تنگه هرمز کارت جنگ است یا مذاکره؛ قالیباف، پزشکیان و کارگزاران چه می گویند؟
تنگه هرمز حالا فقط یک آبراه استراتژیک نیست؛ به یکی از اصلیترین کارتهای سیاسی و امنیتی ایران تبدیل شده است. در تهران، اختلافنظر بر سر یک سؤال کلیدی جریان دارد: هرمز باید همچنان بسته بماند و بهعنوان اهرم فشار استفاده شود یا راهی برای بازگشایی مشروط آن پیدا شود؟
در اردوگاه اصولگرایان، محمدباقر قالیباف روشنترین موضع را دارد. رئیس مجلس گفته است تا زمانی که آمریکا تعهداتش از جمله رفع محاصره، آزادی اموال بلوکهشده و رفع تحریم نفت را اجرا نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد. قالیباف پیشتر نیز گفته بود هرمز «هرگز به شرایط قبل بازنخواهد گشت».

محسن رضایی نیز موضعی سختتر و امنیتیتر دارد. او ضمن تأکید بر اینکه ایران تنگه را رها نمیکند، گفته است بازگشایی آن به اقدام عملی آمریکا و اجرای شروط ایران وابسته است. رضایی حتی تأکید کرده که تهران اجازه ایجاد «کریدور دوم» برای عبور کشتیها را نخواهد داد.
اما دولت و دستگاه دیپلماسی، اگرچه بازگشایی فوری را مطرح نمیکنند، مسیر مذاکره را باز گذاشتهاند. عباس عراقچی از مذاکرات ایران و عمان برای تعیین مسیر جدید عبور کشتیها خبر داده، اما همزمان تأکید کرده که توافق درباره مسیر تردد به معنای بازگشایی خودکار تنگه نیست و بازگشایی کامل به تحقق شروط دیگری، از جمله جبران نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا، بستگی دارد.
مسعود پزشکیان نیز موضعی مشابه اما با ادبیات دیپلماتیکتر اتخاذ کرده است. او بازگشایی کامل هرمز را به رفع محاصره دریایی و اجرای تعهدات آمریکا گره زده و بر ادامه مسیر تفاهم و دیپلماسی تأکید کرده است.
در جناح اصلاحطلب و اعتدالگرا و همچنین میان چهرههای کارگزاران سازندگی، دستکم در منابعی که بررسی شد، کمتر میتوان مواضع صریح و رسمی درباره «بستن کامل یا باز کردن کامل» تنگه پیدا کرد. همین سکوت نیز قابل توجه است؛ زیرا هر تصمیم درباره هرمز مستقیماً به صادرات نفت، تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، هزینه حملونقل و بازار ارز گره میخورد.
در واقع، مسئله هرمز در تهران به دو نگاه تقسیم شده است: نگاه امنیتی که هرمز را اهرم بازدارندگی میبیند و نگاه دیپلماتیک ـ اقتصادی که بازگشایی مشروط را بخشی از مسیر کاهش تنش میداند.
سؤال نهایی اما ساده است:
هرمز قرار است سلاح بازدارندگی ایران بماند یا کلید معامله با آمریکا شود؟
پاسخ این سؤال میتواند نهفقط مسیر جنگ و دیپلماسی، بلکه نبض نفت، دلار و بازارهای ایران را هم تغییر دهد.
منبع: خط بازار