×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

از هرمز تا باب‌المندب؛ نظم جدید دریایی و آینده رقابت قدرت‌ها

به گزارش خط بازار؛ اکنون قدرت دریایی فقط به تعداد ناوهای هواپیمابر یا پایگاه‌های نظامی محدود نمی‌شود، بلکه توانایی مختل کردن زنجیره‌های لجستیکی نیز بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه بار دیگر مسئله امنیت انرژی را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. تنگه هرمز که حدود یک‌پنجم تجارت نفت جهان از آن عبور می‌کند، همچنان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان محسوب می‌شود. بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا در سال ۲۰۲۵، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور کرده است؛ رقمی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازارهای جهانی را دچار شوک کند.

در چنین شرایطی، کشورهای منطقه هند و اقیانوسیه از جمله ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و تایلند به دنبال تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود رفته‌اند تا وابستگی به خلیج فارس را کاهش دهند. واردات LNG از آمریکا، افزایش همکاری با تولیدکنندگان آفریقایی و توسعه پروژه‌های انرژی در حوزه اقیانوس آرام بخشی از این راهبرد است.

اما جنگ رمضان و بسته شدن تنگه هرمز نشان داده که مسئله فقط محل تولید انرژی نیست، بلکه امنیت کریدورهای انتقال انرژی نیز اهمیت حیاتی دارد. حتی اگر کشورهای آسیایی بتوانند بخشی از انرژی خود را از خارج خلیج فارس تأمین کنند، همچنان بخش بزرگی از این تجارت وابسته به مسیرهای دریایی دیگر خواهد بود.

جنگ رمضان و بسته شدن تنگه هرمز نشان داده که مسئله امروز فقط محل تولید انرژی نیست، بلکه امنیت کریدورهای انتقال انرژی نیز اهمیت حیاتی دارد. حتی اگر کشورهای جهان بتوانند بخشی از انرژی خود را از خارج خلیج فارس تأمین کنند، همچنان بخش بزرگی از این تجارت وابسته به مسیرهای دریایی دیگر خواهد بود.

باب‌المندب؛ گلوگاهی که اهمیت آن دوچندان شده است

در سال‌های اخیر، باب‌المندب از یک مسیر مهم منطقه‌ای به یکی از حیاتی‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. این تنگه باریک که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند، شاهراه ارتباطی میان آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز است. طبق برآوردهای بین‌المللی، حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۳۰ درصد ترافیک کانتینری جهان از مسیر دریای سرخ عبور می‌کند.

عملیات‌های انصارالله یمن علیه کشتی‌های مرتبط با اسرائیل و برخی خطوط کشتیرانی غربی، هزینه حمل‌ونقل دریایی را به شکل محسوسی افزایش داده است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ کشتیرانی در زمان حملات مجبور شدند مسیر خود را از دریای سرخ به سمت دماغه امید نیک در جنوب آفریقا تغییر دهند؛ مسیری که هزاران کیلومتر طولانی‌تر و بسیار پرهزینه‌تر است.

این وضعیت نه تنها قیمت انرژی بلکه هزینه کالا، بیمه و حمل‌ونقل جهانی را نیز افزایش داده است. هشدار اخیر شورای غذا و خواربار استرالیا درباره تأثیر بحران خاورمیانه بر هزینه‌های زنجیره تأمین، نشان می‌دهد که آثار این بحران فراتر از منطقه خاورمیانه گسترش یافته و مستقیماً اقتصاد کشورهای اقیانوسیه را تحت فشار قرار داده است.

در سال‌های اخیر، باب‌المندب از یک مسیر مهم منطقه‌ای به یکی از حیاتی‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. این تنگه باریک که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند، شاهراه ارتباطی میان آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز است. طبق برآوردهای بین‌المللی، حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۳۰ درصد ترافیک کانتینری جهان از مسیر دریای سرخ عبور می‌کند.

ظهور بازیگران جدید در کنترل کریدورهای دریایی

یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر، افزایش نقش بازیگران جدید در امنیت بین‌المللی است. در گذشته، کنترل تنگه‌ها و خطوط دریایی عمدتاً در اختیار ناوگان‌های رسمی نظامی بود. اما اکنون بازیگران نوظهور با توانمندی نامتقارن می‌توانند بر تجارت جهانی اثر بگذارند.

انصارالله یمن نمونه‌ای از این تحول است. این گروه توانسته با استفاده از پهپادها، موشک‌های ضدکشتی و جنگ فرسایشی دریایی، بر امنیت یکی از مهم‌ترین کریدورهای جهان تأثیر بگذارد. نکته مهم این است که برای ایجاد اختلال در تجارت جهانی، لزوماً نیازی به تسلط کامل بر دریا وجود ندارد؛ بلکه توانایی ایجاد نااطمینانی و افزایش هزینه‌های ریسک نیز می‌تواند نتایج راهبردی بزرگی ایجاد کند.

