بازار اکستنشن؛ چرا آگهیهای «فروش مو» بیشتر شده است؟
به گزارش خط بازار؛ با کاهش قدرت خرید، موهای طبیعی دختران و زنان جوان به کالایی ارزشمند برای صادرات و صنایع زیبایی تبدیل شده است؛ تجارتی پرسود که در خلأ قانونی، حقوق فروشندگان نیازمند را به سادگی نادیده میگیرد.
این تصویری از فیلم سینمایی «رها». فیلمی که به مصائب دختری از طبقه فرودست برای تهیه یک لپتاپ میپردازد. اگرچه در آن فیلم چالشها مسیر دیگری را طی میکنند، اما هسته اصلی داستان یعنی تلاش برای تامین یک نیاز ضروری با کمترین امکانات، در جامعه امروز مصداقهای فراوانی دارد.
در سالهای اخیر، روایتهایی از زنانی شنیده میشود که برای پرداخت اجارهبها، تامین هزینه درمان، تهیه جهیزیه یا پرداخت شهریه دانشگاه، بخشی از داراییهای فردی خود از جمله موی سرشان را در ازای دریافت پول واگذار میکنند.
این بار موضوع فراتر از پدیدههایی چون فروش کلیه است و بحث بر سر بازار موهای طبیعی است. موی سر حالا برای برخی از مردم به یکی از معدود داراییهای قابل نقد شدن در مواجهه با هزینههای زندگی تبدیل شده است.
شاید در نگاه اول، فروش مو تصمیمی کاملا شخصی و شبیه به فروش طلا یا تلفن همراه به نظر برسد؛ اما زمانی که این پدیده از یک رفتار فردی به روندی قابل توجه در جامعه تبدیل میشود، باید ریشههای آن را در شرایط اقتصادی و اجتماعی جستوجو کرد. در واقع، این پدیده که با تورم و چالشهای معیشتی ارتباطی مستقیم دارد، بازتابی از شرایطی است که در آن تامین هزینههای زندگی برای بخشهای پایین درآمدی دشوارتر شده است.
تبدیل داراییهای خرد به سرمایه نقدشونده
در علم اقتصاد، دارایی به مواردی اطلاق میشود که در زمان نیاز، قابلیت تبدیل شدن به پول نقد را داشته باشند. برای طبقات متوسط، این داراییها معمولا شامل مسکن، خودرو یا سپردههای بانکی است. اما با حرکت به سمت دهکهای پایینتر اقتصادی، سبد داراییهای قابل نقد شدن کوچکتر میشود و افراد برای تامین نیازهای فوری خود، به ناچار به سرمایههای خردتری متوسل میشوند.
جامعهشناسان در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدهاند که در شرایط بروز فشارهای اقتصادی مزمن، زمان، توان جسمی و داراییهای فردی نیز به تدریج وارد چرخه اقتصاد میشوند. رونق گرفتن بازار خرید و فروش موی طبیعی یکی از همین نمودهاست. مویی که پیشتر تنها جنبه زیباییشناختی داشت، اکنون در چارچوب عرضه و تقاضای بازار قیمتگذاری میشود.
در فرهنگ ایرانی، مو همواره هویتی فراتر از یک ویژگی فیزیکی داشته و نمادی از زیبایی و جوانی به شمار میرود. در ادبیات فارسی نیز، گیسو و مو جایگاه ویژهای در تشبیهات شاعرانه دارند. اما با ورود به مناسبات اقتصادی، این مفاهیم فرهنگی جای خود را به ارزشگذاری مادی میدهند. با افزایش شکاف میان درآمدها و هزینههای زندگی، بخشی از جامعه برای تامین حداقل نیازهای خود، داراییهای شخصیشان را وارد بازاری میکنند که برای آنها جدول قیمت تعیین کرده است.
بررسیهای میدانی فرارو و گفتوگو با یکی از فعالان بازار خرید موی طبیعی نشان میدهد که قیمت خرید مو از ارقام پایینی مانند ۱۵ هزار تومان آغاز شده و در موارد خاص برای موهای بسیار مرغوب، تا چند ده میلیون تومان نیز میرسد. سازوکار قیمتگذاری در این بازار قواعد خاص خود را دارد. اگر موها دارای مش، رنگشدگی یا موخوره باشند، فارغ از میزان بلندی آنها، با افت شدید قیمت مواجه میشوند. در این حالت، موها به صورت وزنی (گرمی) خریداری میشوند؛ به طوری که موهای رنگدار گاهی تا کیلویی ۲ میلیون تومان قیمت میخورند که سود بسیار اندکی برای فروشنده به همراه دارد.
در این میان، شبکهای از واسطهگری نیز شکل گرفته است. برخی از خریداران عمده به افرادی که موی طبیعی باکیفیت ندارند، پیشنهاد میدهند تا با معرفی مشتریان جدید و یافتن موهای مرغوب، مبالغی در حدود ۲ میلیون تومان به عنوان پورسانت دریافت کنند.
صادرات مو و تجارت فرامرزی
موضوع خرید و فروش مو تنها به بازارهای داخلی محدود نمیشود. به گفته یکی از فعالان این حوزه، موهایی که تار نازک، حالت ابریشمی و رنگهای طبیعی و خاص داشته باشند، به منظور تولید کلاهگیسهای باکیفیت به خارج از ایران صادر میشوند. این تجارت مرزها را نیز درنوردیده است؛ به طوری که چندی پیش، خبر کشف و توقیف یک محموله ۲۶ کیلوگرمی از موی طبیعی قاچاق در مرز ارمنستان در رسانههای رسمی منتشر شد.
