بساط «سریال سازی» در بیمه مرکزی جمع می شود؟
به گزارش خط بازار؛ یک مراسم ساده در هتلی متعلق به بنیاد مستضعفان، این روزها به موضوعی پرسروصدا تبدیل شده است؛ مناقشهای که دامنه آن از نماینده مجلس تا وزیر اقتصاد کشیده شده است.
واقعیت این است که برای روشنشدن افکار عمومی باید ابتدا یک نکته ساده اما مهم توضیح داده شود که داراییهای بیمه مرکزی عمدتاً از محل حقبیمه و درآمدهای سرمایهگذاری تأمین میشود. بنابراین، هرچند این منابع در نهایت با منافع عمومی بیمهگذاران پیوند دارد، اما از بودجه عمومی دولت ارتزاق نمیکند و در نتیجه، اطلاق بیقیدوشرط عنوان «بیتالمال» به این داراییها از منظر مالی تعبیر دقیقی نیست.
از سوی دیگر، بنیاد مستضعفان نهادی است که یکی از مأموریتهای اصلی آن حمایت از اقشار محروم جامعه است و تاکنون نیز در حد امکانات خود این وظیفه را دنبال کرده است. از این منظر میتوان نتیجه گرفت که درآمد هتلی مانند استقلال در نهایت به مجموعهای وارد میشود که مأموریت آن حمایت از محرومان است و از این منظر هم می توان به توجه به موضوع مسئولیت اجتماعی برگزار کنندگان اشاره کرد.
تا اینجای ماجرا، مسئله چندان پیچیدهای وجود ندارد.
اما آنچه قابل تأمل است اینکه برگزاری مراسمی ساده که تنها یک بار در سال برگزار میشود و به مناسبت یادبود یک خبرنگار شهید در تقویم ما به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده، به یکی از مناقشات رسانهای در سطح ملی تبدیل شده است؛ تا جایی که شبکه سوم صداوسیما، که پیشتر با استفاده از حمایت مالی منابع صنعت بیمه برای مخاطبان خود سریالهای میلیاردی ساخته، اکنون به صف منتقدان پیوسته و مجری آن نیز در تحلیلی شخصی، این مراسم را به دستمایهای برای نقد تجملگرایی تبدیل کرده است.
با این حال، از آنجا که میتوان فرض را بر این گذاشت که نیت مدیران شبکه سوم رسانه ملی درباره صنعت بیمه، دفاع از منافع مردم و جلوگیری از هزینههای غیرضروری است، همین تذکر را میتوان به یک معیار گستردهتر برای بررسی نحوه هزینهکرد منابع صنعت بیمه تبدیل کرد.
اگر چنین است، رئیس کل بیمه مرکزی نیز باید این تذکر را جدی بگیرد و با اهتمام به همین نگرش، تغییراتی بنیادین در راهبرد توسعه فرهنگ بیمه ایجاد کند.
یکی از مهمترین مصارف بودجهای در سرفصل هزینههای بیمه مرکزی، تبلیغات و بهویژه ساخت سریالها و برنامههای تلویزیونی بوده است؛ هزینههایی که به گواه ارقام رسمی صورتهای مالی، دهها میلیارد تومان برای صنعت بیمه هزینه در پی داشته، اما اثر قابل مشاهدهای بر افزایش ضریب نفوذ بیمه و حقبیمه تولیدی از یک سو و کاهش معنادار نسبت خسارت از سوی دیگر نداشته است؛ یا دستکم شواهدی وجود ندارد که با فرض تعدیل تورم اثر ایجادشده با حجم منابع مصرفشده تناسب داشته باشد.
بنابراین اگر قرار است صرفهجویی به یک اصل تبدیل شود، یکی از نخستین حوزههایی که باید مورد بازنگری قرار گیرد، بودجه تبلیغاتی و در رأس آن ساخت سریالها و برنامههای پرهزینهای است که بخش قابل توجهی از این منابع را مصرف میکنند.
در همین رابطه مسئله اصلی، صرفاً میزان هزینه نیست؛ مسئله «هزینه فرصت» است. اگر بیمه مرکزی با طراحی راهبردی درست، منابع خود را به جای امکانات بیرونی و مسیرهایی که حتی میزان دیدهشدن و اثرگذاری پیام در آنها قابل اندازهگیری نیست، به آموزش ارکان صنعت از جمله نمایندگان فروش، کارکنان شرکتهای بیمه و ارزیابان خسارت اختصاص دهد، دستکم میتواند بازده سرمایهگذاری خود را اندازهگیری کند و مطمئن باشد بخشی از منافع آن مستقیماً به مصرفکننده نهایی منتقل میشود، هدفی که بیمه مرکزی در أدوار مختلف نسبت به تحقق آن گام هایی برداشته است.
این رویکرد منطقیتر از آن است که میلیاردها تومان هزینه شود، بدون آنکه مشخص باشد مخاطب نهایی چه برداشتی از پیام داشته، رفتار بیمهای او چقدر تغییر کرده و مهمتر از همه، رضایت او از خدمات صنعت بیمه چه اندازه افزایش یافته است. بررسی آمار شکایات بیمه مرکزی نیز نشان میدهد که سیاست فرهنگسازی نهاد ناظر، دستکم طی چند سال اخیر، نتوانسته نتایجی متناسب با منابع صرفشده ایجاد کند و از این منظر نیازمند بازنگری جدی است.
چنین تغییری میتواند فرهنگسازی را از یک فعالیت تبلیغاتی به یک سیاست قابل سنجش تبدیل کند؛ سیاستی که به جای تمرکز بر تصویر صنعت بیمه، کیفیت واقعی خدمات آن را هدف قرار دهد و همزمان به شرکتهای ناتراز برای خروج از مشکلات عملیاتی و پرداخت بهموقع خسارت کمک کند.
شاید مهمترین نتیجه همین مناقشه اخیر نیز همین باشد که اگر قرار است درباره هزینه یک مراسم سالانه حساس باشیم، منطقی است همان حساسیت را درباره هزینههای بسیار بزرگتری نیز به کار بگیریم که سالهاست تحت عنوان توسعه فرهنگ بیمه پرداخت میشوند. مسئله واقعی این نیست که یک مراسم کجا برگزار شده است؛ مسئله این است که هر ریال از منابع صنعت بیمه کجا خرج میشود و در مقابل، چه ارزشی برای بیمهگذار ایجاد میکند.
منبع: راز پول