آمریکا از نفت گران هم سود میبرد/ عصر تهدید نفتی به پایان رسید؟
به گزارش خط بازار؛ در روزهایی که روایتهای متناقض درباره مذاکرات ایران و آمریکا، از احتمال توافق تا تکذیب گفتوگوهای مستقیم، منتشر میشود، مذاکرات ایران و عمان بر سر نحوه مدیریت حرکت کشتیها در تنگه هرمز به یکی از محورهای کاهش تنش تبدیل شده است. اما معادله نفت دیگر مانند گذشته نیست و افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای فشار بیشتر بر واشنگتن نخواهد بود. امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا، در گفتوگو با «نفتما» میگوید: «قیمت نفت یکی از پارامترهای مهم است. ایران روی افزایش قیمت نفت حساب باز کرده تا از این طریق طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد و آن را به توقف حملات نظامی علیه ایران وادار کند. قیمت نفت مؤثر است، اما نه آنقدر که بتوان گفت آمریکا به دلیل نگرانی از افزایش قیمت نفت، گزینه نظامی را کنار گذاشته است؛ بهویژه حالا که آمریکا بهعنوان یکی از بزرگترین بازیگران بازار انرژی، از نفت گران نیز سهم میبرد».
پس از جنگ ۴۰ روزه، روابط ایران و آمریکا در یک دوره پرتنش و همزمان مذاکراتی پیش رفت. در فروردینماه، ابتدا آتشبس موقت با میانجیگری پاکستان اعلام و اجرا شد. در آن مقطع جلسه رسمی دوجانبه برگزار نشد و توافقها از طریق میانجیگری پاکستان پیش رفت که نتیجه آن، توقف موقت درگیریها و تفاهم برای آغاز مسیر دیپلماتیک بود. در اواسط فروردین، نخستین دور مذاکرات رسمی ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان در هتل سرینا برگزار شد که پس از حدود ۲۱ ساعت گفتوگو، توافق نهایی حاصل نشد، اما طرفین بر ادامه مذاکرات توافق کردند. در این دور، اختلاف اصلی بر سر برنامه هستهای ایران و تنگه هرمز همچنان پابرجا ماند.
در اردیبهشتماه، تماسهای دیپلماتیک و انتقال پیامها از طریق پاکستان و عمان ادامه یافت و دیدارهای مقامهای ایرانی با میانجیها انجام شد، اما نشست رسمی میان ایران و آمریکا برگزار نشد. در این بازه، ایران مطالبات خود را به میانجی پاکستانی ارائه کرد و زمینه برای دور بعدی مذاکرات فراهم شد.
پس ازآن هم، مذاکراتی در سوئیس و قطر برگزار شد که بدون توافق نهایی پایان یافت. تا اینکه چند روز گذشته، سیدعباس عراقچی در گزارشی به هیئت دولت اعلام کرد که مذاکرات در مسیر نهاییشدن قرار دارد و مراحل پایانی خود را طی میکند. همچنین مسعود پزشکیان کمتر از ۴چهار ساعت پیش از بازگشایی بازار نفت، در یادداشتی نوشت: «باید بکوشیم دشمن را وادار کنیم به آنچه امضا کرده (تفاهم ایران و آمریکا) پایبند بماند.»
پس از این اخبار، عضو کمیته رسانهای تیم مذاکرهکننده ایران در واکنش به برخی گمانهزنیها مبنی بر وجود مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا تأکید کرد که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران با آمریکا مذاکرهای ندارد و گفتوگوهای جاری صرفاً با طرف عمانی و در چارچوب ماده ۵ یادداشت تفاهم در حال انجام است. همچنین خبرگزاری آناتولی به نقل از یک مقام ارشد پاکستانی گزارش داد که «هیچ نشستی دستکم در ۲۴ ساعت آینده بین مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی در اسلامآباد برنامهریزی نشده است.»
اما درست یک روز پس از انتشار این اخبار، ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، مدعی شد که تلاشها برای حلوفصل درگیری بین آمریکا و ایران در مراحل بسیار پیشرفتهای قرار دارد. در همین حال، دونالد ترامپ نیز در صفحه «تروث سوشال» خود نوشت: «توافق در آستانه نهایی شدن است» و مذاکرات با ایران از دوشنبه با محوریت برنامه هستهای و تنگه هرمز از سر گرفته خواهد شد.
اما این خبرهم ساعاتی بعد توسط یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده تکذیب شد. به گفته این منبع: «ایران تنها با عمان درباره ترتیبات آتی مدیریت تنگه مذاکره میکند و هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نداده است».
