بحران انرژی چالش«فخوز»؛ ظرفیت هست، تولید هست؛ برق نیست!
فولاد خوزستان در حالی تلاش میکند خود را از شوکهای سنگین سال ۱۴۰۵ خارج کند که این بار نه بازار فروش، بلکه برق و گاز به یکی از جدیترین موانع بازگشت کامل تولید تبدیل شدهاند؛ محدودیتی که مستقیماً ظرفیت تولید، درآمد، حاشیه سود و در نهایت ارزشآفرینی یکی از بزرگترین نمادهای فولادی بورس را تحت فشار قرار میدهد.
به گزارش خط بازار؛ مسئله «فخوز» فقط کاهش چند ساعت تولید نیست. در یک مجتمع فولادی بزرگ، توقف یا کاهش ظرفیت یک بخش میتواند زنجیرهای از واحدهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. مدیرعامل فولاد خوزستان نیز صراحتاً اعلام کرده که با وجود بازگشت خطوط تولید، محدودیتهای برق و گاز همچنان بر روند تولید شرکت اثرگذار است.
فخوز ظرفیت دارد؛ انرژی اجازه نمیدهد
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم فولاد خوزستان بخش مهمی از مسیر بازسازی خود را پشت سر گذاشته است. در پی آسیبهای فروردینماه، حدود ۷۰۰ هزار تن شمش و ۱.۴ میلیون تن آهن اسفنجی از تولید شرکت از دست رفت؛ با این حال، بازسازی با سرعت دنبال شد و در نهایت هر شش کوره فولادسازی به مدار بازگشتند.
بنابراین اکنون یک پرسش جدی برای سیاستگذار مطرح است: اگر ظرفیت تولید بازسازی شده، چرا باید محدودیت انرژی مانع استفاده کامل از آن شود؟
این موضوع برای سهامداران نیز اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا ظرفیت بلااستفاده یعنی فروش از دسترفته و فروش از دسترفته یعنی فشار بر سودآوری.
عددهای فروش؛ پاسخ فخوز به فشارها
با وجود تمام این محدودیتها، عملکرد فروش «فخوز» تصویری متفاوت ارائه میکند. فولاد خوزستان در شش ماه نخست ۱۴۰۵ حدود ۵۵.۶ هزار میلیارد تومان درآمد فروش شناسایی کرده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۳۷ درصد رشد داشته است. فروش شهریورماه نیز به حدود ۱۰.۴ هزار میلیارد تومان رسید و نسبت به شهریور سال قبل ۱۳۸ درصد افزایش داشت.
این اعداد نشان میدهد مشکل اصلی شرکت، نبود بازار یا ضعف ظرفیت درآمدزایی نیست؛ بلکه بخشی از چالش به توان تولید و دسترسی پایدار به انرژی بازمیگردد.
از نگاه بورسی، همین نقطه میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد: هر اندازه محدودیت انرژی کاهش یابد و ظرفیتهای بازسازیشده با نرخ بالاتری مورد استفاده قرار گیرند، امکان تبدیل ظرفیت تولید به فروش و سپس سودآوری بیشتر فراهم میشود.
حمایت از فخوز یعنی حمایت از تولید، نه امتیازدهی
در چنین شرایطی، حمایت از فولاد خوزستان نباید به معنای اعطای امتیاز ویژه تلقی شود. موضوع اصلی، ایجاد امکان فعالیت پایدار برای یک بنگاه بزرگ صنعتی است؛ بنگاهی که تولید آن به زنجیره گستردهای از صنایع بالادستی و پاییندستی متصل است.
از همین منظر، تأمین پایدار برق و گاز باید بخشی از سیاست حمایت از تولید واقعی باشد. انجمن فولاد نیز در سال جاری بر ضرورت تدوین برنامه جامع تأمین برق فولادسازان تأکید کرده و نسبت به آثار محدودیت انرژی بر بهای تمامشده و توان تولید شرکتها هشدار داده است.
فخوز یک قدم جلوتر؛ سرمایهگذاری برای نجات تولید
نکته مهم این است که فولاد خوزستان خود نیز مسیر کاهش ریسک انرژی را دنبال کرده است. بهرهبرداری از فاز دوم نیروگاه سیکل ترکیبی خلیج فارس با ظرفیت نهایی ۵۴۶ مگاوات، بخشی از همین استراتژی برای تقویت زیرساخت انرژی و پشتیبانی از تولید است.
به بیان ساده، فولاد خوزستان در حال پرداخت هزینه برای کاهش ریسکی است که بخش مهمی از آن ریشه در زیرساخت عمومی انرژی کشور دارد.
زنگ خطر برای بورس
ماجرای فخوز یک پیام روشن برای بازار سرمایه دارد: سودآوری شرکتهای بزرگ فولادی فقط به قیمت فروش محصولات وابسته نیست؛ برق و گاز نیز بخشی از صورتحساب سودآوری آنها هستند.
فولاد خوزستان نشان داده حتی زیر فشار شدید نیز توان بازسازی و بازگشت به تولید را دارد. اکنون توپ در زمین سیاستگذار انرژی است. اگر ظرفیتهای احیاشده فخوز با محدودیتهای مکرر برق و گاز دوباره زمینگیر نشوند، افزایش تولید میتواند به رشد فروش و بهبود عملکرد عملیاتی شرکت کمک کند.
در شرایطی که «فخوز» پس از ماهها توقف به تابلو بورس بازگشته و گزارشهای فروش نیز از رشد قابل توجه درآمد حکایت دارد، تأمین انرژی پایدار میتواند حلقه مفقوده بازگشت کامل این غول فولادی به مدار تولید باشد.
اکنون حمایت از فخوز بیش از آنکه یک مطالبه شرکتی باشد، یک مطالبه بورسی و صنعتی است: ظرفیت تولید را ساختهایم؛ اجازه دهیم برق و گاز، آن را متوقف نکنند.
انتهای متن