این تحول مفهوم سنتی «کنترل دریا» را تغییر داده است. اکنون قدرت دریایی فقط به تعداد ناوهای هواپیمابر یا پایگاه‌های نظامی محدود نمی‌شود، بلکه توانایی مختل کردن زنجیره‌های لجستیکی نیز بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر، افزایش نقش بازیگران جدید در امنیت بین‌المللی است. در گذشته، کنترل تنگه‌ها و خطوط دریایی عمدتاً در اختیار ناوگان‌های رسمی نظامی بود. اما اکنون بازیگران نوظهور با توانمندی نامتقارن می‌توانند بر تجارت جهانی اثر بگذارند.

پیوند استراتژیک هرمز و باب‌المندب

یکی از نکات مهم در تحولات اخیر، پیوستگی ژئوپلیتیکی میان تنگه هرمز و باب‌المندب است. این دو گلوگاه در عمل بخشی از یک شبکه بزرگ انرژی و تجارت جهانی هستند و هرگونه بحران در یکی، بر دیگری نیز اثر می‌گذارد.

اگر تنش در خلیج فارس افزایش یابد، فشار بر دریای سرخ و باب‌المندب نیز بیشتر خواهد شد، زیرا مسیرهای جایگزین با تراکم بالاتر و ریسک امنیتی بیشتری روبه‌رو می‌شوند. به همین دلیل، کشورهای آسیایی که به دنبال کاهش وابستگی به هرمز هستند، در عمل با محدودیت‌های جدی مواجه‌اند.

حتی واردات انرژی از آفریقا یا حوزه آتلانتیک نیز بدون عبور امن از مسیرهای دریایی جهانی ممکن نیست. بنابراین بحران امنیت دریایی امروز فقط به یک منطقه خاص محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از یک رقابت ژئوپلیتیکی گسترده‌تر بر سر کنترل تجارت جهانی است.

تحولات تنگه هرمز و دریای سرخ و اقیانوس هند نشان می‌دهد که جهان وارد مرحله تازه‌ای از رقابت ژئوپلیتیکی شده است؛ مرحله‌ای که در آن جنگ‌های نامتقارن و فشار بر زنجیره‌های تأمین به اندازه نبردهای کلاسیک اهمیت پیدا کرده‌اند.

واکنش قدرت‌های آسیایی و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید

افزایش ناامنی دریایی باعث شده قدرت‌های اقتصادی آسیا رویکرد امنیتی فعال‌تری در پیش بگیرند. ژاپن و کره جنوبی که از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی جهان هستند، بیش از دیگر کشورها در برابر اختلال در خطوط دریایی آسیب‌پذیرند.

در سال ۲۰۲۵، توکیو و سئول توافق‌های جدیدی برای همکاری در حوزه ذخایر راهبردی انرژی، امنیت دریایی و هماهنگی لجستیکی امضا کردند. این همکاری‌ها در شرایطی صورت می‌گیرد که دو کشور اختلافات تاریخی عمیقی دارند، اما نگرانی مشترک درباره امنیت انرژی آن‌ها را به سمت همکاری بیشتر سوق داده است.

استرالیا نیز مشارکت خود در عملیات‌های امنیت دریایی تحت رهبری ائتلاف‌های غربی را افزایش داده است. با این حال، کانبرا همچنان تلاش می‌کند نقش خود را در قالب چارچوب‌های چندجانبه حفظ کند و از ورود مستقیم به تنش‌های منطقه‌ای پرهیز کند.

قدرت‌های غربی که طی دهه‌های گذشته بر برتری دریایی خود تکیه داشتند، اکنون با چالشی روبه‌رو هستند که مقابله با آن دشوارتر از جنگ‌های متعارف است. زیرا تهدیدهای نامتقارن هزینه پایین‌تری برای بازیگران جدید دارد اما می‌تواند هزینه‌های بسیار سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند.

نظم جدید دریایی و آینده رقابت قدرت‌ها

تحولات تنگه هرمز و دریای سرخ و اقیانوس هند نشان می‌دهد که جهان وارد مرحله تازه‌ای از رقابت ژئوپلیتیکی شده است؛ مرحله‌ای که در آن جنگ‌های نامتقارن و فشار بر زنجیره‌های تأمین به اندازه نبردهای کلاسیک اهمیت پیدا کرده‌اند.

قدرت‌های غربی که طی دهه‌های گذشته بر برتری دریایی خود تکیه داشتند، اکنون با چالشی روبه‌رو هستند که مقابله با آن دشوارتر از جنگ‌های متعارف است. زیرا تهدیدهای نامتقارن هزینه پایین‌تری برای بازیگران جدید دارد اما می‌تواند هزینه‌های بسیار سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند.

در این شرایط، احتمال شکل‌گیری ائتلاف‌های دریایی جدید در منطقه هند و اقیانوسیه افزایش یافته است. کشورهای آسیایی به‌تدریج به این جمع‌بندی رسیده‌اند که امنیت انرژی دیگر صرفاً مسئله‌ای اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت ملی و ثبات اجتماعی آن‌ها پیوند خورده است.

به همین دلیل، آینده رقابت قدرت‌ها در جهان احتمالاً بیش از هر زمان دیگری به کنترل کریدورهای دریایی، امنیت زنجیره‌های تأمین و توانایی مدیریت جنگ‌های فرسایشی وابسته خواهد بود؛ جنگ‌هایی که شاید بدون اشغال سرزمین، اما با مختل کردن جریان تجارت جهانی، توازن قدرت را تغییر دهند.

منبع: تحلیل بازار

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت