بازار و صنعت
تأثیر موسیقی وارداتی بر نسلسازی
به گزارش خط بازار؛ امروز، بسیاری از کودکان ایرانی شب را با صدای انیمیشنهای خارجی، لالاییهای یوتیوبی یا ترانههای کودکانهی غربی به صبح میرسانند.
لالاییها زمانی بخشی جداییناپذیر از شبهای کودکانه بودند. مادران با نغمههایی ساده اما عمیق، کودکانشان را نه فقط به خواب، که به جهان فرهنگ، زبان و احساس هدایت میکردند. نغمههایی که آرامش میبخشید، واژگان تازه به کودک میآموخت و رابطهای عاطفی، بیواسطه و عمیق میان مادر و فرزند برقرار میکرد. اما حالا، این نغمههای سینهبهسینه، در ازدحام تکنولوژی و جهانیشدن، خاموش شدهاند. کودکان امروزی بیشتر از آنکه «لالالالا گل پونه» یا «گل گل گل آفتابگردون» را بشنوند، با ترانههای انیمیشنهای غربی و آمریکایی بزرگ میشوند.لالاییها فقط برای خواباندن نوزاد نبودند. آنها ابزار انتقال زبان، قصه، فرهنگ و حتی مقاومت بودند. در بسیاری از مناطق ایران، لالاییها حامل اشارات تاریخی، غم غربت، امید به آینده، و حتی مفاهیم اجتماعی و دینیاند. لالاییهای لری، کردی، ترکمنی، بلوچی و فارسی، هرکدام جهانی از روایتهای محلی، ضربآهنگهای خاص و ارزشهای قومی را در خود داشتند. این نغمهها نه از کتاب و مدرسه، بلکه از دل تجربهی مادران و مادربزرگان بیرون میآمدند و نسل به نسل منتقل میشدند.
فرآیند فراموشی لالاییها، بهسادگی یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه نتیجه سالها بیتوجهی به موسیقی کودک، نبود سیاستگذاری فرهنگی منسجم، گسست نسلی و هجوم رسانههای جهانی به اتاق خوابهای کودکانه است. سودابه سالم، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی کودک، میگوید که حذف تدریجی لالاییها نوعی «خاموش شدن حافظه فرهنگی» است. او تأکید میکند که کودک با لالایی، با زبان مادری ارتباط عاطفی پیدا میکند و اولین تجربه موسیقایی او در همین نغمههای ابتدایی شکل میگیرد.در مقابل، موسیقی کودک غربی، هرچند از لحاظ ساختاری حرفهایتر و گرافیکیتر است، اما معمولاً بافت عاطفی و فرهنگی بومی ندارد. بیشتر این موسیقیها برای سرگرم کردن کودک طراحی شدهاند و از دل بازار رسانهای بیرون آمدهاند. ترانههایی که در ظاهر آموزشیاند «رنگها، حیوانات، رفتارهای اجتماعی» اما در واقع به صورت پیوسته کودک را به زبان و فرهنگ دیگری عادت میدهند. در شرایطی که کودکان بسیاری از خانوادهها از بدو تولد در معرض این نوع موسیقی قرار میگیرند، عملاً «ذائقه فرهنگی» آنها نه از درون خانه، که از بیرون شکل میگیرد.
کودکان امروز با چه چیزی میخوابند؟
کودکان امروز، دیگر شبها را با صدای مادر به خواب نمیروند. در بسیاری از خانوادهها، موبایل، تبلت یا تلویزیون جای مادر را گرفتهاند. نغمههای انیمیشنهای غربی، ویدیوهای یوتیوبی یا موسیقیهای دیجیتالی اکنون همراه خواب کودکاند. این محصولات گرچه حرفهای، پررنگ و لعاب، و از نظر ساختار موسیقایی استانداردند، اما از نظر محتوایی و فرهنگی، هیچ ارتباطی با ذهنیت و زبان کودک ایرانی ندارند. آنها بر اساس ساختار آموزشی جوامع غربی طراحی شدهاند و بیش از آنکه به حس عاطفی کودک بپردازند، نوعی «آموزش سریع» و تولید سرگرمی هستند.بررسیها نشان میدهد که امروزه بسیاری از مادران جوان دیگر لالایی بلد نیستند. حتی گاه در پاسخ به این پرسش که «آیا برای کودکتان لالایی میخوانید؟» با تعجب پاسخ میدهند: نه، چه کاریه؟ گوشی رو میذارم پیشش، خودش میخوابه. در واقع، نسل جدید مادران و پدران خود در معرض موسیقی بومی کودک قرار نگرفتهاند و بسیاریشان حتی اسمی از لالاییهای محلی نشنیدهاند. همین موضوع باعث شده که ارتباط زنجیرهای لالایی از بین برود و کودکان هم محروم از تجربهای شوند که قرنها در فرهنگ ایرانی وجود داشته است.از سوی دیگر، نهادهای مسئول فرهنگی نیز نقش چندانی در حفظ و توسعه موسیقی کودک ایفا نکردهاند. تولید موسیقی کودک در صداوسیما به کمترین میزان خود رسیده، برنامههای نمایشی و موسیقایی مختص کودکان عملاً تعطیل شدهاند و کانون پرورش فکری که زمانی قطب تولید محتوای هنری کودک بود، امروز با محدودیت ایده مواجه است. رسانههای جمعی نیز بهجای ترویج لالاییها و موسیقی بومی، بیشتر در حال بازپخش موسیقیهای وارداتی یا سرگرم ساخت برنامههایی با گرایش تجاری هستند.
در همین حال، کودکان در فضایی پرشتاب و دیجیتالی رشد میکنند که در آن تماشای ویدیوهای رنگارنگ جای گفتوگوی شبانه را گرفته است. کودکانی که با موبایل به خواب میروند، نه تنها فرصت شنیدن صدای مادر را از دست میدهند، بلکه آرامآرام از واژههای فارسی دور میشوند. کودکانی که ترانههایشان به زبان دیگری است، اغلب زودتر انگلیسی یاد میگیرند اما دیرتر از احساساتشان با زبان مادری حرف میزنند.این تغییر ذائقه موسیقایی، فقط یک مسأله تربیتی یا زبانی نیست، بلکه آینده فرهنگی یک ملت را تهدید میکند. محمدرضا اصلانی، شاعر و پژوهشگر فرهنگ عامه، در مصاحبهای میگوید: «فرهنگ از گهواره آغاز میشود. وقتی نوزاد ما بهجای شنیدن نغمههای مادری، با ضرباهنگ یک ملت دیگر میخوابد، آیندهاش را هم در خواب آنها خواهد دید.»اگرچه موسیقی کودک غربی ساختاری جذاب و حرفهای دارد، اما برای کودک ایرانی، این جذابیت با خطر هویتی همراه است. حفظ زبان، احساس تعلق فرهنگی و حتی الگوهای شخصیتی کودک، همه و همه در گرو بازگشت به نغمههای آشنا و بومیاند. همان لالاییهایی که با صدایی آرام، واژههایی ساده، اما عشقی بیانتها، کودک را به دنیای معنا وارد میکردند.
منبع: فارس