«خاورمیانه دوم» محقق می شود؟/ نقشه شوم آمریکا برای نفت آسیا
به گزارش خط بازار؛ بازار جهانی نفت یک تغییر مهم را تجربه میکند؛ تغییر در مسیری که شاید بعد از آرام شدن بحران خاورمیانه هم بهطور کامل به عقب برنگردد اما با این حال بازار جهانی در پی «خاورمیانه دوم» نیست مگر اینکه آمریکا در حال طراحی نقشه شومی برای نفت آسیا باشد.
برای دههها، وقتی صحبت از نفت میشد، یک واقعیت تقریباً تغییرناپذیر وجود داشت: خاورمیانه قلب بازار جهانی نفت بود، اما جنگ تحمیلی علیه ایران و بحرانهای پس از جنگ در تنگه هرمز این معادله را به هم زده است.
اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، خریداران آسیایی را وادار کرده بخشی از نفت مورد نیاز خود را از مسیرهای دیگری تأمین کنند. از سوی دیگر تولیدکنندگان نفت در آمریکا و آمریکای لاتین فرصت پیدا کردهاند سهم بیشتری از بازار را به دست آورند. اعداد این جابهجایی را بهتر از هر توضیحی نشان میدهند.
رکوردشکنی قاره آمریکا در صادرات نفت!
صادرات نفت کشورهای قاره آمریکا در سال ۲۰۲۶ به رکورد حدود ۱۱.۷ میلیون بشکه در روز رسیده؛ آمریکا با حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز و برزیل با حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز در صدر این جریان قرار دارند. سهم قاره آمریکا از صادرات نفت خام دریابرد جهان نیز به حدود ۳۰ درصد رسیده است. این اتفاق به معنی کنار رفتن نفت خاورمیانه نیست. نفت عربستان، عراق، امارات و دیگر تولیدکنندگان منطقه همچنان بخش بزرگی از بازار جهانی را در اختیار دارد و از نظر هزینه تولید، بسیاری از آنها مزیتی دارند که بهسادگی قابل تکرار نیست اما یک اتفاق مهم در حال رخ دادن است؛ مشتریانی که سالها به نفت خلیج فارس وابسته بودند، اکنون گزینههای بیشتری روی میز دارند و این میتواند مهمترین میراث بحران تنگه هرمز باشد.
نفت خاورمیانه در پی مشتری جدید
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بخش قابلتوجهی از نفت تولیدشده در خلیج فارس برای رسیدن به بازارهای جهانی باید از این آبراه عبور کند. سالهای اخیر حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان از این مسیر گذشته و بخش عمده نفت عبوری نیز به مقصد آسیا رفته به همین دلیل اختلال در هرمز فقط یک مسئله نظامی یا منطقهای نیست؛ به طور مستقیم به پالایشگاههای چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی مربوط میشود. با این حال اتفاقی که اکنون در بازار دیده میشود کمی متفاوت از روزهای نخست بحران است.
هرمز به معنای مطلق کلمه متوقف نشده است. دهم شهریورماه وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد که حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت از مسیر هرمز عبور کرده؛ بالاترین حجم عبور روزانه از زمان افت شدید جریان نفت در دوره جنگ اما همین عدد در کنار نگرانیهای امنیتی، حملات به نفتکشها و نوسان شدید قیمت نشان میدهد که مشکل اصلی بازار همچنان پابرجاست. هیچ خریدار بزرگی نمیتواند با اطمینان کامل روی تردد عادی نفتکشها حساب کند. در بازار نفت همین نااطمینانی میتواند کافی باشد تا یک پالایشگاه دنبال فروشنده دیگری برود. نفت آمریکا شاید مسیر طولانیتری تا آسیا داشته باشد؛ نفت برزیل هم همینطور اما اگر احتمال رسیدن محموله بیشتر باشد، فاصله دیگر تنها معیار تصمیمگیری نیست. این همان جایی است که معادله بازار تغییر کرده است.
نقشه شوم امریکا برای نفت آسیا
آمریکا بزرگترین برنده تغییر جریان تجارت نفت است. افزایش صادرات نفت آمریکا اتفاق تازهای نیست اما بحران در تنگه هرمز اهمیت آن را بیشتر کرده است. سال ۲۰۲۶ صادرات نفت کشورهای قاره آمریکا به رکورد ۱۱.۷ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا با ۴.۴ میلیون بشکه در روز بزرگترین سهم را در این رشد دارد چراکه برای رسیدن به بازار جهانی نیازی به عبور از تنگه هرمز ندارد. این موضوع در شرایط عادی شاید اهمیت چندانی نداشته باشد؛ وقتی نفتکشها بدون مشکل در مسیرهای دریایی رفتوآمد میکنند، خریدار بیشتر به قیمت، کیفیت نفت و هزینه حمل نگاه میکند اما وقتی یک مسیر حیاتی ناامن میشود، محاسبه تغییر میکند. یک پالایشگاه آسیایی ممکن است برای نفتی که از خلیج مکزیک میآید کرایه بیشتری بپردازد، اما در مقابل ریسک کمتری را تحمل کند.
