۲ سلاح مهم آمریکا در حمله دیشب به ایران
به گزارش خط بازار؛ دشمن معمولاً با ۲ سلاح اصلی میجنگد. سلاح اول، ترساندن از آینده است. اگر مقاومت کنید، گرفتار میشوید. اگر کوتاه نیایید، فشارها بیشتر میشود. اگر ایستادگی کنید، هزینه خواهید داد. سلاح دوم، پشیمان کردن از گذشته است. اگر سازش کرده بودید، این مشکلات را نداشتید. اگر کوتاه آمده بودید، این هزینهها را نمیپرداختید.
يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ (صف: ۸)میخواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند؛ اما خدا نور خویش را به سرانجام خواهد رساند، هرچند کافران خوش نداشته باشند.
دعوای اصلی عالم
چرا قرآن وقتی از نور خدا سخن میگوید، بلافاصله از دشمنانی حرف میزند که میخواهند آن را خاموش کنند؟ مگر نور خدا چیست که اینهمه مخالفت برمیانگیزد؟ مگر یک عقیده شخصی و یک احساس درونی است که کسی بخواهد با آن بجنگد؟
تاریخ پاسخ میدهد که ماجرا بسیار جدیتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. نور خدا فقط مجموعهای از عبادتها و مناسک فردی نیست. نور خدا یعنی اینکه انسان و جامعه، حق را معیار حرکت خود قرار دهند؛ یعنی بپذیرند که فرمان نهایی را خدا صادر میکند، نه قدرتهای زمینی. از همین نقطه، نزاع آغاز میشود.
همیشه در تاریخ کسانی بودهاند که میخواستند «آقای عالم» باشند؛ کسانی که دوست داشتند اراده آنان بر ملتها حکومت کند و خواسته آنان معیار تصمیمگیری دیگران باشد. روزی این تفکر در قامت فرعون ظاهر میشد و فریاد میزد: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى». اما خیال نکنیم فرعون در نیل غرق شد و پروندهاش بسته شد. فرعون یک شخص نیست؛ یک منطق است.
منطق سلطه، تحمیل و اطاعتطلبی. همان منطقی که دیروز با تاج و تخت حکومت میکرد و امروز با امپراتوری رسانهای، قدرت اقتصادی، تحریم، تهدید و جنگ شناختی.به همین دلیل قرآن نمیفرماید دشمنان نور خدا را با شمشیر خاموش میکنند؛ میفرماید: «بِأَفْوَاهِهِمْ». میدان اصلی نبرد، پیش از آنکه میدان تجهیزات باشد، میدان روایتها و ارادههاست. دشمن میکوشد ذهنها را تسخیر کند، امیدها را خاموش کند و محاسبات ملتها را تغییر دهد. میخواهد این باور را القا کند که مقاومت بیفایده است، ایستادگی هزینه دارد و تسلیم شدن عقلانیترین انتخاب ممکن است.
نبرد ارادهها
درگیری اصلی جبهه حق و باطل، درگیری موشکها و تانکها نیست؛ درگیری ارادههاست. تجهیزات مهماند، اما پیش از آن ارادهای لازم است که این تجهیزات را بسازد، حفظ کند و به کار گیرد. بسیاری از ملتها امکانات داشتهاند اما اراده نداشتهاند؛ و به همین دلیل شکست خوردهاند.
بسیاری نیز امکانات اندکی داشتهاند اما چون ارادهشان فرو نریخته، مسیر تاریخ را تغییر دادهاند.به همین علت خداوند در نقطه مقابل اراده دشمنان میفرماید: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ». یعنی در برابر همه هیاهوها، تحریمها، تهدیدها و عملیاتهای روانی، یک اراده شکستناپذیر وجود دارد؛ اراده خداوند متعال.
هنگامی که اراده مؤمنان به این سرچشمه بیپایان قدرت متصل شود، موازنهها تغییر میکند و نتیجهای رقم میخورد که محاسبات مادی قادر به توضیح آن نیست.
