×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

«اقتصاد تیتانیوم» چگونه شکل گرفت؟/شرکت‌های متوسط، موتور جدید رشد صنعتی

به گزارش خط بازار؛ در حالی که غول‌های فناوری و تب هوش مصنوعی بیشترین توجه بازارها را به خود جلب کرده‌اند، گزارش تازه مک‌کینزی از شکل‌گیری نیرویی متفاوت در پس‌زمینه اقتصاد آمریکا خبر می‌دهد؛ نیرویی که این موسسه از آن با عنوان «اقتصاد تیتانیوم» یاد می‌کند.

به نوشته مک‌کینزی، شرکت‌های صنعتی کوچک و متوسط هرچند زرق‌وبرق رسانه‌ای سیلیکون‌ولی را ندارند، اما به موتور واقعی نوآوری صنعتی، پایداری زنجیره‌های تأمین و گسترش در بخش‌های راهبردی مانند مراکز داده، انرژی پاک و الکترونیک پیشرفته تبدیل شده‌اند.

این گزارش که در ماه مه ۲۰۲۶ منتشر شده، تأکید می‌کند این شرکت‌ها دیگر صرفاً تأمین‌کنندگان درجه دوم در اقتصاد صنعتی نیستند. انعطاف‌پذیری بالا، سرعت تصمیم‌گیری و توان انطباق با تحولات سریع اقتصادی و فناورانه، آن‌ها را به نیرویی روبه‌رشد در تولید و سرمایه‌گذاری تبدیل کرده است؛ نیرویی که می‌تواند با شرکت‌های بزرگ نیز رقابت کند.

مک‌کینزی در این تحلیل یادآور می‌شود که با وجود تسلط شرکت‌های فناوری و مصرفی بر فضای رسانه‌ای و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری، صنعت همچنان یکی از ارکان اصلی اقتصاد آمریکا است. در سال ۲۰۲۴، این بخش حدود ۱۲ تریلیون دلار از ارزش بازار ایالات متحده، معادل نزدیک به ۲۰ درصد کل ارزش بازار، را به خود اختصاص داد. همچنین ۱۸ درصد اشتغال را ایجاد کرد و نزدیک به ۳ تریلیون دلار درآمد ساخت.

گزارش تازه مک‌کینزی از ظهور «اقتصاد تیتانیوم» می‌گوید شرکت‌های صنعتی کوچک و متوسط به یکی از پیشران‌های اصلی نوآوری، سرمایه‌گذاری و رشد در اقتصاد آمریکا تبدیل شده‌اند

«اقتصاد تیتانیوم» چگونه شکل گرفت؟

در قلب این بخش، آنچه مک‌کینزی «اقتصاد تیتانیوم» می‌نامد قرار دارد؛ مجموعه‌ای شامل حدود ۲۵۰۰ شرکت بورسی کوچک و متوسط و بیش از ۴۰۰۰ شرکت خصوصی. این شرکت‌ها هرچند سهم نسبتاً محدودی از اشتغال و تولید ناخالص داخلی دارند، اما اثر اقتصادی آن‌ها بسیار فراتر از اندازه‌شان است.

مک‌کینزی گزارش داده است که این بنگاه‌ها تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۲ تریلیون دلار درآمد ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که ۳۸ درصد از کل درآمد بخش صنعت را تشکیل می‌دهد. این داده‌ها نشان می‌دهد ظهور این شرکت‌ها پدیده‌ای مقطعی نیست، بلکه از تغییری عمیق در نگاه سرمایه‌گذاران به صنعت حکایت دارد.

بر اساس این گزارش، از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، بخش صنعت به ضریب ارزش‌گذاری ۶۸ درصدی رسیده؛ در حالی که این رقم برای بخش فناوری ۲۵ درصد و برای کالاهای مصرفی فقط ۲ درصد بوده است. بازده کل سهامداران در بخش صنعت نیز در همین بازه ۶۱ درصد ثبت شده، در حالی که کل بازار بازدهی ۳۴ درصدی داشته است.

مک‌کینزی همچنین برآورد می‌کند شرکت‌های «اقتصاد تیتانیوم» در فاصله ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ به رشد سالانه ۱۲ درصدی در ارزش بازار رسیده‌اند؛ نرخی که اندکی از رشد سالانه ۱۰ درصدی شرکت‌های صنعتی بزرگ بیشتر است. ارزش بازار تجمیعی این شرکت‌ها در سال ۲۰۲۴ نیز به حدود ۲.۲ تریلیون دلار رسیده است.

