سایه عدمقطعیت بر هرمز باقی میماند/ هجرت خریداران نفت از مسیرهای پرریسک
به گزارش خط بازار؛ «این ۲۱ مایل تنگه هرمز، فارغ از اینکه این بحران چگونه پایان یابد، باید بیاهمیت شود.» این اظهارنظر آموس هاکستین، مشاور ارشد سابق انرژی دولت بایدن، در حالی مطرح شده که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز در گفتوگویی اعلام کرده است که طی دو سال آینده تنگه هرمز بهتدریج بیاهمیت و به «یک پهنه آبی معمولی دیگر» تبدیل خواهد شد. اما آیا اهرم استراتژیک ایران در حال بیاثر شدن است؟ کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با «نفت ما» معتقد است: «حتی در صورت بازگشت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ، تجربه عدمقطعیت و نااطمینانی نسبت به امنیت تردد بر ذهنیت کشورهای منطقه و جهان اثر گذاشته و بعید است این نگرانی بهسرعت برطرف شود.» به گفته وی:«این نااطمینانی تنها به تغییر مسیرهای انتقال نفت محدود نمیشود، بلکه میتواند در بلندمدت رفتار خریداران و حتی نقشه انرژی جهان را نیز تغییر دهد.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اخیراً در گفتوگو با شبکه NBC با اشاره به تحولات اخیر در تنگه هرمز گفته است که «تنگه دیگر هرگز به شرایطی که قبلاً داشت برنمیگردد، چون ایرانیها از آن استفاده کردهاند، یا تلاش کردهاند از آن بهعنوان یک گلوگاه استفاده کنند. آنچه طی دو سال آینده شاهد آن خواهیم بود این است که تنگه هرمز بهتدریج بیاهمیت و تبدیل به یک پهنه آبی معمولی دیگر خواهد شد.»
البته این ایده پیش از اظهارات بسنت نیز در میان برخی چهرههای حوزه انرژی مطرح شده بود. آموس هاکستین، مشاور ارشد سابق انرژی دولت بایدن نیز، چند ماه گذشته در پستی در لینکدین با اشاره به اهمیت تنگه هرمز نوشته بود: «این ۲۱ مایل تنگه هرمز، فارغ از اینکه این بحران چگونه پایان یابد، باید بیاهمیت شود.»
گابریل کالینز، پژوهشگر مرکز مطالعات انرژی مؤسسه سیاست عمومی بیکر دانشگاه رایس (Baker Institute)، نیز در پژوهشی با عنوان «Wars and Pipelines: How Armed Conflict Has Driven Oil Logistics Diversification» بر ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای انتقال نفت و کاهش آسیبپذیری صادرات انرژی خلیج فارس در برابر اختلال در تنگه هرمز تأکید کرده است.
در این گزارش آمده است« ،از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآوردههای پالایشی قابل صادرات منطقه، حدود ۹ میلیون بشکه در روز از خروجیهای خط لولهای جایگزینی برخوردار است که از نظر فیزیکی میتوانند تنگه هرمز را دور بزنند.»
به گفته وی: «تحت فشار نظامی، جغرافیای لجستیک بهصورت دورهای بازنویسی میشود و ممکن است اکنون نیز یکی از همین دورهها باشد.»
مجموع این اظهارات و مطالعات، این پرسش را مطرح میکند که آیا تحولات اخیر صرفاً یک واکنش موقت به بحران هرمز است؟ یا اینکه کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ در حال حرکت به سمت بازطراحی مسیرهای انتقال انرژی و کاهش نقش این تنگه بهعنوان مهمترین گلوگاه نفت و گاز جهان هستند؟
پایان اعتماد به هرمز؟
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با «نفت ما» در این باره اظهار کرد:«کشورهای خلیج فارس بهخاطر مسئله تنگه هرمز و ریسکها و آسیبپذیریهای مربوط به تردد در آن، با یک نگرانی جدی و فزاینده مواجه هستند. حتی اگر مشکلات این روزها برطرف شود و به فرض، وضعیت تنگه هرمز به شرایط قبل از شروع جنگ بازگردد، باز هم تجربه عدم قطعیت و نااطمینانی درباره این آبراه، تأثیر خود را بر ذهنیت منطقه و جهان گذاشته است و در صورت تداوم، اثرگذاری بیشتری نیز بر سیاستهای کشورهای منطقه خواهد داشت.»