رویترز گزارش داده که واردات آسیا از کشورهای قاره آمریکا در ماه اوت به حدود ۵.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. افزایش این جریان در کنار رشد صادرات آمریکایی نشان میدهد بخشی از نفتی که پیشتر از خاورمیانه تأمین میشد، اکنون از آن سوی اقیانوسها وارد بازار آسیا میشود. اگر این روند چند ماه ادامه پیدا کند، موضوع فقط چند محموله اضطراری نخواهد بود. پالایشگاهها قرارداد میبندند، مسیرهای حملونقل تثبیت میشود و فروشندهای که در دوران بحران وارد زنجیره تأمین شده میتواند بعد هم مشتری خود را حفظ کند. به همین دلیل برای تولیدکنندگان خاورمیانه مسئله فقط قیمت نفت نیست؛ مسئله حفظ مشتری است.

حضور جدیتر برزیل و گویان در بازار نفت
در آمریکای جنوبی اتفاق جالبتری در حال رخ دادن است. برزیل در سالهای اخیر تولید نفت خود را بهطور قابلتوجهی افزایش داده و اکنون یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت خارج از خاورمیانه است. سال ۲۰۲۶ صادرات نفت برزیل حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده که این افزایش صادرات در شرایطی اتفاق افتاده که بازار آسیا بیش از گذشته به دنبال نفتی است که در معرض ریسک هرمز نباشد. برزیل البته نمیتواند بهتنهایی جای نفت خلیج فارس را بگیرد. فاصله جغرافیایی زیاد است، ظرفیت تولید هم محدودیت دارد و نفت برزیل از نظر مشخصات نیز الزاماً برای همه پالایشگاههایی که نفت خاورمیانه مصرف میکردند، جایگزین یکبهیک نیست.
اما اینجا قرار نیست یک کشور جای عربستان یا عراق را بگیرد. بحث بر سر مجموعهای از کشورهاست. گویان یکی از مهمترین آنهاست. تولید نفت این کشور در چند سال گذشته با سرعت زیادی افزایش یافته و پیشبینی میشود تولید آن تا پایان این دهه به حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز برسد. برزیل نیز هدفگذاری کرده تولید خود را تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۵ میلیون بشکه در روز نزدیک کند. آرژانتین هم با توسعه میدان Vaca Muerta در حال تبدیل شدن به یک صادرکننده مهمتر است. اگر این ظرفیتها را کنار هم بگذاریم تصویر روشنتر میشود. بازار جهانی نفت دنبال یک «خاورمیانه دوم» نیست؛ به دنبال منابع متعدد و پراکندهای است که بتوانند بخشی از ریسک وابستگی به یک منطقه را کم کنند.
سهم کانادا و آرژانتین در بازار جدید
کانادا هم در این معادله جایگاه متفاوتی دارد. این کشور ذخایر عظیم نفتی در اختیار دارد و توسعه مسیرهای صادراتی به سواحل اقیانوس آرام میتواند دسترسی تولیدکنندگان کانادایی به بازار آسیا را افزایش دهد. آرژانتین نیز داستان خود را دارد. توسعه Vaca Muerta میتواند این کشور را از یک تولیدکننده محدود به یکی از صادرکنندگان مهمتر آمریکای جنوبی تبدیل کند. البته هیچکدام از این کشورها در کوتاهمدت نمیتوانند کمبود نفت خلیج فارس را بهطور کامل جبران کنند. این نکته نباید در هیاهوی اعداد فراموش شود.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش اخیر خود برآورد کرده بود که تولید نفت خاورمیانه در ماه ژوئیه حدود ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ بوده که در همان زمان، افزایش تولید و صادرات خارج از منطقه توانسته تنها بخشی از این فشار را جبران کند بنابراین آنچه اکنون میبینیم جایگزینی کامل نیست چراکه بازار در حال خریدن زمان است. هرچه اختلال طولانیتر شود، این زمان ارزش بیشتری پیدا میکند چون تولیدکنندگان دیگر فرصت بیشتری برای افزایش صادرات و خریداران فرصت بیشتری برای عادت کردن به نفت جدید خواهند داشت.

مسیر صادرات مشکل اصلی نفت خاورمیانه!
کشورهای خلیج فارس همچنان نفت دارند و میتوانند با هزینهای رقابتی آن را تولید کنند اما تولید نفت بدون مسیر صادراتی امن کافی نیست. عربستان و امارات پیش از این نیز برای کاهش وابستگی به هرمز مسیرهای جایگزین ایجاد کرده بودند. بخشی از نفت عربستان میتواند از طریق خط لوله به دریای سرخ منتقل شود و امارات نیز مسیر انتقال نفت به فجیره را در اختیار دارد. مشکل اینجاست که ظرفیت این مسیرها با حجم نفتی که معمولاً از هرمز عبور میکند قابل مقایسه نیست. به همین دلیل، حتی اگر تمام ظرفیتهای موجود در مسیرهای جایگزین مورد استفاده قرار گیرد، باز هم بخش بزرگی از جریان نفت خلیج فارس به هرمز وابسته خواهد ماند.