بنگاه‌های متوسط با اتکا به انعطاف‌پذیری، سرعت تصمیم‌گیری، تخصص صنعتی و انضباط اجرایی، در بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی، انرژی پاک، نیمه‌هادی‌ها و مراکز داده جایگاه خود را تقویت کرده‌اند

از بنگاه‌های متوسط تا غول‌های جهانی

این گزارش تأکید می‌کند شماری از این شرکت‌ها در یک دهه گذشته توانسته‌اند از بنگاه‌های متوسط به بازیگران بزرگ جهانی تبدیل شوند. در میان شرکت‌های حاضر در «اقتصاد تیتانیوم»، ۳۳ شرکت بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ از مرز ۷ میلیارد دلار درآمد عبور کرده و وارد جمع شرکت‌های بزرگ شده‌اند.

مک‌کینزی می‌نویسد سه شرکت صنعتی برتر در سال ۲۰۱۴، در آن زمان بنگاه‌هایی متوسط با ارزش بازار تجمیعی ۶۴ میلیارد دلار بودند، اما ارزش آن‌ها تا سال ۲۰۲۴ با رشد سالانه خیره‌کننده ۵۷ درصدی به حدود ۵.۷ تریلیون دلار رسید.

از نگاه این موسسه، جذابیت این شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاران از مزیت‌هایی ناشی می‌شود که رقابت با آن‌ها برای شرکت‌های بزرگ دشوارتر است؛ از جمله انعطاف‌پذیری عملیاتی، سرعت در تصمیم‌گیری، تخصص عمیق صنعتی، پیوند محکم با جوامع محلی و برخورداری از کارکنانی با تجربه طولانی.

اهمیت این بنگاه‌ها به‌ویژه در بخش‌هایی که مک‌کینزی آن‌ها را «ریزعمودی‌ها» یا حوزه‌های صنعتی بسیار تخصصی می‌نامد، بیشتر نمایان است. این حوزه‌ها در دل بخش‌های اصلی مانند خودرو، هوانوردی، الکترونیک و انرژی قرار دارند.

به نوشته مک‌کینزی، «اقتصاد تیتانیوم» بیش از ۱۰۰ بخش تخصصی را دربر می‌گیرد؛ از تولید قطعات الکترونیکی و فناوری‌های ساختمانی گرفته تا سیستم‌های مدیریت حرارتی و تجهیزات برق. در این چارچوب، هویت صنعتی هر شرکت، یعنی بخش مشخصی که در آن فعالیت می‌کند، نقشی تعیین‌کننده در عملکرد و فرصت‌های رشد آن دارد.

تحلیل مک‌کینزی نشان می‌دهد آینده رشد صنعتی فقط در دست غول‌های فناوری نیست و بنگاه‌های متوسط می‌توانند با تحول دیجیتال، خرید هدفمند و سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی جهش کنند

هوش مصنوعی، انرژی پاک و بخش‌های پیشران

مک‌کینزی تأکید می‌کند بخش‌های مرتبط با هوش مصنوعی، انرژی پاک و جابه‌جایی صنایع در سال‌های اخیر بالاترین نرخ رشد را ثبت کرده‌اند. بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، برخی از این بخش‌ها بازده سالانه کل سهامداران بین ۱۸ تا ۴۰ درصد را تجربه کرده‌اند؛ به‌ویژه در حوزه نیمه‌هادی‌ها، تجهیزات انرژی خورشیدی، الکترونیک صنعتی و قطعات هوافضا و دفاعی.

با این حال، گزارش تصریح می‌کند انتخاب بخش مناسب به‌تنهایی برای رسیدن به عملکرد ممتاز کافی نیست. استراتژی عملیاتی و کیفیت اجرا همچنان عوامل حیاتی هستند. حتی در بخش‌هایی با عملکرد ضعیف نیز شرکت‌هایی ظهور کرده‌اند که به‌واسطه کارایی عملیاتی و توان سازگاری با تغییرات، نتایج قابل‌توجهی به دست آورده‌اند.

با وجود این فرصت‌ها، حفظ برتری در بلندمدت آسان نیست. مک‌کینزی گزارش داده است که تنها ۲۰ درصد از شرکت‌های پیشرو توانسته‌اند جایگاه ممتاز خود را برای یک دهه کامل حفظ کنند. در مقابل، نزدیک به ۴۰ درصد از شرکت‌های ضعیف در همان سطوح پایین باقی مانده‌اند؛ موضوعی که از شدت رقابت و دشواری تحول در صنعت حکایت دارد.

با این همه، پاداش شرکت‌های موفق چشمگیر است. شرکت‌های صنعتی حاضر در ۲۰ درصد برتر عملکرد، در مقایسه با شرکت‌های عقب‌مانده، تفاوتی معنادار در رشد سود عملیاتی، افزایش حاشیه سود و چند برابر شدن ارزش بازار ثبت کرده‌اند.

شش ستون رشد در اقتصاد تیتانیوم

برای توضیح برتری شرکت‌های پیشرو، مک‌کینزی شش رکن راهبردی را شناسایی کرده که به‌نوعی دستورالعمل موفقیت در «اقتصاد تیتانیوم» به شمار می‌رود.

