوری اسلامی کمتر از هزینه تغییر رفتار جمهوری اسلامی است. بر همین اساس صهیونیستها تا جایی که توانستند آمریکا را به این جمعبندی رسانده بودند که رفتار جمهوری اسلامی ایران قابل تغییر نیست. اما امروز گفته میشود هزینه ماندن آمریکا در جنگ بسیار بیشتر از هزینه رها کردن آن است.
تفاهمنامه به نفع ایران بوده است
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نتیجه جنگ تعیین میکند که آرایش منطقهای آینده چگونه خواهد بود، با اشاره مذاکراتی گذشته افزود: ما دو بار مذاکره کردیم و برای هر دو مذاکره، طراحی فریبکارانهای صورت گرفته بود. در مذاکره سوم، چارچوب و ارزیابی ارائه شد. اینکه پیشنهاد ۱۴ بندی ایران در برابر پیشنهاد ۱۵ بندی ترامپ مورد پذیرش قرار گرفت، نشان میدهد این تفاهمنامه به نفع ایران بوده است.
آمریکا برابر ایران دچار کمبود منطق شده است
متکی با بیان اینکه ترامپ در شرایطی قرار دارد که مشکل او، سلاح، نفرات، خسته شدن نیروها در ناو آبراهام لینکلن و حتی پول نیست، عنوان کرد: به عنوانمثال دلیل شکست آمریکا در افغانستان کمبود پول و سلاح نبود، بلکه آمریکا منطق کم آورد.
وی اضافه کرد: آمریکا معتقد است چون قدرت و زور دارد، بنابراین باید منطق آن نیز پذیرفته شود. آنها این منطق را در نقاط مختلف و در سیاستهای خود جا انداختهاند، اما در ایران و افغانستان نتوانستند آن را تحمیل کنند.
وی ادامه داد: ترامپ با مشکل منطق و همچنین عقبه انتخاباتی مواجه است و تمام فکر و ذکر و طراحی آمریکا معطوف به انتخابات نوامبر است. اگر در انتخابات آمریکا بهطور مشخص جریان حاکم یعنی جمهوریخواهان شکست بخورند، یک منطق شکست خواهد خورد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: جمهوریخواهان در سال ۲۰۱۹ به این حرف امام شهید رسیدند که آمریکا در حال افول است. آمریکا در سال ۲۰۱۶ به این نتیجه رسید که دیگر ابرقدرت نیست؛ نمیتواند آنچه را میخواهد محقق کند و نمیتواند جلوی آنچه را نمیخواهد، بگیرد. بنابراین طراحی کردند تا آنچه را میخواهند انجام دهند و به همین دلیل در سال ۲۰۱۶ ترامپ را نامزد کردند، اما متوجه نشدند که این ایده شکست خورده است.
وی با اشاره به نگرانی آمریکا برای تکرار شکست عنوان کرد: این شکست به اندازه شکست کارتر در انتخابات دور دومش اهمیت دارد، زیرا طرف این شکست، ایران است.
وی درباره بخشی از دلایل شکست ترامپ در انتخابات قبلی نیز اظهار کرد: ترامپ در عرصه خارجی در چهار موضوع ونزوئلا، کره شمالی، فلسطین و ایران با شکست مواجه شد و در دور دوم رأی نیاورد.
نظم آینده منطقه به نتیجه این جنگ بستگی دارد
متکی همچنین با تأکید دوباره بر اهمیت ۹۰ روز آینده گفت: ۹۰ روز آینده بسیار مهم است و نظم آینده منطقه به نتیجه این جنگ بستگی دارد. آنها تمام تلاش خود را به کار خواهند گرفت. چهار تاکتیک نیز در اختیار دارند؛ جنگ محدود، آتشبس، محاصره و مذاکره. آنها میخواهند با استفاده از این چهار تاکتیک، این سه ماه را پشت سر بگذارند.
