جنگ جهانی اقتصادی شروع شد/نبرد ژئواکونومیک ۴ قدرت بزرگ قرن بیستویکم
به گزارش خط بازار؛ به تعبیر پپ اسکوبار، رقابت قرن ما «نبرد کریدورها» است و ایران نه تماشاگر، بلکه میدان اصلی این نبرد است.
در شرایطی که جهان در میانه تغییرات بنیادین ژئواقتصادی قرار دارد، رقابت قدرتها دیگر نه بر سر ایدئولوژی بلکه بر سر کریدورها، راههای انرژی، مسیرهای ریلی و معابر دریایی است؛ همان جایی که ایران با موقعیت بیبدیل جغرافیایی خود دوباره به مرکز بازی بزرگ بازگشته است. پپ اسکوبار، تحلیلگر برجسته برزیلی، در ارزیابی تازه خود بر این نکته تأکید میکند که ایران ـ از گذشتههای دور تا امروز ـ چهارراه اجتنابناپذیر قاره اوراسیاست؛ جایگاهی که اکنون با پروژههای عظیم چین، روسیه و هند در حال تبدیل شدن به شریان حیاتی تجارت قرن بیستویکم است.
با آغاز قرن بیستویکم و شکلگیری روند واگرایی از محور آتلانتیک، مجدداً توجه قدرتهای شرقی به این حقیقت تاریخی بازگشته که هیچ طرح اتصال قارهای بدون عبور از ایران نمیتواند کامل شود.
ایران؛ چهارراه تاریخی اوراسیا از عصر جاده ابریشم تا دوران ژئواکونکتویته
در سراسر تاریخ، هنگامی که شبکههای اقتصادی و فرهنگی اوراسیا شکوفا میشدند، ایران در قلب آنها قرار داشت. از دوره هخامنشیان تا ساسانیان و از آنجا تا دوران اسلامی، ایران حلقه اتصال امپراتوریهای شرق و غرب بود. در میانه سدههای میانه، بهویژه در عصر دودمان تانگ در چین که بین سدههای هفتم تا دهم میلادی میزیست، کاروانهای ایرانی یکی از مهمترین شرکای تجاری شرق دور محسوب میشدند. آنچه اسکوبار بر آن تأکید میکند، تداوم همین موقعیت تاریخی در دوران مدرن است؛ یعنی پیوستگی یک نقش ژئواکونومیک که ریشهدار است و نه گزینشی.
در دهههای اخیر، با آغاز قرن بیستویکم و شکلگیری روند واگرایی از محور آتلانتیک، مجدداً توجه قدرتهای شرقی به این حقیقت تاریخی بازگشته که هیچ طرح اتصال قارهای بدون عبور از ایران نمیتواند کامل شود. جغرافیای ایران، برخلاف بسیاری از مسیرهای رقیب، نه تنها کوتاهترین و مستقیمترین مسیر زمینی شرق ـ غرب و شمال ـ جنوب است، بلکه بهدلیل داشتن بنادر جنوبی در خلیج فارس و دریای عمان، یک دروازه انتقالی بیرقیب میان آسیای مرکزی و آبهای آزاد محسوب میشود. این جایگاه در سالهای اخیر با بسته شدن نسبی مسیرهای سنتی مانند اوکراین ـ دریای سیاه، اهمیت دوچندان یافته است.
ابتکار کمربند و جاده چین که در سال ۱۳۹۲ مطرح شد، اکنون بزرگترین طرح زیرساختی جهان است. تازهترین گزارش بانک جهانی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که حجم پروژههای عملیاتی چین در قالب این ابتکار به بیش از دو تریلیون دلار رسیده است. اما نکته کلیدی برای ایران این است که همه کریدورهای غربی این طرح ـ چه مسیر قزاقستان، چه قرقیزستان و چه ترکمنستان ـ برای دستیابی چین به غرب آسیا و مدیترانه ناگزیر از گذر از خاک ایران هستند.
پیوندهای نوین با چین؛ از ابتکار کمربند و جاده تا راهآهن فعال چین ـ ایران
ابتکار کمربند و جاده چین که در سال ۱۳۹۲ مطرح شد، اکنون بزرگترین طرح زیرساختی جهان است. تازهترین گزارش بانک جهانی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که حجم پروژههای عملیاتی چین در قالب این ابتکار به بیش از دو تریلیون دلار رسیده است. اما نکته کلیدی برای ایران این است که همه کریدورهای غربی این طرح ـ چه مسیر قزاقستان، چه قرقیزستان و چه ترکمنستان ـ برای دستیابی چین به غرب آسیا و مدیترانه ناگزیر از گذر از خاک ایران هستند.
