۷ میلیون؛ قله بورس یا لبه حباب؟
به گزارش خط بازار؛ شاخص بورس تهران در روزهای اخیر وارد محدودههای تاریخی جدیدی شده و برای نخستینبار از مرز ۷ میلیون واحد عبور کرده است؛ اما پرسش مهم اینجاست: این صعود را باید نشانه آغاز یک دوره رونق اقتصادی دانست یا بازار سهام در حال ورود به یک حباب جدید است؟
رشد شتابان بورس ایران در هفتههای اخیر بدون تردید یکی از مهمترین اتفاقات بازارهای مالی کشور بوده است. شاخص کل که در ابتدای موج اخیر در محدوده ۶ میلیون واحد قرار داشت، در مدت کوتاهی به بیش از ۷ میلیون واحد رسیده است. آخرین دادههای معاملاتی نیز شاخص را در محدوده ۷.۱۲ میلیون واحد نشان میدهد.
اما عدد شاخص بهتنهایی نمیتواند درباره ارزندگی یا حبابی بودن بازار قضاوت کند. در اقتصادی که تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی وجود دارد، رشد اسمی قیمت سهام تا حدی اجتنابناپذیر است. بخش قابل توجهی از شرکتهای بزرگ بورسی نیز درآمدهای صادراتی یا وابستگی بالایی به نرخ ارز دارند؛ بنابراین افزایش نرخ ارز میتواند هم ارزش ریالی داراییها و هم درآمد اسمی آنها را افزایش دهد.
از این منظر، بخشی از رشد فعلی بورس را باید «رشد اسمی ناشی از تورم و نرخ ارز» دانست، نه الزاماً افزایش ثروت واقعی اقتصاد.
با این حال، یک تفاوت مهم میان شرایط فعلی و یک حباب کلاسیک وجود دارد. رشد بازار تنها به چند نماد محدود نشده و در مقاطع اخیر شاخص هموزن نیز همراه شاخص کل حرکت کرده است. همچنین افزایش ارزش معاملات و ورود پول حقیقی نشان میدهد تقاضای واقعی در بازار وجود دارد. در یکی از روزهای اخیر نیز ورود حدود ۳.۶ هزار میلیارد تومان پول حقیقی گزارش شد.
این موضوع میتواند نشانهای مثبت باشد؛ اما در طرف مقابل، ورود نقدینگی بهتنهایی دلیل بنیادی برای ادامه رشد نیست. اگر سرعت افزایش قیمت سهام از رشد سودآوری شرکتها فاصله بگیرد، بازار میتواند به تدریج وارد محدودههای پرریسک شود.
بنابراین برای تشخیص حباب باید به جای تمرکز بر عدد شاخص، متغیرهایی مانند نسبت قیمت به سود شرکتها، رشد سودآوری، نرخ ارز، نرخ بهره، تورم و ارزش واقعی داراییهای شرکتها را بررسی کرد.
از منظر اقتصاد کلان نیز نمیتوان رشد بورس را معادل بهبود اقتصاد ایران دانست. ممکن است شاخص بورس رشد کند، اما همزمان قدرت خرید خانوارها، سرمایهگذاری واقعی و تولید صنعتی همچنان با مشکلات جدی مواجه باشند. به همین دلیل، بورس در شرایط فعلی بیشتر از آنکه «آینه رونق اقتصاد» باشد، آینه انتظارات تورمی، نرخ ارز و آینده سود شرکتهاست.
در نهایت، به نظر میرسد بازار سهام ایران در شرایط فعلی نه در یک حباب فراگیر قرار دارد و نه میتوان رشد آن را کاملاً بنیادی و بدون ریسک دانست. سناریوی محتملتر، بازاری است که بخشی از رشد آن پشتوانه بنیادی دارد اما بخشی دیگر ناشی از انتظارات تورمی و هجوم نقدینگی است.
اگر سود شرکتها بتواند خود را به سرعت رشد قیمت سهام برساند، روند صعودی فعلی میتواند ادامه پیدا کند؛ اما اگر شاخص با سرعتی بسیار بیشتر از سودآوری شرکتها رشد کند، همان نقطهای خواهد بود که هشدار حباب جدی میشود.
به بیان ساده، رکورد ۷ میلیون واحدی بورس لزوماً خبر خوب برای اقتصاد ایران نیست؛ اما هنوز هم نمیتوان آن را زنگ خطر قطعی حباب دانست. آزمون اصلی بازار از اینجا به بعد آغاز میشود: آیا سود شرکتها میتواند پشت سر شاخص حرکت کند یا نه؟