خودتحقیری به سبک یک سلبریتی؛ ما هیچی نیستیم!
به گزارش خط بازار؛ «ما ایرانیها الان هیچی نیستیم» این جمله یکی از بازیگران زن ایرانی که در سالهای گذشته سعی کرده بود خود را منتقد تند نشان دهد، چکیده تفکر اپوزیسیونی است که پایه تمام نظریههای شان بر «خود تحقیری» و تخریب چهره ایران و ایرانی بنا شده است.
کمتر از یک ماه به شروع جنگ تحمیلی رمضان باقی مانده بود که رضا کیانیان در یک گفتوگوی تصویری به صراحت جملهای را گفت که همان زمان انتقادهای بسیاری را متوجه او کرد. کیانیان گفته بود: «از من پرسیدند چرا در پستهایت از پیشرفتهای نظام اسلامی چیزی نمیگذاری؟ در جواب گفتم این موبایل من، پنج تا از پیشرفتها را بگو تا من همین الان پست کنم… جمهوری اسلامی دستاوردی نداشته است.»
یک ماه بعد که جنگ شد و آمریکا و اسرائیل مقابل تجهزات بومی و پیشرفته ایران کم آوردند، تهدید ترامپ به انهدام پلهای راهبردی کشورمان به پل در حال ساخت B1 رسید. پلی که وقتی در خبرها آمد بزرگترین پل کابلی آسیا است، فعالان رسانهای همین یک پل را بهترین پاسخ به امثال کیانیان دانستند که سالهاست با خودتحقیری، موج یاس و ناامیدی در جامعه میپراکنند.
به تازگی نیز در یکی از شاهکارهای خلق شده توسط سلبریتیهای خود تحقیر، سحر زکریا در گفتوگو با مجید واشقانی گفته است: «ما بودیم! اینقدر نگویید هستیم. الان هیچی نیستیم! چی هستیم ما؟ حتی در شعرای مان هرچه میگردیم باز به شاملو، اخوان ثالث و فروغ میرسیم…»
پالس ضعف در اوج جنگ تحمیلی
اگر بخواهیم طومار خود تحقیری سلبریتیهای ایرانی را باز کنیم، لیست عریض و طویلی پیش رویمان قرار میگیرد. اما در رویدادهای منتهی به جنگ و سپس مسائل کلان اجتماعی نظیر حضور تیم ملی در جام جهانی و… هربار که مردم ایران قصد دارند حول محور یک رویداد ملی گردهم آیند و احساس غرور و امید کنند، سیستم خود تحقیری این دست از سلبریتیها به کار میافتد. هنوز صحبتهای صادق زیبا کلام را فراموش نکردهایم که پیش از وقوع اولین زد و خوردها بین اسرائیل و ایران، چنان از طوفان حمله احتمالی دشمن سخن میگفت که گویی ایران هیچ سیستم دفاعی از خود ندارد. زیبلا کلام گفته بود: «بگذارید اسرائیل از قضیه غزه فارغ شود. یکی، دو دور قشنگ گوش ما را میپیچاند. حتی یک تیر چراغ برق باقی نمیگذارند.»
پس از انجام عملیات وعده صادق یک تا سه و نهایتا جنگ تحمیلی 40 روزه که قدرت نیروهای مسلح باعث مباهات مردم ایران شد، چهرههای مجازی دست به کار شدند تا رویدادهایی چون حضور تیم ملی در جام جهانی را دستاویزی برای تحقیر ایران و نهایتا رواج یاس در شرایط جنگی قرار دهند.
برنامه اینترنتی عادل فردوسی پور و تمام تلاش او و کارشناسانی که خط گرفته بودند موفقیتهای تیم ملی را به ضعف حریف و امتیازگیری طرف مقابل را به ضعف تیم ایران گره بزنند، نمونه بارزی از این دست است.
«خود تحقیری» در جنگ شناختی
صرف نظر از آنکه ریشه ابراز نظرهای شاذ برخی از سلبریتیها ایرانی میتواند جهل و کم سوادی آنها باشد، باید توجه داشته باشیم که خود تحقیری از نتایج جنگ شناختی است. در ماجرای سقوط نظام بشار اسد در سوریه، ایجاد موجی از ناامیدی و یاس در بین مردم این کشور و خصوصا نیروهای ارتش، باعث شد تا با ظهور پدیده جولانی، حملاتی که گروههای حامی وی به حلب و نهایتا دمشق داشتند، با کمترین مقاومت انجام گیرد.
ایران اسلامی اکنون نزدیک به پنج ماه است که در یک جنگ تمام عیار ترکیبی از سوی دشمن قرار دارد. جنگی که یک طرف آن نیروهای نظامی دشمن و سمت دیگر آن، القائات فکری است که سعی دارد مقاومت مردم ایران را نشانه بگیرد. ملت ایران سالهاست که با پدیده سلبریتیهایی روبهرو هستند که با تحقیر ایران در مقایسه با کشورهای اروپایی یا حتی اعراب حاشیه خلیج فارس، به وسیلهای برای خلع سلاح فکری ایرانیان تبدیل شدهاند. «تحقیر ایران برای القای ضعف» سلاحی است که قصد دارد پایگاه مردمی به عنوان پشتوانه نیروهای مسلح را نشانه بگیرد.
منبع: فارس