رونمایی از نسخه جدید سلاح ژئوپلیتیک در جهان
به گزارش خط بازار؛ جنگ اوکراین، بحران گاز اروپا، تنشهای مداوم خاورمیانه و رقابت فزاینده آمریکا و چین بر سر مواد معدنی حیاتی، یک واقعیت را بار دیگر به سیاستگذاران جهان یادآوری کرد: انرژی هنوز مهمترین مؤلفه قدرت ملی است. به همین دلیل، در دو سال گذشته یکی از جدیترین مباحث مطرح در محافل سیاستگذاری و اندیشکدههای بینالمللی، ورود جهان به «عصر جدید امنیت انرژی» بوده است؛ عصری که در آن دولتها بیش از هر زمان دیگری نگران پایداری عرضه، تابآوری زنجیرههای تأمین و کاهش وابستگیهای راهبردی خود هستند.
برخی تمرکز جهان بر «امنیت انرژی» را عقبنشینی از گذار سبز به اقلیم تعبیر میکنند، اما در واقع چنین نیست و سیاستهای تغییر اقلیم با رویکردی اصلاحی، بومیسازی شده است و اقلیم و امنیت انرژی در برابر یکدیگر قرار نگرفتهاند. اگر تا چند سال پیش گذار انرژی عمدتاً با ادبیات کاهش انتشار کربن و مقابله با تغییرات اقلیمی توجیه میشد، اکنون همان گذار سبز با ادبیات امنیت ملی، استقلال راهبردی و رقابت ژئوپلیتیکی پیگیری میشود.
برای اروپا، توسعه تجدیدپذیرها دیگر فقط یک ضرورت زیستمحیطی نیست، بلکه راهی برای رهایی از وابستگی به گاز روسیه است؛ برای آمریکا، توسعه زنجیره مواد معدنی حیاتی تنها یک برنامه اقلیمی نیست، بلکه بخشی از رقابت فناورانه با چین محسوب میشود و برای بسیاری از کشورهای آسیایی، تنوعبخشی به سبد انرژی بیش از آنکه دغدغهای اقلیمی باشد، به ضرورتی برای حفظ رشد اقتصادی و امنیت ملی تبدیل شده است.
سه شوک بزرگ، معادلات انرژی جهان را تغییر داد
جنگ روسیه و اوکراین، تنشهای خاورمیانه و نگرانی از اختلال در عرضه نفت و گاز و رقابت آمریکا و چین بر سر مواد معدنی حیاتی، فناوریهای انرژی و زنجیره تأمین، سبب شد تا دولتها به این نتیجه برسند که دسترسی مطمئن به انرژی، دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
استفاده روسیه از گاز بهعنوان سلاح سیاسی
در گزارش سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ آمده است که استفاده روسیه از گاز بهعنوان سلاح سیاسی، جهان را وارد مرحله جدیدی از امنیت انرژی کرده است. این گزارش تأکید میکند که وابستگی انرژی میتواند به اهرم فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شود و دولتها ناچارند تابآوری انرژی خود را افزایش دهند.
چتمهاوس: امنیت انرژی اولویت فوری شد
اندیشکده چتمهاوس نیز معتقد است جنگ اوکراین در کوتاهمدت موجب کند شدن برخی برنامههای اقلیمی شد؛ زیرا دولتها برای جلوگیری از بحران عرضه، به زغالسنگ، گاز و واردات اضطراری LNG بازگشتند. بهعنوان نمونه، آلمان نیروگاههای زغالسنگ را دوباره فعال کرد؛ کشورهای اروپایی قراردادهای جدید LNG امضا کردند و سرمایهگذاری در زیرساختهای امنیت عرضه افزایش یافت.
فارنافرز: انرژی دوباره سلاح ژئوپلیتیک شد
تحلیلگران برجسته انرژی، از جمله جیسون بوردوف و مگان اوسالیوان در نشریه فارنافرز استدلال میکنند که دولتها بار دیگر از نفت، گاز، برق و مواد معدنی حیاتی بهعنوان ابزار سیاست خارجی استفاده میکنند؛ روسیه صادرات گاز به اروپا را محدود کرد؛ چین صادرات برخی مواد معدنی حیاتی را محدود کرد و در نمونهای دیگر، آمریکا انرژی را به بخشی از مذاکرات تجاری و امنیتی تبدیل کرد. به اعتقاد این تحلیلگران، «دوران سلاحسازی از انرژی» بازگشته است.