یکی از رویدادهای مهم سالهای اخیر، تکمیل و فعال شدن خط راهآهن مستقیم چین ـ ایران است. نخستین قطار باری مستقیم در زمستان ۱۳۹۴ وارد تهران شد، اما طی سالهای بعد این مسیر توسعه یافته و اکنون ظرفیت عبور سالانه بیش از دویست هزار کانتینر را دارد. این مسیر از سینکیانگ چین آغاز میشود، از قزاقستان یا ترکمنستان عبور میکند و پس از ورود به ایران، از طریق شبکه ریلی به تهران و سپس به بنادر جنوبی متصل میشود.
ایران در سال ۱۴۰۲ با افتتاح بندر خشک آپرین در ۲۰ کیلومتری تهران، یک گام استراتژیک دیگر برداشت. این بندر خشک که بزرگترین مرکز لجستیکی زمینی ایران محسوب میشود، قابلیت اتصال ریلی مستقیم به شبکههای چین، آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه و اروپا را دارد. طبق اعلام شرکت راهآهن جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۳، ظرفیت سالانه این بندر به بیش از یک میلیون TEU قابل افزایش است و همین موضوع آن را به هاب اصلی ترانزیت شرق ـ غرب تبدیل میکند.
یکی از رویدادهای مهم سالهای اخیر، تکمیل و فعال شدن خط راهآهن مستقیم چین ـ ایران است. نخستین قطار باری مستقیم در زمستان ۱۳۹۴ وارد تهران شد، اما طی سالهای بعد این مسیر توسعه یافته و اکنون ظرفیت عبور سالانه بیش از دویست هزار کانتینر را دارد.
اوجگیری اهمیت کریدور شمال ـ جنوب؛ محور راهبردی روسیه، ایران و هند
کریدور بینالمللی حملونقل شمال ـ جنوب که نخستین بار در سال ۱۳۷۹ میان ایران، روسیه و هند امضا شد، اکنون به یکی از مهمترین خطوط اتصال ژئواکونومیک جهان تبدیل شده است. این کریدور که طول آن حدود ۷۲۰۰ کیلومتر است، مسیر بندر بمبئی را از راه بنادر چابهار یا بندرعباس، شبکه ریلی و جادهای ایران، بنادر دریای خزر و سپس روسیه به اروپا متصل میکند.
اهمیت این کریدور از سال ۱۴۰۱ و پس از تحریمهای شدید غرب علیه روسیه چند برابر شد. آخرین گزارش وزارت توسعه اقتصادی روسیه در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد حجم تجارت روسیه از مسیرهای جنوبی، شامل مسیر ایران، طی دو سال بیش از چهار برابر شده است. ایران در همین مدت، با توسعه خطوط ریلی رشت ـ آستارا و رشت ـ کاسپین که قرار است تا سال ۱۴۰۵ تکمیل شود، بخش مهمی از نارساییهای زیرساختی این کریدور را رفع کرده است.
مزیت بنیادی این مسیر نسبت به مسیر سنتی کانال سوئز کاهش زمان حمل کالا از حدود چهل روز به کمتر از بیست روز است. به بیان دیگر، تجارت هند با روسیه و اروپا از طریق ایران نه تنها ارزانتر و سریعتر میشود، بلکه ریسکهای ژئوپولیتیکی ناشی از رقابتهای دریایی را نیز کاهش میدهد. اسکوبار تأکید میکند که این کریدور، در کنار مسیرهای شرقی چین، شریان اصلی نظم جدید اوراسیا خواهد بود.
کریدور بینالمللی حملونقل شمال ـ جنوب که نخستین بار در سال ۱۳۷۹ میان ایران، روسیه و هند امضا شد، اکنون به یکی از مهمترین خطوط اتصال ژئواکونومیک جهان تبدیل شده است. مزیت بنیادی این مسیر نسبت به مسیر سنتی کانال سوئز کاهش زمان حمل کالا از حدود چهل روز به کمتر از بیست روز است.
ایران و جنگ کریدورها؛ نبرد بزرگ ژئواکونومیک قرن بیستویکم
تحلیل اسکوبار بر پایه یک واقعیت محوری است: جهان بهجای جنگ سرد ایدئولوژیک، وارد جنگِ کریدورها شده است. رقابت اصلی دیگر بر سر نوع حکومتها یا مدل سیاسی نیست؛ بلکه بر سر مسیرهای انتقال کالا، انرژی، داده و سرمایه است. هر کشوری که بتواند مسیر کوتاهتر، امنتر و پایدارتر را در اختیار بگیرد، در ساختار قدرت جهانی نقش تعیینکننده خواهد داشت. ایران در مرکز سه میدان اصلی این نبرد قرار گرفته است:
۱. میدان شرق ـ غرب: از چین تا اروپا، کوتاهترین و ایمنترین مسیر زمینی از ایران میگذرد. عراق، سوریه، ترکیه و قفقاز همگی در شبکههای مکمل این مسیر تعریف شدهاند.