آژانس بینالمللی انرژی ظرفیت عملیاتی مسیرهای جایگزین منطقه را در مقایسه با حجم عبوری از هرمز محدود ارزیابی کرده اما اگر بحران هرمز چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، آیا مشتریان نفت خاورمیانه صبر میکنند یا بهتدریج قراردادهای بیشتری با رقبای آن منطقه میبندند؟ پاسخ این سؤال میتواند آینده بازار نفت را تعیین کند.
چه بر سر نفت خاورمیانه میآید؟
در کوتاهمدت احتمالاً قیمت و هزینه حمل بالا میرود و بازار با استفاده از ذخایر، تغییر مسیر محمولهها و افزایش تولید برخی کشورها خود را با شرایط جدید وفق میدهد اما در بلندمدت موضوع پیچیدهتر میشود. فرض کنیم یک پالایشگاه بزرگ آسیایی که سالها نفت خلیج فارس خریداری کرده در اثر بحران مجبور شود نفت برزیل یا آمریکا وارد کند. در ماه اول این یک تصمیم اضطراری است. در ماه ششم ممکن است تبدیل به یک قرارداد شود و اگر قرارداد تمدید شود دیگر فقط یک واکنش به بحران نیست؛ بخشی از ساختار جدید خرید آن پالایشگاه است. این همان خطری است که برای تولیدکنندگان خاورمیانه اهمیت دارد.
نفت خاورمیانه ممکن است همچنان در زمین باقی بماند و روزی دوباره راهی بازار شود اما مشتری آن بازار ممکن است دیگر دقیقاً همان مشتری قبلی نباشد. گزارش اخیر رویترز نیز بر همین نکته تأکید دارد که افزایش صادرات آمریکا و دیگر کشورهای قاره آمریکا فقط یک واکنش کوتاهمدت به بحران نیست و بخشی از زیرساخت تولید و صادرات جدید در این کشورها میتواند بعد از پایان بحران هم باقی بماند.
خریداران آسیایی دنیال نفت ارزان یا مطمئن؟
چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی مهمترین مشتریان نفت خلیج فارس هستند. برای آنها جایگزین کردن کامل نفت خاورمیانه نه آسان است و نه لزوماً اقتصادی اما رفتارشان میتواند تغییر کند. پالایشگاهها در چنین شرایطی فقط قیمت نفت را نمیبینند. هزینه بیمه، کرایه نفتکش، احتمال تأخیر و امنیت مسیر هم وارد محاسبات میشود. این اتفاق میتواند یک تغییر آرام، اما مهم در بازار ایجاد کند.
در گذشته، ممکن بود نفت خاورمیانه به دلیل فاصله کمتر و هزینه حمل پایینتر برنده باشد. حالا نفتی که از برزیل یا آمریکا میآید، اگرچه مسیر طولانیتری دارد، اما ممکن است از نظر امنیت عرضه جذابتر باشد. همین تغییر نگاه است که تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه روی آن حساب باز کردهاند.

سهم بازار نفت خاورمیانه برمیگردد یا نه؟
اگر تردد نفتکشها در تنگه هرمز بهطور پایدار به شرایط عادی برگردد، احتمال زیادی وجود دارد که بخش قابلتوجهی از خریدهای آسیایی دوباره به سمت نفت خلیج فارس برگردد. مزیت هزینه تولید کشورهای منطقه همچنان سر جای خود است اما اگر اختلال طولانی شود، بخشی از تغییرات میتواند ماندگار باشد. تولیدکنندگان آمریکا، برزیل، گویان، کانادا و آرژانتین فرصت پیدا کردهاند ظرفیت خود را به مشتریان جدید نشان دهند. صادرات قاره آمریکا در سال جاری به رکورد رسیده و آسیا نیز سهم بیشتری از این نفت را جذب کرده است.
از سوی دیگر خود کشورهای خاورمیانه نیز ناچارند بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین صادرات فکر کنند بنابراین مهم این است که چه کشوری جای نفت خاورمیانه را میگیرد یا چه مقدار از سهم بازار نفت خاورمیانه میتواند برای همیشه به دیگران منتقل شود چون نفت خاورمیانه به این زودیها از بازار جهانی حذف نمیشود. ذخایر عظیم، هزینه تولید پایین و زیرساختهای گسترده همچنان به کشورهای منطقه مزیت میدهد اما بحران هرمز یک واقعیت تازه را به خریداران نشان داده که برای تأمین نفت فقط فروشنده مهم نیست؛ مسیر رسیدن نفت به مقصد هم اهمیت دارد.
اگر هرمز به شرایط عادی برگردد، احتمالاً بخش بزرگی از این بازار دوباره به خاورمیانه بازمیگردد. اگر نه، آمریکا و آمریکای لاتین فقط جای چند محموله نفت را نگرفتهاند؛ آنها ممکن است بخشی از عادت خرید نفت در آسیا را تغییر داده باشند و این برای آینده نفت خاورمیانه شاید از خود قیمت نفت هم مهمتر باشد.