همزمانی تنش و مذاکره
در همین راستا، امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا، در گفتوگو با «نفتما» درباره چرخه تنش و مذاکره میان ایران و آمریکا اظهار کرد: «ما همزمان هم مذاکره داریم و هم جنگ. اینطور نیست که مذاکره تمام شود و جنگ آغاز شود یا با پایان جنگ، مذاکره شروع شود. حتی در میانه مذاکرات نیز جنگ وجود دارد و در زمان جنگ هم مذاکره جریان دارد».
وی افزود: «در نهایت یا آمریکاییها باید به این نتیجه برسند که اعمال فشار بر ایران نتیجهبخش نیست و باید با ایران به توافق برسند، یا ایران به این جمعبندی برسد که مقاومت در برابر آمریکا کارساز نیست و باید به توافق برسد. مسئله اینجاست که هر دو طرف، توافق بد را معادل تسلیم شدن میدانند. نه آمریکاییها میخواهند در برابر ایران تسلیم شوند و نه ایران حاضر است در برابر آمریکا تسلیم شود. به همین دلیل، این وضعیت در آینده قابل پیشبینی نیز ادامه خواهد داشت»
پرونده هستهای؛ سختترین مرحله مذاکرات
ابوالفتح درباره مذاکرات جاری گفت: «مذاکرات ایران و عمان بر سر نحوه مدیریت حرکت کشتیها در تنگه هرمز است. اگر این توافق حاصل شود، ایران با آن موافق باشد و آمریکا نیز به آن بپیوندد و آن را تأیید کند، تازه یکی از موانع مهم از سر راه برداشته میشود. پس از آن، نوبت به بازگشت به تفاهم امضاشده میان ایران و آمریکا میرسد»
این کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به مهمترین مانع مذاکرات هستهای گفت: «مشکل اصلی اینجاست که آمریکاییها همچنان بر غنیسازی صفر اصرار دارند. ایران نیز در مقابل، بر حفظ غنیسازی تأکید میکند. اینکه دو طرف چگونه بتوانند به یک نقطه مشترک برسند و از دل آن توافقی شکل بگیرد، کار بسیار دشواری است».
دو برداشت متفاوت از یک توافق
وی درباره چشمانداز توافق میان تهران و واشنگتن نیز گفت: «تمام بازیگران، حتی اسرائیل، به دنبال یک توافق پایدار هستند، اما برداشت هر کدام از توافق پایدار متفاوت است. از نگاه آمریکا، توافق مطلوب یعنی ایران هستهای، موشک و پهپاد نداشته باشد، با اسرائیل صلح کند، از نیروهای نیابتی دست بردارد و از آنها حمایت نکند. آمریکا نیز تمام تلاش خود را برای رسیدن به چنین توافقی انجام میدهد».
ابوالفتح تصریح کرد: «بنابراین، اختلاف بر سر اصل توافق نیست؛ همه خواهان توافق هستند. اختلاف بر سر جزئیات، مصادیق و محتوای توافق است. آنچه ایران توافق میداند، با تعریفی که آمریکا از توافق دارد، زمین تا آسمان تفاوت میکند و همین مسئله، امکان مصالحه را دشوار کرده است».
آمریکا از نفت گران هم سود میبرد
وی در پاسخ به این پرسش که قیمت نفت تا چه اندازه میتواند دو طرف را به سمت مذاکره سوق دهد؟ گفت: «قیمت نفت یکی از پارامترهای مهم است. ایران روی افزایش قیمت نفت حساب باز کرده تا از این طریق طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد و آن را به توقف حملات نظامی علیه ایران وادار کند. با این حال، قیمت نفت به اندازهای که انتظار میرفت افزایش پیدا نکرد و حتی به سطح دوره جنگ ۴۰ روزه نیز نرسید.بنابراین، قیمت نفت مؤثر است، اما نه آنقدر که بتوان گفت آمریکا به دلیل نگرانی از افزایش قیمت نفت، گزینه نظامی را کنار گذاشته است».
این کارشناس مسائل آمریکا در پایان خاطرنشان کرد: «امروز آمریکا خود بزرگترین صادرکننده نفت جهان است. افزایش قیمت نفت باعث میشود بخشی از سود آن به جیب شرکتهای آمریکایی برود و دولت آمریکا نیز از محل مالیات این شرکتها درآمد بیشتری کسب کند. به همین دلیل، سلاح نفت دیگر مانند گذشته علیه آمریکا کارایی ندارد».
منبع: نفت ما