هیچ جای دنیا میدان و دیپلماسی را از یکدیگر جدا نمیکنند
وی با بیان اینکه بنای آمریکا اجرای تفاهمنامه نیست بلکه صرفاً درگیر ما در مذاکره برای پیروزی آنها در انتخابات است، عنوان کرد: البته هیچ جای دنیا میدان و دیپلماسی را از یکدیگر جدا نمیکنند. بلکه در دنیا مؤلفههای قدرت در کنار یکدیگر قرار میگیرند و باید دقت کنیم که این بار فریب نخوریم. البته اینکه طرح ۱۴ بندی پذیرفته نشد، نشاندهنده هوشمندی مذاکرهکنندگان بود.
آجرلو: جنگ باید طوری تمام شود که جنگ جدید رخ ندهد
سعید آجرلو، نیز در این همایش، با طرح این پرسش که پایان جنگ چگونه ممکن است، ادامه داد: نظر اول، همراهی با آمریکاست یعنی نظم امنیتی مورد مدیریت آمریکا و آن چیزی که تحت عنوان هژمونی آمریکاست را بپذیریم و بخشی از این نظم امنیتی بشویم.
این استاد دانشگاه گفت: نظر دوم و سوم این است که آمریکا را خسته کنیم. این خسته شدن هم از طریق حمله پیشدستانه است؛ برخی از دوستان میگویند ما نیازمند یک حمله پیشدستانه هستیم و این حمله پیشدستانه ضربهای به آمریکا وارد خواهد کرد اما خسته کردن آمریکا سادهانگاری است.
وی افزود: عدهای میگویند که مذاکره لازم نیست و تابآوری چند ماهه داشته باشیم و همین وضعیت نه مذاکره نه جنگ ادامه پیدا کند.
رئیس مرکز افکارسنجی ملت مرکز پژوهشهای مجلس، با اشاره به اظهارات اخیر نعیم قاسم دبیر کل حزبالله لبنان گفت: او چند روز پیش گفت تفاهم اسلامآباد موجب شد ۳۰۰ هزار نفر به خانههایشان برگردند؛ یعنی همان کسانی که آواره بودند.
ما در موضوع تنگه هرمز جنگیدیم
آجرلو همچنین درباره تنگه هرمز گفت: ما در موضوع تنگه هرمز جنگیدیم. اگر این مذاکره به نتیجه برسد، مسیر جنوبی بسته شده و یک مسیر موقت به عنوان مسیر جدید و مسیر میانی باز میشود.
وی با اشاره به مقایسه بین ایران و یمن از سوی برخی از کارشناسان گفت: اساسا جامعه ایران با جامعه یمن متفاوت است؛ چه طور برخی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را که الهامبخش جبهه مقاومت بوده و یکی از شعاعهای آن یمن است، کنار میگذاشته و میگویید باید از یمن درس بگیریم. انقلاب اسلامی الهامبخش بوده و شعاع آن حزبالله، عراق، یمن و جاهای دیگر است.
آجرلو با اشاره به دیدگاه اندیشکدههای تندروی آمریکایی گفت: مسئله بعدی این است که وقتی به اندیشکدههای تندروی آمریکا نگاه میکنیم، پیشنهاد آنها به دولت آمریکا و ترامپ افزایش فشار اقتصادی است تا بعد از افزایش، دوباره حمله کنند.
جنگ باید طوری تمام شود که جنگ جدید اتفاق نیفتد
وی تاکید کرد: جنگ باید طوری تمام شود که جنگ جدید اتفاق نیفتد که این موضوع ذیل بازدارنگی تعریف میشود؛ باید نظم جدید منطقهای بسازیم و نظم مورد نظر آمریکا را برهم بزنیم. وقتی ما نتوانیم نفت بفروشیم بقیه هم نباید بتوانند نفت بفروشند پس باید طرح و بازی جدیدی داشت. مسئله مهم برای آمریکا این است که هزینه خروج از جنگ از هزینه ماندنش بیشتر است چون در این شرایط ایران تبدیل به هژمونی منطقه میشود.