بازگشت امنیت انرژی به مرکز سیاست جهانی
آژانس بینالمللی انرژی در چشمانداز انرژی جهان ۲۰۲۵ تصریح میکند که انرژی به قلب رقابتهای ژئوپلیتیکی و امنیت ملی بازگشته است. این نهاد از «دنیایی تشنه انرژی» سخن میگوید که با تهدیدهای جدید در حوزه نفت، گاز، برق و مواد معدنی روبهرو است، اما نکته مهم اینجاست که این آژانس نتیجه متفاوتی میگیرد و معتقد است که راهحل نهایی امنیت انرژی، تنوعبخشی و توسعه انرژیهای پاک است، نه وابستگی بیشتر به سوختهای فسیلی.
اروپا: اقلیم عقب رفت یا تغییر شکل داد؟
مطالعات انجامشده در «مدرسه اقتصاد لندن» نشان میدهد که اروپا در کوتاهمدت برخی اهداف اقلیمی را قربانی امنیت عرضه کرد، اما در بلندمدت به این جمعبندی رسید که وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی، خود تهدیدی علیه امنیت ملی است. در نتیجه سرمایهگذاری در انرژیهای خورشیدی و بادی رکورد زد؛ سهم برق بادی و خورشیدی از گاز پیشی گرفت و برنامههای استقلال انرژی بر توسعه انرژیهای پاک شکل گرفت.
آمریکا: بازگشت امنیت انرژی و واقعگرایی ژئوپلیتیک
در آمریکا نیز از سال ۲۰۲۵ به بعد، مفهوم «تسلط بر انرژی» دوباره پررنگ شد. افزایش مصرف برق ناشی از هوشمصنوعی و مراکز داده، سرمایهگذاری در نیروگاههای گازی را افزایش داد و همزمان، برخی اولویتهای اقلیمی در نهادهای بینالمللی به نفع امنیت انرژی و تابآوری سیستمهای انرژی کمرنگتر شدند، اما آیا اقلیم واقعاً عقب رفته است؟
اقلیم به امنیت انرژی، باخت؟
اکثر اندیشکدههای معتبر جهان پاسخ منفی میدهند. آنها معتقدند هرچند که در کوتاهمدت امنیت انرژی بر سیاستگذاریها سایه انداخته است و کشورها به افزایش ذخایر استراتژیک؛ توسعه LNG؛ بازگشت موقت برخی نیروگاههای فسیلی و اولویت دادن به امنیت عرضه روی آوردهاند، اما در بلندمدت کشورها به این نتیجه رسیدهاند که وابستگی به نفت و گاز وارداتی یک ریسک امنیتی است و انرژیهای بومی، تجدیدپذیرها، شبکههای برق و بهرهوری انرژی، ابزارهای جدید امنیت ملی هستند.
آغاز نسخه جدید عصر امنیت انرژی در جهان
بنابراین میتوان گفت جهان وارد «عصر امنیت انرژی ۲» شده است که نسخه جدید و پیچیدهتری از مفهوم امنیت انرژی را ارائه میدهد؛ مفهومی که با امنیت انرژی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تفاوتهای اساسی دارد. عصری که در آن انرژی، دیگر فقط مسئله گذار سبز نیست، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت ملی، رقابت ژئوپلیتیکی و قدرت اقتصادی است. با این حال، برخلاف تصور رایج، بسیاری از اندیشکدهها معتقدند اقلیم حذف نشده، بلکه به ابزاری برای تأمین امنیت انرژی تبدیل شده است.
به بیان دیگر، جهان وارد دورهای شده که در آن امنیت انرژی دوباره به اولویت نخست سیاستگذاری تبدیل شده است، اما اقلیم از دستور کار حذف نشده؛ بلکه زیر چتر ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی تعریف میشود. دولتها میاندیشند که چگونه میتوان همزمان انرژی ارزان، مطمئن، در دسترس و کمکربن داشت. براساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، گذار سبز دیگر صرفاً یک پروژه زیستمحیطی نیست، بلکه پروژهای برای استقلال و تابآوری ژئوپلیتیکی کشورهاست.
منبع: نفت ما