معجزه ارادههای مؤمن
کافی است به سالهای گذشته نگاه کنیم. در عرصه فناوریهای راهبردی، تقریباً همه قدرتهای بزرگ دنیا تصمیم گرفته بودند که ملت ایران پیشرفت نکند. تحریم کردند، فشار آوردند، دانشمندان را ترور کردند و انواع موانع را به وجود آوردند.
محاسبات ظاهری میگفت که راه بسته است.اما اراده جوانانی که دلشان به قدرتهای زمینی گرم نبود، معادله را بر هم زد. مردانی چون طهرانیمقدم، شهریاری، علیمحمدی و دهها مجاهد گمنام دیگر، تسلیم این محاسبات نشدند.
آنان ثابت کردند که گاهی یک اراده متصل به خدا، از هزاران مانع بزرگتر است. اگر ارادهها فرو میریخت، هیچ پیشرفتی شکل نمیگرفت؛ اما چون ایستادگی کردند، بسیاری از سدهایی که نفوذناپذیر به نظر میرسیدند، شکسته شدند.
امروز نیز داستان همان داستان است، امروز نیز مسئله فقط یک اختلاف سیاسی یا یک مناقشه مقطعی نیست. باز هم همان نزاع تاریخی در برابر ما قرار دارد. قدرتهای سلطهگر تلاش میکنند اراده خود را بر ملتها تحمیل کنند. گاهی با تهدید نظامی، گاهی با فشار اقتصادی، گاهی با تحریم و گاهی با جنگ رسانهای.
ابزارها تغییر میکنند اما هدف یکی است: شکستن اراده مقاومت.دشمن میخواهد مسئولان، نخبگان و مردم را به این نتیجه برساند که راهی جز عقبنشینی وجود ندارد. میخواهد این تصور را بسازد که اگر ملتها بر حقوق خود پافشاری کنند، آیندهای تاریک در انتظارشان خواهد بود. اما دقیقاً همینجا وعده الهی وارد میدان میشود.
سلاح پنهان دشمن
دشمن معمولاً با دو سلاح اصلی میجنگد. سلاح اول، ترساندن از آینده است. اگر مقاومت کنید، گرفتار میشوید. اگر کوتاه نیایید، فشارها بیشتر میشود. اگر ایستادگی کنید، هزینه خواهید داد.
سلاح دوم، پشیمان کردن از گذشته است. اگر سازش کرده بودید، این مشکلات را نداشتید. اگر کوتاه آمده بودید، این هزینهها را نمیپرداختید. اگر عقبنشینی کرده بودید، این فشارها به شما تحمیل نمیشد. سخنانی آشنا که آخرین بار همین دیشب از زبان ترامپ و وزیر جنگش قبل از حمله به ایران شنیده شد.
اما ملت مؤمن هنگامی که به وعدههای الهی تکیه میکند، اسیر هیچکدام از این دو دام نمیشود. نه از آینده میترسد و نه از گذشته پشیمان میشود. زیرا میداند که معیار تصمیمگیری، رضایت قدرتهای سلطهگر نیست؛ بلکه انجام وظیفه و حرکت در مسیر حق است.
از همین رو ملت ما از مسئولان و تصمیمگیران کشور انتظار دارد که در مسائل سرنوشتساز، با تکیه بر این پشتوانه عظیم مردمی و با اعتماد به وعدههای الهی عمل کنند و اجازه ندهند اراده دشمن بر اراده ملت غلبه پیدا کند. تجربه نشان داده است که هرجا عقبنشینی صورت گرفته، دشمن جلوتر آمده و هرجا ایستادگی وجود داشته، محاسبات او تغییر کرده است.
راز ایستادگی چیست؟
اما یک سؤال مهم باقی میماند. یک ملت چگونه میتواند زیر این حجم از فشار، تهدید و عملیات روانی دوام بیاورد؟ چه چیزی مانع فروپاشی ارادهها میشود؟قرآن پاسخ را در دل یکی از مهمترین صحنههای تاریخ بیان میکند. زمانی که یاران اندک طالوت در برابر لشکر عظیم جالوت قرار گرفتند.