علی فکری، کارشناس ارشد دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه نیز در این نشست گفت: پس از فروپاشی نظام دوقطبی، این درس بزرگ برای قدرت مسلطِ باقیمانده و کشورهای دارای ظرفیت تبدیل شدن به قدرت های بزرگ به جا ماند که اگر مبنای توزیع منابع اقتصادی در یک بلوک، وفاداریِ ایدئولوژیک باشد، آن بلوک به ناچار به ناکارآمدی اقتصادی و فروپاشی دچار خواهد شد. این تجربهٔ بین المللی، آمریکا را به ارائهٔ ایدهٔ جهانی سازی سوق داد. از بُعد اقتصادی، این ایده مفهوم روشنی داشت. نظم جهانی به سمت ساختاری هرمی پیش می رود که در رأس آن آمریکا قرار دارد و هر یک از بازیگران دولتی و غیردولتی، متناسب با میزان کارآمدی خود، جایگاهی را نسبت به سایر بازیگران و رأس هرم به دست می آورند؛ جایگاهی که بر اساس اصلِ «کارآمدی و بهره وری» در پیشرفتِ دهکدهٔ جهانی تعیین می شد.
وی ادامه داد: بر این اساس، دو منطقهٔ شرق و غرب آسیا به دلیل وجود بازیگرانِ ناهمجنس با ایدهٔ جهانی سازی، هدف فشارها قرار گرفتند و نخستین تحریم ها عمدتاً با هدفِ وادارسازی همین بازیگران به تغییر رفتارِ خودشان اعمال شد. اما زمانی که آمریکا نتوانست از مسیر فشار، رفتار آنان را تغییر دهد، به استفاده از زور نظامی برای شکل دادنِ نظمی منطبق با نقشه های خود روی آورد. با این حال، تجربهٔ ورود به عرصه های نظامی نشان داد که ریشه های بقای قدرت های نوظهور، بر پایهٔ ارزش های همان نظامِ کارآمدی شکل گرفته است و در نتیجه، باید با بازگشت به سیاستِ «کارآمدی داخلی» در آمریکا، نظمِ جدیدی طراحی شود؛ نظمی که در قالب مفاهیمی همچون «اول آمریکا»، «بازگشت آمریکا»، «جداسازی» بازتاب یافت.
وی گفت: حال اگر بخواهیم وارد منطقهٔ غرب آسیا شویم: بیش از ۶۰ درصد ذخایر نفت خام و ۴۰ درصد ذخایر گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد. این منابع عظیم، تنها موضوعِ اقتصادی نیستند؛ بلکه کانونِ اصلیِ منازعاتِ ژئوپلیتیکی جهاناند. مشخصهٔ اصلی «کریدورِ آیمک» (IMEC) که آمریکا در حال شکل دادن به آن است، ضدتوسعه ای بودن آن برای کشورهای نظیر ایران است. عضویت در این کریدور عملاً با پیش شرطِ حضور در «پیمان ابراهیم» همراه شده است؛ شرطی که حتی برای متحدان سنتی آمریکا مانند عربستان سعودی نیز الزامی گردیده است. بنابراین، کریدور آیمک نه یک کریدورِ توسعهٔ منطقه ای، بلکه ابزاری امنیتی از سوی آمریکاست تا با افزایشِ هزینهٔ پیوستن به آن، کشورها را به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل سوق دهد و در عین حال، از شکل گیری و تثبیتِ دو کریدور توسعه ایِ اصلی یعنی «کمربند و راه» و «شمال-جنوب» جلوگیری کند. حضور هند در چابهار با نظارت و همراهیِ آمریکا، و همچنین تلاش پنهان برای هدایتِ روابط مالیِ ایران از مسیر امارات متحدهٔ عربی، دقیقاً در همین چارچوبِ بهره برداریِ امنیتی از کریدورِ «آیمک» قابل تفسیر است.