۲. میدان شمال ـ جنوب: کریدور روسیه ـ ایران ـ هند، تنها مسیر قابل اعتماد برای اتصال جنوب آسیا به اوراسیا و اروپا است و با توسعه بندر چابهار و شبکه ریلی ایران، اهمیت راهبردی بیشتری یافته است.
۳. میدان خلیج فارس ـ آسیای مرکزی: ایران با داشتن بنادر جنوبی و مرزهای شمالی، تنها کشوری است که میتواند آسیای مرکزی را بدون عبور از روسیه یا چین به آبهای آزاد متصل کند.
قدرتهای رقیب ـ از آمریکا گرفته تا برخی بازیگران منطقهای ـ این سه محور را تهدیدی برای نفوذ دریایی غرب میدانند. فشارهای تحریمی طی دو دهه گذشته نیز دقیقاً با هدف متوقف کردن همین نقش اتصالدهنده ایران طراحی شده بود. اما تحولات سالهای اخیر نشان داده که شبکههای زمینی اوراسیا دیگر مهارپذیر نیستند.
فشارهای تحریمی طی دو دهه گذشته نیز دقیقاً با هدف متوقف کردن همین نقش اتصالدهنده ایران طراحی شده بود. اما تحولات سالهای اخیر نشان داده که شبکههای زمینی اوراسیا دیگر مهارپذیر نیستند.
تحول ساختار تجارت جهانی و صعود بلوک اوراسیا
جهان سال ۱۴۰۵ را باید نقطه عطف تشکیل «اقتصاد اوراسیاییِ یکپارچه» دانست. طبق گزارش صندوق بینالمللی پول در سال ۱۴۰۴، سهم کشورهای آسیای شرقی، جنوب آسیا، آسیای مرکزی و غرب آسیا از تولید ناخالص جهانی به بیش از ۵۳ درصد رسیده است؛ رقمی که دو دهه پیش کمتر از ۳۵ درصد بود. چین، هند، روسیه، ایران و اقتصادهای جنوب شرق آسیا اکنون موتور اصلی رشد جهانی هستند.
ایجاد پیمانهای جدید مالی مانند معامله با ارزهای محلی میان ایران و روسیه و نیز میان ایران و چین، گامهای اساسی در رهایی از سلطه دلار بوده است. بر پایه گزارش بانک مرکزی ایران، سهم ارزهای محلی در تجارت دوجانبه ایران و روسیه در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۶۵ درصد رسیده که بالاترین رقم تاریخی است.
از سوی دیگر، سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بریکس و پیمانهای جدید منطقهای همگی در حال ساخت شبکهای هستند که در مجموع بیش از دو سوم جمعیت جهان و نزدیک به ۶۰ درصد انرژی جهان را شامل میشود. نقش ایران در مرکز این شبکه، به دلیل جغرافیا و زیرساختهای ترانزیتی، در حال افزایش است.
ایران تنها یک مسیر جایگزین نیست، بلکه به عنصر اصلی و ستون فقرات اتصال در اوراسیا تبدیل شده است. با تکمیل خطوط ریلی استراتژیک، توسعه مناطق آزاد، افزایش ظرفیت بنادر جنوبی، گسترش همکاریهای مالی غیر دلاری و قراردادهای بلندمدت با چین و روسیه، ایران در حال تثبیت جایگاهی است که در تاریخ جاده ابریشم بر عهده داشت؛ با این تفاوت که امروز ارزش اقتصادی و ژئوپولیتیکی این جایگاه چندین برابر شده است.
چشمانداز آینده؛ ایران بهعنوان ستون فقرات شبکه تجاری اوراسیا
تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که ایران تنها یک مسیر جایگزین نیست، بلکه به عنصر اصلی و ستون فقرات اتصال در اوراسیا تبدیل شده است. با تکمیل خطوط ریلی استراتژیک، توسعه مناطق آزاد، افزایش ظرفیت بنادر جنوبی، گسترش همکاریهای مالی غیر دلاری و قراردادهای بلندمدت با چین و روسیه، ایران در حال تثبیت جایگاهی است که در تاریخ جاده ابریشم بر عهده داشت؛ با این تفاوت که امروز ارزش اقتصادی و ژئوپولیتیکی این جایگاه چندین برابر شده است.
به تعبیر اسکوبار، رقابت قرن ما «نبرد کریدورها» است و ایران نه تماشاگر، بلکه میدان اصلی این نبرد است. هر کریدوری که بهدنبال اتصال آسیای شرقی به اروپا، یا جنوب آسیا به شمال اوراسیا باشد، ناگزیر باید از ایران عبور کند. این حقیقت، ایران را از حاشیهنشینی ژئوپولیتیکی خارج کرده و در مرکز معماری جدید اقتصاد جهانی قرار داده است؛ معماریای که تا پایان دهه جاری میلادی، چهره تجارت جهانی را دگرگون خواهد کرد.
منبع: تحلیل بازار