اخبار
کدام پایگاههای نظامی انگلیسی منطقه در دسترس ایران است؟
به گزارش خط بازار؛ هر بار که تنش میان ایران، آمریکا و متحدان واشینگتن در خاورمیانه افزایش پیدا میکند، نگاهها تنها به ناوهای هواپیمابر آمریکا یا پایگاههای سنتکام دوخته نمیشود. در پشت این آرایش نظامی، بازیگر دیگری هم حضور دارد که اگرچه کمتر از آمریکا در صدر اخبار قرار میگیرد، اما همچنان یکی از مهمترین متحدان نظامی واشینگتن محسوب میشود؛ بریتانیا. کشوری که با وجود پایان دوران امپراتوریاش، هنوز شبکهای از پایگاههای نظامی، نیروهای دریایی و توافقهای دفاعی را در منطقه حفظ کرده و هر تحول امنیتی در خلیج فارس، دریای عمان و شرق مدیترانه، نام آن را دوباره وارد معادلات میکند.
در نقشه نظامی خاورمیانه، بریتانیا دیگر آن قدرتی نیست که مانند دهههای نخست قرن بیستم بر بخش بزرگی از منطقه حکومت میکرد، اما خروج از منطقه نیز هرگز بهطور کامل اتفاق نیفتاد. لندن طی سالهای اخیر با اجرای سیاست موسوم به «بازگشت به شرق سوئز»، تلاش کرده حضور نظامی خود را در آبراههای راهبردی و کشورهای همپیمان حفظ کند. این حضور بیش از آنکه برای اجرای عملیات مستقل طراحی شده باشد، بر پشتیبانی از مأموریتهای مشترک با آمریکا، حفاظت از خطوط کشتیرانی و حفظ نفوذ سیاسی و امنیتی بریتانیا در منطقه استوار است.
یکی از مهمترین مراکز حضور نظامی بریتانیا، پایگاه دریایی این کشور در بحرین است؛ مرکزی که بهعنوان نخستین پایگاه دائمی نیروی دریایی سلطنتی در شرق سوئز پس از چند دهه شناخته میشود. این پایگاه محل استقرار و پشتیبانی شناورهای بریتانیایی در خلیج فارس است و نقش مهمی در مأموریتهای دریایی، مینروبی، اسکورت کشتیها و همکاری با ناوگانهای ائتلافی ایفا میکند.
در جنوب خلیج فارس، عمان نیز جایگاه ویژهای در راهبرد نظامی لندن دارد. همکاریهای دفاعی میان دو کشور سابقهای طولانی دارد و نیروهای بریتانیایی بهطور منظم در رزمایشها و برنامههای آموزشی مشترک حضور پیدا میکنند. برخی تأسیسات لجستیکی و بنادر عمان نیز در چارچوب توافقهای دوجانبه، امکان پشتیبانی از شناورهای بریتانیایی را فراهم میکنند.
در شرق مدیترانه نیز پایگاه هوایی اکروتیری در قبرس، یکی از مهمترین داراییهای نظامی بریتانیا به شمار میرود. این پایگاه طی سالهای گذشته در عملیاتهای مختلف در عراق و سوریه، مأموریتهای شناسایی و جابهجایی تجهیزات نقش مهمی داشته و از دید بسیاری از تحلیلگران، یکی از گرههای اصلی شبکه عملیاتی بریتانیا در منطقه محسوب میشود.

علاوه بر این، نیروهای بریتانیایی در قالب همکاریهای دفاعی و آموزشی در کشورهایی مانند قطر، کویت و امارات نیز حضورهای دورهای یا محدود دارند. البته این حضورها از نظر حجم و گستردگی، قابل مقایسه با استقرار گسترده نیروهای آمریکایی نیست، اما نشان میدهد لندن همچنان تلاش میکند جایگاه خود را بهعنوان یکی از بازیگران امنیتی منطقه حفظ کند.
از نگاه راهبردی، اهمیت این پایگاهها تنها در حضور چند صد نظامی یا پهلو گرفتن چند شناور خلاصه نمیشود. ارزش واقعی آنها در شبکه پشتیبانی، ارتباطات، سوخترسانی، تعمیرات، جمعآوری اطلاعات و هماهنگی با متحدان غربی است. در بحرانهای منطقهای، چنین زیرساختهایی میتوانند سرعت واکنش و انعطافپذیری عملیاتی را افزایش دهند؛ موضوعی که باعث شده بریتانیا حتی با نیرویی محدودتر از آمریکا، همچنان در معادلات امنیتی خاورمیانه دیده شود.