فکری ادامه داد: در این شرایط، جمهوری اسلامی ایران که طی دهه های گذشته به بهانه های مختلف تحت فشار غرب بوده، نمی تواند در انتظار تبدیلِ این کریدور (آیمک) به یک کریدورِ توسعه گرا بماند؛ به ویژه آنکه شرطِ عضویت در آن، پیوستن به «پیمان ابراهیم» و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی است؛ شرطی که حتی برای متحدان قدیمی آمریکا مانند عربستان سعودی نیز مطرح شده است. بنابراین آیمک، پیش از آنکه کریدوری توسعه گرا باشد، ابزاری امنیتی در دست آمریکاست برای انحراف از دو کریدورِ «کمربند و راه» و «شمال-جنوب». در چنین شرایطی، بهره برداریِ راهبردی ایران از تنگهٔ هرمز، به شرط تقویت حضور مؤثر در دو کریدورِ توسعه گرا یعنی «کمربند و راه» و «شمال-جنوب» و افزایش هزینه های اقتصادی و امنیتیِ تکاملِ کریدورِ ضدتوسعه ایِ «آیمک» برای آمریکا و متحدانش، می تواند نقش مؤثری در پوششِ ضعف ها و جبران فرصت های ازدست رفتهٔ اقتصادی ایران ایفا کند.
وی با بیان اینکه در همین راستا، چند اقدام کلیدی پیشنهاد می شود محور اول را به بازطراحی نقش امارات در شبکهٔ مالی و ترانزیتی ایران اختصاص داد و گفت: امروزه امارات، آگاهانه، جایگاه اصلی تصفیهٔ منابع مالیِ ایران در قالب کریدورِ آیمک است. از آنجا که حضور هند در چابهار تحت حمایت آمریکا (برای دور زدن تحریم ها) و این نوع بهره برداری از روابط مالیِ ایران، در همین راستا تفسیر می شود، لازم است با بهره گیری از ظرفیت هایِ جایگزین، این نقش کمرنگ و اصلاح شود.
فکری در ادامه به تبدیل چابهار به نقطهٔ اتصالِ واقعی در کریدورهای شمال-جنوب و کمربند-راه اشاره کرد و گفت: اگر این پیوند شکل بگیرد، مدیریتِ تنگهٔ هرمز می تواند توازنی ایجاد کند که هزینه های عضویت ایران در مسیر توسعه را کاهش دهد و از طرفی حضورِ رقبا در کریدور ضدرشدِ آیمک را برایشان پرهزینه تر سازد. تقویت روابط با قزاقستان در حوزهٔ ترانزیت کالا و تأمین نیازهای توسعه، از دو مسیر «کاسپین» و «ترکمنستان» در چارچوب کریدورهای کمربند-راه و شمال-جنوب، به منظور کاهش وابستگیِ راهبردی به مسیر خلیج فارس هم باید در نظر بگیرد. تجدیدنظر در روابط با آذربایجان هم باید مدنظر قرار گیرد. کاهش وابستگیِ راهبردی در منطقهٔ قفقاز به عنصرِ تولید و ترانزیتِ میدان «شاهدنیز» و تسریع پروژه های مشترک در کریدور شمال-جنوب هم ذیل این محور قرار بگیرد.
شهریار حیدری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس یازدهم هم در این همایش با اشاره به نکات صاحب نظران و سخنرانان همایش نقش ایران در بازسازی نظم منطقه، تاکید کرد که نظم آینده منطقه به نتیجه جنگ جاری بستگی دارد و آمریکا با کمبود منطق و فشار انتخاباتی مواجه است، تنگه هرمز محل تقابل دو منطق رقیب یعنی سلطه گری بیرونی در برابر نظم منطقه ای ایرانی است و جنگ باید به گونه ای پایان یابد که نه تنها بازدارندگی پایدار ایجاد شود، بلکه ایران به عنوان هژمون منطقه و الهام بخش جبهه مقاومت، نقش خود را در معماری نظم نوین منطقه تثبیت کند.
وی سپس با اشاره به اهمیت ژئوپلیتیکی و راهبردی تنگه هرمز، گفت: نقش این تنگه در انرژی جهانی، جایگاه تاریخی آن، و ارتباطش با تجارت و روابط بینالملل حیاتی است. تنگه هرمز یک شریان حیاتی برای انتقال نفت است و ایران نقش مهمی در حفاظت از آن داشته است.
منبع: مرکز پژوهش های مجلس