این دیپلمات پیشین افزود: «در آینده همیشه این نگرانی وجود خواهد داشت که مجدداً بر اثر یک تقابل ژئوپولیتیک، تنگه هرمز بسته شود و رفتوآمد در آن مختل شود. بنابراین، عدم قطعیت و نااطمینانی نسبت به امکان عبور از تنگه هرمز و حساب کردن روی این آبراه شکل گرفته و بعید است که به این زودیها برطرف شود.»
چهار کشور در محاصره هرمز
این تحلیلگر سیاست خارجی ادامه داد: «چهار کشور منطقه خلیج فارس، یعنی عراق، قطر، بحرین و کویت، تا زمان کنونی هیچ راه دیگری برای صادرات نفت و گاز خود و واردات کالاها، غیر از تنگه هرمز ندارند. برای مثال، عراق که یک صادرکننده عمده نفت است، با این مسئله جدی مواجه است. صحبت از این است که ظاهراً در پنج ماه گذشته، ۷۰ درصد نفتی را که در دوره مشابه سال قبل صادر میکرده، نتوانسته صادر کند. این موضوع طبیعتاً منشأ ضرر قابل توجهی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس محسوب میشود.»
احمدی اظهار داشت: «امارات یک بندر در دریای عمان دارد و عربستان نیز یک خط لوله شرق به غرب به دریای سرخ فعال دارد؛ بنابراین، شدت و دامنه مسئله برای این دو کشور در دوره اخیر، در مقایسه با چهار کشور دیگر کمتر بوده است. اما امارات و عربستان نیز با مشکل و محدودیت مواجه هستند. بهطور طبیعی، وقتی این احتمال وجود دارد که حتی با فرض رفع اختلالات فعلی، در آینده مشکلات مشابهی رخ دهد، این کشورها به فکر پیدا کردن یک راه جایگزین میافتند.»
جنگ کریدورها
او افزود: «برای مثال، عراق در حال بررسی احیای خط لولهای است که پیشتر نفت منطقه کرکوک را به بندر جیهان در مدیترانه میرساند. ظرفیت نهایی مدنظر برای این خط لوله ۲.۵ میلیون بشکه نفت است و ظاهراً با حدود شش میلیارد دلار طی یک سال میتواند آماده شود. همچنین خط لوله کرکوک-بانیاس در سوریه را نیز مدنظر دارد. علاوه بر این، احداث یک خط لوله برای رساندن نفت بصره به شمال عراق نیز مطرح است. در جریان سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن نیز قراردادهایی با چند شرکت آمریکایی برای احیای این دو خط نفتی بسته شده است.»
این دیپلمات پیشین ایران ادامه داد: «قطر، کویت و بحرین نیز در فکر این هستند که به شکلی از طریق عربستان و امارات، خطوط لولهای احداث کنند. قطر همچنین مشغول کار روی طرحی برای احداث خط لولهای به طول هزار و 500 کیلومتر به ترکیه است و مذاکراتی هم در رابطه با این خطوط در جریان است. امارات و عربستان نیز در حال بررسی تقویت خطوط لوله موجود و افزایش ظرفیت آنها هستند. هدف این طرحها این است که اتکای این کشورها به تنگه هرمز را به نحو قابل ملاحظهای کاهش دهند. حتی ایران نیز خط لوله گوره-جاسک را با هدف کاهش وابستگی به تنگه هرمز احداث کرده است. مطابق برخی مطالعات، اگر شرایط کنونی ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که ارزش استراتژیک تنگه هرمز طی سه سال نصف و در یک دوره ششساله تقریباً از دست برود.»