البته بازار خرید و فروش مو پدیدهای یکشبه نیست. سالهاست که در مناطقی مانند خیابان منوچهری تهران، مغازههایی به طور تخصصی در زمینه خرید مو و تامین نیاز آرایشگاهها برای خدمات اکستنشن فعالیت میکنند. با این وجود، به دلیل فقدان نظارت رسمی و نبود سازوکار قانونی مشخص، قیمتگذاریها در این صنف کاملا سلیقهای و بر اساس توافق طرفین انجام میشود.
بازاری آشکار در شبکههای اجتماعی
برای مشاهده ابعاد این بازار، نیازی به جستوجوی طولانی نیست. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام پر از آگهیهایی با عناوینی چون «خریدار موی طبیعی با بالاترین قیمت» و «پرداخت نقدی» است. حتی در فضای شهری نیز آگهیهای کاغذی روی دیوارهای اطراف دانشگاهها و آرایشگاهها به چشم میخورند.
یکی از فعالان خدمات اکستنشن در گفتوگو با فرارو، تغییرات اخیر این بازار را چنین توصیف میکند: «در گذشته مراجعات برای فروش مو بسیار محدود بود، اما اکنون تعداد متقاضیان افزایش یافته است و بسیاری از آنها دلیل فروش موهایشان را نیاز مالی عنوان میکنند.» او تاکید میکند که موهای بالای ۶۰ سانتیمتر که فاقد هرگونه رنگ و دکلره شیمیایی باشند، بهترین بازار را دارند و خریداران عمده گاه تا سقف ۳۰ میلیون تومان نیز برای موهای سالم و پرحجم پرداخت میکنند.
در یک سوی این چرخه، نیاز مالی عرضهکنندگان قرار دارد و در سوی دیگر، صنعت پررونق زیبایی ایستاده است. موی طبیعی انسان به دلیل دوام بالا و قابلیت حالتپذیری، در تولید کلاهگیس، اکستنشن و گریم سینمایی کالایی ارزشمند است. به همین دلیل، تقاضا برای خرید موهای سالم دختران جوان که در طول سالها بدون مواد شیمیایی رشد کردهاند، در بالاترین سطح خود قرار دارد.
فقر زنانه و آسیبپذیری اقتصادی
در مطالعات اقتصادی و توسعه، مفهومی تحت عنوان «زنانه شدن فقر» وجود دارد که به معنای آسیبپذیری بیشتر زنان در برابر بحرانهای اقتصادی است. عواملی چون دستمزد نابرابر، فرصتهای شغلی کمتر و مسئولیتهای سنگین خانوادگی سبب میشود تا زنان در شرایط دشوار اقتصادی، زودتر از سایر گروهها ناچار به واگذاری داراییهای خود شوند.
در میان مراجعان برای فروش مو، زنان سرپرست خانوار، مادرانی که به دنبال تامین هزینه درمان فرزندشان هستند و دانشجویانی که برای پرداخت هزینههای تحصیلی با مشکل مواجهاند، دیده میشوند.
مریم، دانشجوی ۲۷ ساله کارشناسی ارشد، میگوید: «ابتدا خواستم لپتاپم را بفروشم، اما برای نوشتن پایاننامه به آن نیاز داشتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم موهایم را بفروشم؛ چرا که موها دوباره رشد میکنند، اما زمان برای پایاننامه از دست میرود.» او از تاثیر روانی این تصمیم میگوید و احساس میکند بخشی از اعتمادبهنفس خود را در این مسیر از دست داده است.
تاریخچه تجارت مو و فقدان چارچوب قانونی
تجارت مو تاریخچهای طولانی دارد. در اروپای قرن نوزدهم نیز دختران روستایی برای تامین هزینههای زندگی، موهای خود را به دورهگردها میفروختند تا در کارگاههای لندن و پاریس به کلاهگیس برای طبقات مرفه تبدیل شود. امروز نیز سازوکار بازار مشابه است؛ انتقال سرمایه از لایههای نیازمند جامعه به سمت صنایع سودآور.
یکی از معضلات اصلی بازار فروش مو در ایران، وضعیت حقوقی مبهم آن است. فقدان نهاد ناظر و نبود معیار مشخص برای ارزشگذاری، قدرت چانهزنی را تماما در اختیار خریداران قرار داده است. مهناز که به تازگی موهایش را فروخته، میگوید: «ابتدا از روی عکس، قیمت ۱۸ میلیون تومانی دادند، اما پس از ارسال موها با پیک، تنها ۵ میلیون تومان واریز کردند و دلیل آن را وجود موخوره دانستند.» این دست از توافقهای غیررسمی نشان میدهد که در غیاب نظارت قانونی، حقوق فروشندگان به سادگی نادیده گرفته میشود.
تلاش برای عبور از تنگناهای اقتصادی
به مثال ابتدای متن بازگردیم. دختری که برای خرید وسایل ضروری تحصیل یا کار، از موهایش میگذرد، نماینده گروهی از افراد جامعه است که میان نیازهای معیشتی، تحصیلی و حفظ داشتههای فردی خود در کشمکش هستند.
مژگان، زنی که سالها پیش تجربه مشابهی داشته است، میگوید: «برای پرداخت هزینه ثبتنام در کلاسهای مهارتآموزی، موهایم را فروختم. امروز صاحب یک مزون هستم، اما خاطره آن روز و آن تصمیم همیشه با من همراه است.» پدیده فروش مو بیش از آنکه صرفاً یک موضوع حاشیهای در صنعت آرایشگری باشد، یک شاخص اقتصادی-اجتماعی است.شاخصی که نشان میدهد چگونه فشارهای معیشتی میتواند افراد را به سمت واگذاری داراییهای شخصی خود سوق دهد تا بتوانند از موانع زندگی روزمره عبور کنند.
مبنع: فرارو