دولت، پسر خیامی را پیر کرد/خودرو سیاسی باید اسقاط شود
به گزارش خط بازار؛ ۶۴ سال از عمر ایرانخودرو به عنوان یکی از قدیمیترین خودروسازان منطقه غرب آسیا می گذرد، اما این قدمت تاریخی به هیچوجه با توان رقابتی همخوانی ندارد. در حالی که خودروسازانی چون هیوندای، چری و بیوایدی با تکیه بر سرمایهگذاری گسترده در تحقیق و توسعه، صادرات و پلتفرمهای نوین، بازارهای جهانی را فتح کردهاند، ایرانخودرو به دلیل مدیریت و دخالت های ناکارآمد دولت ها و سیاسیون همچنان در مدار تولید داخلی، وابستگی فناورانه و فرسودگی ساختاری گرفتار مانده است.
این گزارش به تحلیل ریشههای این شکاف، مقایسه عملکردی با رقبای جهانی و ارائه سه سناریوی عملی برای خروج از بنبست میپردازد.

شکاف عملکردی؛ از تولید تا فناوریمقیاس تولید
تولید کل خودروی ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۰۸ میلیون دستگاه برآورد شده است، در حالی که تنها هیوندای بیش از چهار برابر این رقم فروش جهانی داشته و تویوتا نزدیک به ۹ برابر. صادرات ایرانخودرو در مقایسه با رقبا ناچیز است. چری بهتنهایی ۱.۱۴ میلیون دستگاه صادرات داشته و بیوایدی در نیمه نخست ۲۰۲۵ بیش از ۴۷۰ هزار دستگاه به بازارهای خارجی عرضه کرده است.
تحقیق و توسعه (R&D)در مدلهای موفق، R&D موتور پیشرفت است: بیوایدی: ۵۴.۲ میلیارد یوان – هیوندای: چندتریلیون وونی – ایرانخودرو: سالها تحت فشار قیمتگذاری دستوری، بدهی انباشته و کمبود نقدینگی، از سرمایهگذاری پایدار در نوسازی پلتفرمها بازمانده است.
ریشههای انحراف؛ چرا مسیر گم شد؟
انحراف ایرانخودرو حاصل ترکیبی از عوامل ساختاری، بیرونی و داخلی است:
الف) حکمرانی شبهدولتی: مدیریت چرخهای میان نهادهای دولتی و شبهدولتی، افق تصمیمگیری را از سرمایهگذاری بلندمدت به مدیریت روزمره تنزل داده است.
ب) تحریمها و قطع همکاری خارجی: عدم دسترسی به زنجیره تأمین جهانی، نرمافزار، الکترونیک قدرت و قطعات کلیدی، شرکت را از سرعت تحولات جهانی عقب نگه داشته است.
ج) بازار انحصاری و قیمتگذاری دستوری: فقدان رقابت خارجی و محدودیت در تعیین قیمت، انگیزههای ارتقای کیفیت را تضعیف کرده و شرکتی زیانده اما با فروش تضمینی ساخته است که توان مالی برای نوآوری ندارد.
سه سناریوی عملی برای خروج از بنبست
سناریوی اول(شراکت استراتژیک با یک خودروساز آسیایی): واگذاری مدیریت فنی، معماری محصول و بخشی از تصمیمگیری صنعتی به شریک خارجی (چینی یا آسیایی) در ازای حفظ برند و شبکه فروش. این مسیر سریعترین راه برای ورود دوباره به فناوریهای روز است.
سناریوی دوم(تمرکز بر سگمنتهای هدفمند): تولید خودروهای تجاری سبک، ناوگان عمومی، تاکسی، ون و برقیسازی خدمات شهری. بهجای رقابت در بازار آزاد سواری، بر محصولاتی با تقاضای تضمینشده و همسو با نوسازی شهری متمرکز شود.
سناریوی سوم(بازتعریف نقش صنعتی): آزادسازی مالکیت، توقف تدریجی تولید پلتفرمهای فرسوده و تبدیل ظرفیتها به قطعهسازی و پیمانکاری زنجیره تأمین. این گزینه در کوتاهمدت دردناک اما در بلندمدت میتواند شرکت را به تأمینکنندهای رقابتی در منطقه تبدیل کند.
شرط موفقیت هر سه سناریو بالا، خروج تصمیمگیری از منطق سیاسی روزمره و سپردن آن به منطق صنعتی و مالی با فرمان بخش خصوصی واقعی است.
جمعبندی
شناسنامه کافی نیست. ایرانخودرو از نظر تاریخ تأسیس، همتراز یا مسنتر از بسیاری از خودروسازان موفق جهان است، اما صنعت خودرو با شناسنامه سنجیده نمیشود؛ با توان رقابت سنجیده میشود.
دادههای رسمی نشان میدهد رقبایی چون هیوندای، تویوتا، چری و بیوایدی با تکیه بر صادرات، سرمایهگذاری سنگین در R&D و پلتفرمهای نو، از مرزهای داخلی عبور کردهاند، در حالی که ایرانخودرو هنوز در مدار حفاظت داخلی و فرسودگی تکنولوژیک حرکت میکند. اگر ایرانخودرو قصد بقا در دهه جدید را دارد، باید از منطق حبسشده در بازار داخلی خارج شود، شراکت فنی واقعی منعقد کند و بهجای تکرار گذشته، نقشهای صنعتی نوین ترسیم نماید.
آوید امی، کارشناس ارشد بازرگانی بین الملل
منبع: خط بازار