با این حال، حضور نظامی همیشه به معنای ورود مستقیم به جنگ نیست. تجربه سالهای اخیر نشان داده دولتهای بریتانیا معمولاً تلاش میکنند میان تعهدات امنیتی خود به متحدان و هزینههای سیاسی و اقتصادی هرگونه درگیری جدید توازن برقرار کنند. ورود به یک بحران گسترده، برای لندن تنها یک تصمیم نظامی نیست؛ بلکه تبعات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک گستردهای نیز به همراه دارد.

در صورت تشدید تنش میان ایران و آمریکا، یکی از نخستین پیامدهایی که میتواند متوجه بریتانیا شود، افزایش سطح تهدید علیه منافع و نیروهای این کشور در منطقه است. حتی بدون ورود مستقیم به عملیات رزمی، صرف حضور پایگاهها و نیروهای بریتانیایی میتواند باعث افزایش تدابیر امنیتی، محدود شدن فعالیتها، تغییر آرایش نیروها و تشدید نگرانیها درباره امنیت خطوط دریایی شود.
اما اگر انگلیس هم خودش را باتلاق آمریکا بیاندازد و در عملیات نظامی علیه ایران مشارکت داشته باشد ، موشک ها و پهپاد های ایرانی اینبار از مارین های خوش اندام انگلیسی پذیرایی خواهند کرد ، تا جایی که کوله هایشان را جمع کنند و به جزیره کوچکشان در آنسوی آب ها بازگردند ؛ جایی که شاید مجبور باشد با ارتش آزادی خواه ایرلند بجنگند !
از منظر اقتصادی نیز هرگونه بحران گسترده در خلیج فارس، تأثیر مستقیمی بر بازار انرژی، بیمه حملونقل دریایی، تجارت جهانی و قیمت نفت خواهد داشت. بریتانیا بهعنوان یکی از اقتصادهای بزرگ جهان، از این تحولات بیتأثیر نخواهد ماند و همین مسئله یکی از دلایل احتیاط سیاستمداران این کشور در قبال بحرانهای منطقهای است.
از سوی دیگر، افکار عمومی بریتانیا نیز طی دو دهه گذشته نسبت به مداخلات نظامی در خاورمیانه حساستر شده است. تجربه جنگ عراق و افغانستان هنوز در حافظه سیاسی این کشور باقی مانده و هر تصمیم برای مشارکت در یک بحران جدید، با پرسشها و مخالفتهای داخلی همراه خواهد بود.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نقش اصلی بریتانیا در هر بحران احتمالی، بیش از آنکه به عملیات مستقل رزمی مربوط باشد، در حوزه پشتیبانی لجستیکی، اطلاعاتی، دریایی، دیپلماتیک و همکاری با ائتلافهای بینالمللی تعریف میشود. این نقش اگرچه کمتر از حضور مستقیم در میدان دیده میشود، اما در معادلات نظامی مدرن اهمیت قابل توجهی دارد، البته که این روباه پیر در اقدامات اخیر خود نشان داده است که اصلا صلاحیت حضور در خاورمیانه را ندارد !
شبکه پایگاههای بریتانیا در خاورمیانه را باید بخشی از معماری امنیتی گستردهتر غرب در منطقه دانست؛ معماریای که طی دهههای گذشته با هدف حفاظت از مسیرهای دریایی، حمایت از متحدان و حفظ توان واکنش در بحرانها شکل گرفته است. اما همانقدر که این پایگاهها میتوانند ابزار نفوذ و قدرت باشند، در دورههای افزایش تنش به منبعی برای نگرانی، هزینههای امنیتی و فشارهای سیاسی نیز تبدیل میشوند.
خاورمیانه امروز با دهههای گذشته تفاوت دارد. بازیگران منطقهای قدرتمندتر شدهاند، فناوریهای نظامی تغییر کرده و هر بحران میتواند ابعادی فراتر از مرزهای یک کشور پیدا کند. در چنین فضایی، حضور نظامی بریتانیا دیگر صرفاً یادگاری از گذشته نیست؛ بخشی از معادلات پیچیده امنیتی است که آینده آن بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سیاسی، دیپلماسی و میزان کنترل تنشها گره خورده است.
منبع: تابناک