چین؛ شریک تجاری بزرگ، غایب بزرگ امنیت خلیج فارس
به گزارش خط بازار؛ جنگ علیه ایران امید کشورهای عربی به ایفای نقش امنیتی چین در خلیج فارس را از بین برد.
جنگ اخیر ایران و پیامدهای آن، تنها معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون نکرد، بلکه نگاه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به نقش چین در منطقه را نیز بهطورجدی تغییر داده است، نشریه «فارین افرز» در مقالهای با عنوان «مشکل چین برای کشورهای خلیج فارس؛ پکن تجارت میخواهد اما مسئولیت نه»، معتقد است جنگ ایران این تصور را که چین میتواند بهعنوان یک ضامن امنیتی جدید در منطقه ظاهر شود، از بین برده است.
نویسندگان این مقاله معتقدند؛ دولتهای عربی طی سالهای گذشته با گسترش همکاریهای اقتصادی با چین، انتظار داشتند پکن بهتدریج نقش فعالتری در حفظ امنیت خلیج فارس ایفا کند؛ اما جنگ اخیر نشان داد چین تمایلی برای ورود به هزینههای امنیتی منطقه ندارد و همچنان ترجیح میدهد تنها از منافع اقتصادی خود محافظت کند.
امید کشورهای عربی به ظهور چین بهعنوان قدرت امنیتی
فارین افرز مینویسد: طی چند سال گذشته روابط اقتصادی چین و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بهسرعت گسترش یافت؛ تا جایی که در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۶ درصد واردات نفت خام چین از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تأمین شد،
همچنین حجم تجارت دو طرف در سال ۲۰۲۴ به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از مجموع تجارت این کشورها با آمریکا و اتحادیه اروپا نیز بیشتر بود.
بهاعتقاد نویسندگان مقاله؛ همین وابستگی اقتصادی باعث شد دولتهای عربی تصور کنند چین برای حفاظت از سرمایهگذاریها، مسیرهای انرژی و تجارت خود، ناچار خواهد شد مسئولیت بیشتری در حوزه امنیت منطقه بپذیرد.
کشورهای عربی همچنین امیدوار بودند نفوذ گسترده چین بر ایران بتواند به مهار تنشهای منطقهای کمک کند؛ زیرا تهران تحت تحریمهای آمریکا، وابستگی قابلتوجهی به حمایتهای اقتصادی و دیپلماتیک پکن پیدا کرده است.
توافق ایران و عربستان؛ نقطه اوج خوشبینی به نقش چین
مقاله یادآور میشود امضای توافق ۲۵ساله همکاری جامع ایران و چین در سال ۲۰۲۱ و سپس میانجیگری پکن برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک تهران و ریاض در سال ۲۰۲۳، این تصور را تقویت کرد که چین در حال تبدیل شدن به یک بازیگر امنیتی مهم در خاورمیانه است.
پس از توافق ایران و عربستان نیز سه نشست سهجانبه میان ایران، عربستان و چین برگزار شد که آخرین آن در تهران و در دسامبر ۲۰۲۵ بود؛ نشستهایی که در فضای ناامیدی از تحولات منطقه، نشانهای از افزایش نقش دیپلماتیک چین تلقی میشد.
بهنوشته فارین افرز؛ رسانههای دولتی چین نیز از رهبران کشورهای عربی، بهویژه محمد بن سلمان، با ادبیاتی مثبت یاد میکردند و اصلاحات اقتصادی عربستان را نمونهای از «مدرنسازی بهسبک چینی» معرفی میکردند.
گسترش نفوذ اقتصادی چین در منطقه
در ادامه مقاله آمده است؛ همکاریهای دو طرف تنها به نفت محدود نبود، صندوقهای ثروت ملی کشورهای عربی سرمایهگذاریهای گستردهای در چین انجام دادند و دفاتر متعددی در پکن، هنگکنگ و شانگهای افتتاح کردند،
از سوی دیگر، توافقهای متعددی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، فناوری فضایی، زیرساخت، معدن، کشاورزی، هوش مصنوعی و صنایع پیشرفته میان طرفین امضا شد، همزمان جمعیت شهروندان چینی ساکن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به بیش از نیم میلیون نفر رسید که نشاندهنده گسترش پیوندهای اقتصادی و انسانی میان دو طرف بود.
چین چگونه به اهرم فشار کشورهای عربی بر آمریکا تبدیل شد؟
فارین افرز معتقد است؛ نزدیکی کشورهای عربی به چین، مزیت دیگری نیز برای دولتهای منطقه ایجاد کرده بود. از نگاه این کشورها، افزایش نفوذ چین موجب میشد آمریکا برای حفظ جایگاه خود در خلیج فارس، امتیازهای اقتصادی و امنیتی بیشتری در اختیار متحدان عرب قرار دهد،
برای نمونه، شرکت هواوی باوجود فشارهای واشنگتن همچنان مراکز عملیاتی مهمی در دبی و ریاض حفظ کرد و دولتهای عربی نیز حاضر نشدند همکاری خود را با این شرکت متوقف کنند؛ زیرا جایگزین مناسبی برای آن وجود نداشت.
در ادامه نیز رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن موجب شد آمریکا همکاریهای فناورانه خود با کشورهای عربی را افزایش دهد،
نمونه بارز آن قراردادهای بزرگ امارات و عربستان با شرکت انویدیا در سال ۲۰۲۵ برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی بود؛ قراردادهایی که پس از سفر دونالد ترامپ به منطقه نهایی شد.
از نگاه نویسندگان مقاله؛ کشورهای عربی تصور میکردند حضور همزمان دو قدرت بزرگ جهانی در منطقه، قدرت چانهزنی آنها را افزایش میدهد و امنیت بیشتری برایشان بههمراه خواهد آورد.
منبع: تسینم