آنها پیش از درخواست پیروزی، درخواست دیگری داشتند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ».پروردگارا! بر ما صبر فرو ریز، گامهایمان را استوار گردان و ما را پیروز فرما.دقت کنید؛ آنان اول صبر میخواهند، بعد ثبات قدم میخواهند و سپس پیروزی را طلب میکنند. زیرا میدانند که شکست بسیاری از ملتها پیش از میدان نبرد رخ میدهد؛ زمانی که ارادهها فرومیریزد.
منطق قدرت در قرآن
در کنار این پشتوانه معنوی، قرآن یک فرمان عملی نیز صادر میکند: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍهر آنچه در توان دارید از قدرت فراهم سازید.قرآن مؤمن را به خیالپردازی دعوت نمیکند. همان خدایی که میفرماید بر من توکل کنید، فرمان میدهد که قدرت بسازید. زیرا ملتی که قوی نباشد، دشمن را به طمع میاندازد.امروز از این حقیقت با عنوان «بازدارندگی» یاد میکنند.
یعنی آنچنان توانمند باشی که دشمن پیش از هر اقدام خصمانهای، هزینههای آن را محاسبه کند و از تصمیم خود منصرف شود.اما قدرت در منطق قرآن فقط به تجهیزات نظامی محدود نیست. «قوه» هر عاملی است که طمع دشمن را کاهش دهد. علم، اقتصاد، فناوری، قدرت دفاعی، انسجام اجتماعی، قدرت رسانهای، ایمان به خدا و وحدت مردم، همه اجزای این منظومهاند.
اگر یکی از این اضلاع آسیب ببیند، دشمن احساس فرصت میکند. همانگونه که اگر همه این اضلاع در کنار هم قرار بگیرند، دشمن ناچار میشود محاسبات خود را تغییر دهد.
درس سالهای گذشته
رهبران انقلاب اسلامی در طول سالهای گذشته بر همین منظومه قدرت تأکید داشتند؛ بر پیشرفت علمی، اقتصاد قوی، توان دفاعی، ارتباط با خدا و وحدت ملی.در مقابل، در برخی دورهها این تصور ترویج شد که میتوان بدون قوی شدن، امنیت و پیشرفت را به دست آورد.
گاهی گفته شد باید در نظم جهانی حل شویم، گاهی امید بسته شد که عقبنشینی موجب پایان دشمنیها خواهد شد و گاهی چنین وانمود شد که قدرتهای سلطهگر از موضع دوستی با ملتها رفتار میکنند.اما تجربه چیز دیگری را نشان داد. هرجا از ساختن قدرت فاصله گرفتیم، فشارها بیشتر شد و هرجا قویتر شدیم، دشمن محتاطتر رفتار کرد.
تجربه منطقه نیز همین حقیقت را تأیید میکند. هرجا متجاوزان با ضعف و تردید روبهرو شدهاند، دامنه تجاوزات خود را گسترش دادهاند و هرجا با پاسخ قاطع مواجه شدهاند، ناچار به بازنگری در محاسبات خود شدهاند.
ثمره دنیوی استقامت
اما آیا نتیجه این مسیر فقط پاداش اخروی است؟ قرآن پاسخ دیگری میدهد.استقامت فقط بهشت نمیآورد؛ عزت هم میآورد. فقط ثواب اخروی ندارد؛ اقتدار دنیوی نیز میآفریند. فقط موجب رستگاری فردی نمیشود؛ پیشرفت، امنیت، استقلال و سربلندی یک ملت را نیز به همراه دارد.همانگونه که یاران طالوت تنها از میدان نبرد جان سالم به در نبردند، بلکه به پیروزی، قدرت، حکمت و اقتدار نیز دست یافتند. سنت الهی این است که ملتهای مقاوم، علاوه بر پاداش اخروی، از ثمرات دنیوی مجاهدت خود نیز بهرهمند میشوند.
رحمت و رضوان الهی بر همه شهیدان انقلاب اسلامی و همه مردان و زنانی که اجازه ندادند اراده این ملت در برابر فشارها فروبپاشد. آنان به ما آموختند که مهمترین سرمایه یک ملت، پیش از هر ابزار و تجهیزاتی، ارادهای است که به خدا تکیه دارد؛ ارادهای که نه از آینده میترسد، نه از گذشته پشیمان میشود و نه در برابر طوفانهای دشمن، راه خود را گم میکند.
منبع: فارس