×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اقتصاد کلان

پولداران فقیر در ایران

به گزارش خط بازار؛ فقر در اقتصاد ایران فقط به خانوار کم‌درآمد محدود نشده و بخشی از اقشار بالاتر از متوسط به دلایل متفاوتی همچون جنگ، تحریم و تورم بالا توان تامین هزینه‌های مختلف زندگی را ندارند.

زمانی که یک خانوار شاغل برای پرداخت هزینه هایی چون درمان، تعمیر خودرو، بازسازی خانه یا یک سفر ساده، ناچار به عقب انداختن تصمیم خود هستند این تغییر تدریجی در الگوی مصرف می‌تواند نشانه‌ای از فرسایش قدرت خرید و از بین رفتن حاشیه امن اقتصادی خانوارها باشد. وضعیتی که در آن افراد همچنان دارایی دارند، اما جریان نقدی و درآمدشان پاسخگوی سطح زندگی گذشته نیست. تداوم تورم و افزایش نااطمینانی نیز این روند را تشدید کرده است. علی سعدوندی  اقتصاددان  درباره ریشه‌های این روند و پیامدهای آن برای اقتصاد ایران توضیح داده است.

روند فقیر شدن جامعه دقیقاً به همین صورت است و این یک روند متعارف در دنیا به شمار می‌رود؛ به‌طوری که در کشورهایی نظیر ونزوئلا و آرژانتین نیز شرایط به همین گونه بوده است. در این فرایند، افرادی که پیش‌تر در قشر متوسط یا حتی قشر مرفه قرار داشتند، دچار تنزل توان مالی می‌شوند. ما حتی با پدیده «پولداران فقیر» مواجه هستیم؛ به شکلی که هم‌اکنون در شمال شهر تهران افرادی حضور دارند که در ملک خوبی سکونت داشته یا دارنده خودروی بسیار مناسبی هستند، اما فاقد جریان نقدی لازم می‌باشند.

درآمد این افراد که غالباً حقوق‌بگیر یا بازنشسته هستند، بسیار اندک بوده و توانایی تأمین مخارج روزمره خود را ندارند.این معضل صرفاً محدود به قشر متوسط نیست و اقشار بالاتر از متوسط نیز درگیر آن شده‌اند. علت اصلی بروز این وضعیت به مواردی همچون وقوع جنگ، تحریم‌ها، محاصره اقتصادی و مهم‌تر از همه، وجود تورم ناشی از ناترازی در بودجه و نظام بانکی بازمی‌گردد که مطلقاً تلاشی در جهت اصلاح آن‌ها صورت نمی‌گیرد.

این عوامل سبب شده تا نوعی ذهنیت در جامعه شکل گیرد مبنی بر اینکه فعالیت‌های اقتصادی دارای آینده‌ای نامعلوم بوده و میزان نااطمینانی به شدت بالا رفته است که با افزایش نااطمینانی، چنین مشکلاتی بروز می‌نماید.آیا آماری هم در این رابطه در دست دارید که نشان دهد شاخص‌های رسمی درآمد و فقر تا چه اندازه می‌توانند این افت کیفیت زندگی را به درستی منعکس کنند؟در حال حاضر آمار رسمی در اختیار ندارم، اما قطعاً در آینده آمارهای مربوط به میزان کاهش تولید، افزایش نابرابری و صعود ضریب جینی منتشر خواهد شد. به‌طور کلی سیاست‌های دولت در این زمینه اشتباه بوده است.

همان‌طور که مشاهده می‌شود، مایحتاج عادی مردم نیز به درستی تأمین نمی‌شود. بر اساس آمارها و اطلاعات دریافتی، میزان مصرف پروتئین در جامعه به شدت کاهش یافته که این موضوع برای کشور بسیار مضر است. با کاهش مصرف پروتئین، قدرت یادگیری و حتی هوش جامعه تحت تأثیر قرار گرفته، انرژی افراد تقلیل می‌یابد و این امر عواقب ناشی از خود را در بلندمدت بر جای خواهد گذاشت.

تاب‌آوری اقتصادی خانوارها به شدت کاهش یافته و با بروز شوک‌های بعدی باز هم تقلیل خواهد یافت. مسئله فقر امری بی‌انتهاست و زمانی که دولت حساسیت کافی نسبت به موضوع فقر نشان نمی‌دهد، این روند به فاجعه می‌انجامد. برداشت من این است که مسئولان اقتصادی و تصمیم‌گیران کشور درک درستی از مسئله و مفهوم فقر ندارند. به نظر می‌رسد ارتباط مسئولان با جامعه شاید از چند دهه پیش قطع شده باشد و نادیده گرفتن مسیری که جامعه به سمت آن حرکت می‌کند، دردی بزرگ محسوب می‌شود.

در صورت تداوم این وضعیت، اقتصاد ایران به‌طور مداوم کوچک‌تر شده و اصطلاحاً «آب می‌رود». باید توجه داشت که حدود نیمی از اقتصاد کشور را بخش خدمات تشکیل می‌دهد. بنابراین اگر چندین واحد صنعتی و کارخانه در اثر جنگ یا تحریم دچار آسیب شوند، در صورت اتخاذ سیاست‌های جبرانی درست، آثار جنگ، تحریم و محاصره محدود خواهد بود. اما اگر سیاست‌ها به گونه‌ای باشد که اثرات تحریم را تقویت کند، متأسفانه به فاجعه خواهد انجامید.هم‌اکنون نیز همین اتفاق در حال رخ دادن است؛ اینکه تمرکز و تمام تلاش دولت صرفاً بر پرداخت کالابرگ معطوف شده، نشان‌دهنده عدم آشنایی درست مسئولان با ابعاد مختلف فقر است.

برای مثال، افرادی هستند که خودشان تولیدکننده مواد غذایی هستند، اما در زمره افراد فقیر جامعه قرار می‌گیرند. با این حال، این افراد لزوماً نیازی به دریافت کالابرگ ندارند. بسیاری از تولیدکنندگان مواد غذایی، از جمله کشاورزان، جزو اقشار پایین جامعه هستند، اما مسئله آنها لزوماً دریافت کالابرگ نیست.

بهترین راهکار جبرانی که در دنیا می‌شناسیم، پرداخت مستقیم یارانه نقدی است. به نظر من، بهترین کاری که می‌شد انجام داد، استفاده از همان زیرساختی بود که در کشور برای پرداخت یارانه نقدی وجود داشت. ما این زیرساخت را در اختیار داشتیم، اما دولت ارتباط خود را با جامعه و نخبگان قطع کرده است و به نظر می‌رسد هیچ نظری را نمی‌پذیرد.این وضعیت مصداق همان حکایت معروف «آن کس که نداند و نداند که نداند» است؛ یعنی نه راهکار مشخصی دارند و نه می‌پذیرند که راهکارهایی وجود دارد که خودشان با آنها آشنا نیستند.

منبع: فرارو

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی
عضویت