به گزارش
خط بازار؛ به نقل از خبر فوری؛
نرخ زنده دلار در معاملات امروز حدود ۲۶۷ هزار و ۹۰۰ تومان گزارش شده و سکه امامی نیز نسبت به روز قبل حدود ۲.۳ درصد افزایش داشته است.
این اعداد برای میلیونها خانوار ایرانی، معنای مستقیمی با کاهش قدرت خرید و کوچکتر شدن ارزش پساندازهایشان دارد.
دلار؛ رکوردی که دیگر عجیب نیست
رشد قیمت دلار در هفتهها و ماههای اخیر به شکلی ادامهدار بوده است. دلار که در شهریورماه از محدوده ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده بود، سپس به کانالهای بالاتر رسید و اکنون مرز ۲۶۷ هزار تومان را پشت سر گذاشته است. گزارشهای بازار نشان میدهد همزمان با جهش ارز، قیمت طلا و سکه نیز در مسیر صعودی قرار گرفتهاند.
سکه امامی نیز اکنون در محدوده ۲۶۷ میلیون تومان قرار دارد؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۲۲۲ میلیون تومان در ابتدای شهریور، افزایش قابل توجهی را نشان میدهد.
اما شاید مهمتر از خود ارقام، واکنش جامعه به این رکوردها باشد؛ مردم دیگر حتی از شنیدن قیمتهای جدید هم متعجب نمیشوند. رکوردهای دیروز، خیلی زود به قیمت عادی امروز تبدیل میشوند و بازار فردا دوباره عددی بالاتر را پیش روی مردم میگذارد.
وعدههایی که اثرشان دیده نمیشود
در ماههای گذشته، سیاستگذار از برنامههای مختلف برای کنترل بازار ارز، افزایش عرضه و مدیریت تقاضا سخن گفته است. حتی در مقاطعی وعده عرضه ارز و تأمین نیازهای ارزی کشور مطرح شد، اما روند بازار در نهایت مسیر دیگری را نشان داده است.
اکنون حتی بانک مرکزی نیز در اطلاعیهای درباره وضعیت بازار ارز اعلام کرده که نرخ کنونی ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد و شرایط بازار را تحت رصد قرار داده است.
این اظهارنظر از آن جهت قابل توجه است که نشان میدهد فاصله میان آنچه سیاستگذار از وضعیت مطلوب بازار انتظار دارد و آنچه در بازار آزاد اتفاق میافتد، به موضوعی جدی تبدیل شده است.
پناهگاهی که برای همه در دسترس نیست
افزایش قیمت دلار تنها یک مسئله ارزی نیست. اثر آن به سرعت به بازار طلا و سکه منتقل میشود. قیمت طلا از یک سو تحت تأثیر نرخ جهانی اونس و از سوی دیگر تحت تأثیر نرخ ارز داخلی قرار دارد و سکه نیز علاوه بر ارزش طلای موجود در آن، با حباب قیمتی معامله میشود.
در حال حاضر، قیمت سکه امامی حدود ۲۶۷ میلیون تومان و ارزش ذاتی آن حدود ۲۵۶.۹ میلیون تومان گزارش شده است؛ یعنی بازار برای سکه حدود ۱۰ میلیون تومان حباب قیمتی در نظر گرفته است.
اما مسئله برای خانوارهایی که درآمدشان ریالی است، تنها رشد قیمت طلا نیست. وقتی قیمت داراییهای قابل اتکا چند برابر سرعت رشد درآمد حرکت میکند، بخش بزرگی از جامعه عملاً از بازار داراییها خارج میشود.
بازنده اصلی؛ پساندازکننده ریالی
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است: چه کسی هزینه این افزایش قیمتها را پرداخت میکند؟ برای فردی که درآمدش به ریال است و بخش عمده داراییاش نیز به شکل سپرده، حقوق یا پسانداز ریالی نگهداری میشود، رشد دلار به معنای کاهش ارزش واقعی دارایی است. اگر قیمت دلار از ۲۰۰ هزار تومان به ۲۶۷ هزار تومان برسد، ارزش ریالی داراییهای ارزیشده تغییر میکند، اما درآمد بسیاری از خانوارها با همان سرعت افزایش پیدا نمیکند.
به همین دلیل، رکوردشکنی دلار و طلا فقط داستان سود معاملهگران یا سرمایهگذاران نیست؛ داستان قدرت خرید مردمی است که ممکن است حتی وارد بازار ارز و طلا هم نشده باشند.
وقتی پوچ شدن سرمایه عادی میشود
شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا همین عادی شدن سقوط ارزش پول باشد. خانوادهای که سالها پسانداز کرده، هر روز شاهد کوچکتر شدن ارزش واقعی آن است؛ در حالی که هزینه مسکن، خودرو، کالاهای وارداتی و بسیاری از کالاهای مصرفی نیز از نرخ ارز تأثیر میگیرند.
در چنین اقتصادی، مردم بهتدریج نهتنها قدرت خرید، بلکه اطمینان خود به آینده ارزش پول ملی را نیز از دست میدهند.
عبور دلار از ۲۶۷ هزار تومان و نزدیک شدن سکه به ۲۷۰ میلیون تومان بنابراین فقط یک رکورد قیمتی دیگر نیست. مسئله اصلی این است که چرا سیاستهای مهار بازار نتوانستهاند روند فرسایش ارزش پول را متوقف کنند و تا کجا قرار است هزینه این بیثباتی از جیب مردم پرداخت شود؟
وقتی حتی بانک مرکزی از «ناهمخوانی نرخ کنونی ارز با متغیرهای بنیادی» سخن میگوید، مطالبه اصلی دیگر اعلام یک برنامه جدید نیست؛ مردم نتیجه ملموس سیاستها را میخواهند؛ پیش از آنکه یک رکورد تازه، رکورد قبلی را هم از یادها ببرد.
انتهای متن