رفاه چینی در برابر رانت ایرانی/وقت ادغام ایران خودرو و سایپا است
به گزارش خط بازار؛ مقایسه میان موتورهای پولی چین و سیاهچالههای مالی ایران، پرده از یک تراژدی سیاه در منطق حکمرانی اقتصادی برمیدارد. ارقام درشت مالی که در ادامه میآیند، مرز میان تدبیر توسعهگرا و تاراج پوپولیستی را بهوضوح ترسیم میکنند. درحالیکه، نظام بانکی چین سود را به بنزین توسعه تبدیل میکند، در ایران، سیاستگذار با نگاهی امنیتی و گلخانهای، بانک و خودروساز را در یک مارپیچ سقوط قرار داده است؛ جایی که نه بانک سود میکند و نه خودروساز رشد مییابد.
چین؛ سودهای کهکشانی در تسخیر آینده
در سال ۲۰۲۵ بانک غولپیکر ICBC (بانک صنعتی و بازرگانی چین) با ثبت سودی خالص معادل ۳۶۶.۹ میلیارد یوان (حدود ۵۱.۵ میلیارد دلار) بار دیگر جهان را مبهوت کرد. برای درک عظمت این رقم، باید دانست که سود خالص سالانه تنها همین یک بانک، از ارزش کل داراییهای بسیاری از کشورهای منطقه فراتر میرود.
این سود کهکشانی تصادفی نیست؛ سیاستگذار چینی با خروج از نگاه دستوری، اجازه داده است بانکها براساس منطق بازار و رقابت عمل کنند. بانکهای چینی با استفاده از این منابع عظیم، نرخ بهره را برای تحقیق و توسعه (R&D) در کمپانیهایی نظیر BYD و شیائومی به حداقل رساندهاند. بانک در چین «تسهیلات استراتژیک» میدهد تا خودروساز «ثروت» خلق کند و این ثروت دوباره بهصورت سود به ترازنامه بانک بازمیگردد. این سیاست، چین را به بزرگترین صادرکننده خودرو در جهان تبدیل کرده است.
ایران؛ رکوردداری در تولید بدهی/وقت ادغام خودروسازی است
در نقطه مقابل، آمارهای سامانه کدال (منتهی به شهریور ۱۴۰۴)، تصویری آخرالزمانی از وضعیت ایران ارائه میدهند. مجموع زیان انباشته سه خودروساز بزرگ (ایرانخودرو، سایپا و پارسخودرو) به رقم وحشتناک ۲۵۵ هزار میلیارد تومان رسیده است، اما فاجعه اصلی در جای دیگری نهفته است: بدهی به نظام بانکی.
طبق آمارهای رسمی، مجموع بدهیهای جاری این خودروسازان به سیستم بانکی و قطعهسازان از مرز ۶۰۰ هزار میلیارد تومان عبور کرده است. این رقم نشاندهنده یک گروگانگیری مالی است.
در ایران، سیاستگذار با نگاهی پوپولیستی و به بهانه حفظ اشتغال صوری، مرزها را بسته و قیمتها را دستوری تعیین کرده است. نتیجه این شده است که خودروساز نه تنها سود نمیکند، بلکه برای بقای روزمره، به خونِ تازه (نقدینگی بانک) وابسته است.
عابربانکهای اجباری
بانکهای ایرانی در این میان، نه شریک توسعه، بلکه عابربانکهای اجباری هستند. آنها منابع ملی را به چاه ویل شرکتهای ورشکسته میریزند تا چرخ رانت و دلالی از حرکت نایستد. در این مدل، بانک بهجای اینکه سودآوری را سنجش کند، مجبور به تزریق مداوم منابع به سیستمی است که عملاً موتور رشد نیست، بلکه موتور سوزاننده ثروت ملی است.
رفاه چینی در برابر رانت ایرانی
مقایسهای ساده نشان میدهد که سود خالص سالانه تنها یک بانک چینی (ICBC)، حدود ۱۰ برابر کل زیان انباشتهای است که غولهای جادهمخصوص در طول دههها تولید کردهاند، اما تفاوت اصلی در عدد نیست، بلکه در نقش سیاستگذار است:
در چین، سیاستگذار فضا را برای رقابت بینالمللی باز کرده است. بانک موظف به حمایت از بهرهوری است. نتیجه نیز مشخص است؛ توسعه خودروسازی و محصول نهایی باکیفیت، ارزان همراه با سودآوری پایدار.
در ایران، سیاستگذار با عینک امنیتی، اقتصاد را گلخانهای کرده است. بانک موظف به حمایت از ناکارآمدی است. نتیجه نیز خودروهای منسوخ، گران و تخریب ترازنامه بانکها به دلیل ناترازی ناشی از فشارهای دستوری.
اعداد دروغ نمی گویند
باید قبول کرد که اعداد دروغ نمی گویند؛ این ارقام (سود ۵۱ میلیارد دلاری در برابر بدهی ۶۰۰ همتی) شهادت میدهند که ما با یک بحران فنی روبهرو نیستیم، بلکه با یک بحران عقلانیت در حکمرانی اقتصادی مواجهایم. سیاستگذار ایرانی با فریب حمایت از تولید، هم استقلال بانک را نابود کرده و هم توان رقابت را از خودروساز گرفته است. تا زمانی که سیستم بانکی بهجای اتصال به شبکه جهانی و حمایت از تولید رقابتی، بهعنوان بازوی اجرایی سیستمهای رانتمحور عمل کند، ایران از این سیاهچاله خارج نخواهد شد. ما ثروت ملی را خرج تولید فقر میکنیم، درحالیکه، دیگران با همان ثروت، آینده را خریداری کردهاند. نبرد اصلی، نبرد میان منطق بازار و دخالت سیاستمدار است.
منبع: اسب بخار