آمریکا رقیب نفت خلیجفارس در آسیا
این تحلیلگر سیاست خارجی درباره عامل دیگری که میتواند اهمیت تنگه هرمز را کاهش دهد، گفت: «مشکل دیگری که ممکن است باعث کاهش اهمیت تنگه هرمز شود، تغییر نقشه انرژی و الگوی مصرف جهانی است. بعد از اینکه صادرات نفت از طریق تنگه هرمز مختل و محدود شد، کشورهای خاور دور که حدود ۸۰ درصد نفت خود را از خلیج فارس تأمین میکردند، شروع به بازنگری در مبادی تأمین انرژی خود کردند.»
او ادامه داد: «برخی از این کشورها حتی به سمت آمریکا متمایل شدهاند تا نفت خود را از آمریکا خریداری کنند. البته کانادا، برزیل، گویان، ونزوئلا و کشورهای دیگر نیز در نیمکره غربی مطرح هستند. ممکن است به دلیل افزایش ریسکپذیری تنگه هرمز و عدم قطعیت در تأمین منابع نفتی، برخی کشورها در منابع تأمین خود تجدیدنظر کنند و ترجیح دهند به مناطقی متکی باشند که ریسک ژئوپولیتیکی ندارند یا از ریسک کمتری برخوردارند.»
احمدی اظهار داشت: «علاوه بر این، این بحران علاقه و رغبت به سرمایهگذاری بیشتر در انرژیهای جایگزین و انرژیهای تجدیدپذیر را نیز افزایش داد و یک گرایش جهانی به این سمت ایجاد شد. تمام این روندها میتوانند نقشه انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهند.»
چهارسال تا تغییر معادله هرمز
این دیپلمات پیشین ایران در پاسخ به این پرسش که «با توجه به اتفاقات پیشآمده و ایجاد کریدورهای جایگزین، اهمیت تنگه هرمز تا چه مدت دیگر ادامه خواهد داشت؟» گفت: «این پروژهها شاید در یک دوره چندساله به نتیجه نهایی برسند؛ برخی از آنها ممکن است از یک سال تا حدود چهار سال زمان نیاز داشته باشند. بنابراین، یک پروسه چندساله پیشرو داریم تا میزان نفتی که از طریق تنگه هرمز صادر میشود، به شکل جدی کاهش پیدا کند.»
احمدی افزود: «البته باید در نظر داشت که صادرات گاز از طریق خط لوله مشکل است و بیشترین مشکل را قطر خواهد داشت، زیرا تولیدکننده عمده گاز است. همچنین صادرات برخی کالاها که با کشتیهای فلهبر یا کانتینربر انجام میشود، طبیعتاً از طریق خط لوله عملی نیست. اما در این رابطه نیز طرح کریدور زمینی IMEC مطرح است که قرار است هند را از طریق عمان، امارات، عربستان، اردن، سوریه و اسرائیل به مدیترانه برساند. این کریدور میتواند همزمان بر سه آبراه مهم، یعنی هرمز، بابالمندب و سوئز، اثرات سوء جدی داشته باشد.»
او ادامه داد: «این احتمال وجود دارد که کشورهای خریدار اقلامی مانند محصولات پتروشیمی، کودها وغیره از منطقه خلیج فارس نیز در روند تأمین خود تجدیدنظرهایی انجام دهند و تا حدودی تلاش کنند منابع جایگزین یا تولیدکنندگان جایگزین را در خارج از تنگه هرمز پیدا کنند یا حداقل به شکلی وابستگی خود را به داخل خلیج فارس کاهش دهند و به طورکلی در صورت ادامه اختلال، میل به اجتناب از تنگه هرمز تنها به کالاهایی مانند نفت خام محدود نخواهد شد.»