نخستین رکن، تحول دیجیتال و پذیرش گسترده هوش مصنوعی است. مک‌کینزی برآورد می‌کند فناوری‌های هوش مصنوعی مولد می‌توانند تا ۴.۴ تریلیون دلار به ارزش اقتصاد جهانی اضافه کنند که حدود ۳۵۰ میلیارد دلار آن فقط به فرایندهای صنعتی مربوط می‌شود. هرچند شرکت‌های بزرگ صنعتی به‌دلیل زیرساخت دیجیتال قوی و منابع مالی گسترده در استفاده از هوش مصنوعی جلوترند، اما شرکت‌های کوچک و متوسط از مزیتی مهم برخوردارند: پیچیدگی کمتر سیستم‌های قدیمی و در نتیجه انعطاف بیشتر برای پذیرش سریع فناوری‌های نو.

بسیاری از این شرکت‌ها هم‌اکنون از هوش مصنوعی برای شتاب دادن به توسعه محصول از طریق شبیه‌سازی دیجیتال، اجرای تعمیر و نگهداری پیش‌بینانه در کارخانه‌ها و بهینه‌سازی زنجیره تأمین با اتکا به پیش‌بینی هوشمند تقاضا استفاده می‌کنند.

دومین رکن، بهره‌گیری از روندهای بزرگ اقتصاد جهانی است؛ از جمله گسترش مراکز داده، حرکت به سمت برق‌محوری و انرژی پاک و نیز جابه‌جایی صنایع. به نوشته مک‌کینزی، هزینه سالانه جهانی در فناوری‌های پاک به ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده و انتظار می‌رود تقاضای برق تا سال ۲۰۵۰ سه برابر شود. شرکت‌های صنعتی متوسط با توسعه راهکارهایی برای زیرساخت‌های برقی، اتوماسیون شبکه و زیرساخت مراکز داده از این روندها بهره برده‌اند و برخی از آن‌ها بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به رشد سالانه ۱۲ درصدی رسیده‌اند.

سومین رکن، تحول عملیاتی برای بهبود کارایی و سودآوری است. شرکت‌های برتر توانسته‌اند از مسیر بهبود قیمت‌گذاری، کاهش هزینه‌ها و ارتقای بهره‌وری عملیاتی، حاشیه سود خود را به‌طور معناداری افزایش دهند.

چهارمین عامل، اتکا به خریدهای سیستماتیک است. داده‌های مک‌کینزی نشان می‌دهد شرکت‌های پیشرو در اجرای خریدهای مکرر برای توسعه قابلیت‌ها و ورود به بازارهای جدید فعال‌تر بوده‌اند. برخی شرکت‌های صنعتی آمریکایی در کمتر از یک دهه بیش از ۱۵ خرید انجام داده‌اند؛ اقدامی که به دو برابر شدن ارزش بازار و تقویت رشد درآمد آن‌ها کمک کرده است.

پنجمین رکن، نوآوری است. شرکت‌های برتر سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه را با سرعتی به‌مراتب بیشتر از رقبا افزایش داده‌اند و تمرکز ویژه‌ای بر محصولات مرتبط با راهکارهای دیجیتال، انرژی هوشمند و مدل‌های خدماتی اشتراکی داشته‌اند.

ششمین و آخرین رکن، سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی است. در شرایطی که صنعت جهان با بحران فزاینده جذب و نگهداشت نیروی کار ماهر روبه‌رو است، مک‌کینزی گزارش می‌دهد حدود ۳۵ درصد کارکنان به‌دلیل محدود بودن فرصت‌های پیشرفت شغلی، قصد ترک شغل خود را در چند ماه آینده ابراز کرده‌اند. در عین حال، بسیاری از نیروهای تازه‌استخدام نیز اذعان کرده‌اند که مهارت کافی برای انجام مؤثر وظایف خود ندارند.

در واکنش به این وضعیت، شرکت‌های پیشرو به‌سوی همکاری با دانشگاه‌ها و مراکز فنی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در جذب استعداد، توسعه آموزش مستمر، پیوند دادن ارتقای شغلی به مهارت‌آموزی و بهبود محیط کار و مشوق‌های شغلی رفته‌اند.

در جمع‌بندی، مک‌کینزی استدلال می‌کند «اقتصاد تیتانیوم» دیگر حاشیه صنعت آمریکا نیست، بلکه به مدلی فراگیر برای بازتعریف آینده تولید و رشد صنعتی تبدیل شده است. این شرکت‌های کوچک و متوسط نشان داده‌اند که انعطاف‌پذیری، نوآوری و انضباط در اجرا، گاه از بزرگیِ صرف ارزشمندتر است و در اقتصاد جدید، توان سازگاری با تغییرات فناورانه و اقتصادی می‌تواند مهم‌ترین مزیت رقابتی باشد.

منبع: تحلیل بازار

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت