احیای راهآهن حجاز برای دور زدن تنگه هرمز/ ترکیه هاب ترانزیتی منطقه میشود
به گزارش خط بازار؛ راهآهن احیاشدهٔ حجاز میتواند به عنوان یک مسیر زمینی که اروپا را به خلیج فارس متصل میکند، به یکی از مهمترین پروژههای حملونقل و یکپارچهسازی منطقه تبدیل شود.
مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن در مقالهای به بررسی ژئوپلیتیک احیای راهآهن حجاز عربستان پرداخته که در ادامه آمده است.
از زمان بحران تنگهٔ هرمز، رقابت برای بازتعریف مسیرهای تجاری خاورمیانه شتاب گرفته است.
ترکیه و عربستان سعودی در حال حرکت به سمت تقویت اتصال منطقهای هستند و زیرساختهای حملونقل را در مرکز مشارکت اقتصادی رو به رشد خود قرار دادهاند.
در جریان سفر ۹ ژوئن به ریاض، «عبدالقادر اورال اوغلو»، وزیر حملونقل و زیرساخت ترکیه، و «صالح بن ناصر الجاسر»، وزیر حملونقل و خدمات لجستیک عربستان، دربارهٔ برنامههایی برای احداث یک خط آهن که دو کشور را از طریق سوریه و اردن به هم متصل میکند، گفتوگو کردند؛ پروژهای که به عنوان ستون کلیدی یکپارچهسازی حملونقل منطقهای تصور میشود.
وزیران با امضای دو یادداشت تفاهم در زمینهٔ همکاری ریلی و خدمات لجستیک، تعهد مشترک خود را برای گسترش تجارت و تحرکپذیری در سراسر منطقه اعلام کردند.
این ابتکار با هدف احیای راهآهن تاریخی حجاز و ایجاد یک کریدور حملونقل شمالی-جنوبی راهبردی است که استانبول، آدانا، حلب، دمشق، امان، مدینه، مکه و جده را به هم متصل میکند و جایگزینی برای ترانزیت دریایی از طریق تنگهٔ هرمز، بابالمندب و کانال سوئز ارائه میدهد. برنامههای بلندمدت، گسترش این شبکه را تا عمان نیز در نظر گرفته و یک کریدور زمینی بین اروپا و دریای عمان ایجاد میکند.
راهآهن تاریخی حجاز
راهآهن تاریخی حجاز یکی از پروژههای بزرگ زیربنایی امپراتوری عثمانی بود. ساخت آن در سال ۱۹۰۰ به دستور سلطان عبدالحمید دوم آغاز شد و تا سال ۱۹۰۸، این خط آهن استانبول را به مدینه متصل کرد و سرانجام در سال ۱۹۱۳ به پایان رسید.
این خط به طول تقریبی ۸۰۰ مایل (حدود ۱۲۸۷ کیلومتر) که از دمشق، اردن کنونی، لبنان و فلسطین-اسرائیل میگذشت، زائران را از قسطنطنیه به مسجد النبی در مدینه میرساند.
با این حال، وعدهٔ آن کوتاهمدت بود، زیرا جنگ جهانی اول بخشهای بزرگی از راهآهن را نابود کرد. نیم قرن بعد، جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ برنامههای بعدی برای بازسازی شبکه را متوقف کرد.
سپس گفتوگوهای مقامات ترک و سعودی دربارهٔ احیای راهآهن که از سال ۲۰۰۹ آغاز شده بود، در نهایت با شروع جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ از مسیر خارج شد.
اکنون، تلاشها برای بازسازی راهآهن از سوی دولتها و کسبوکارهایی صورت میگیرد که به دنبال توسعهٔ سریع کریدورهای حملونقل جایگزین در میان افزایش بیثباتی از زمان شروع جنگ ایران هستند.
با مسدود شدن عملی تنگهٔ هرمز برای ماهها و افزایش خطرات در دریای سرخ و کانال سوئز، ضرورت ایجاد شبکههای لجستیکی مقاومتر رو به افزایش است.
حتی با پیشرفت مذاکرات بین ایالات متحده و ایران با هدف بازگشایی تنگه و پایان دادن به جنگ، آسیبپذیری این آبراههای حیاتی در برابر اختلالات بزرگ، جذابیت مسیرهای زمینی را افزایش داده است که ترکیه را به خلیج فارس متصل کرده و از تنگناهای دریایی عبور میکنند.
هنوز کاملاً مشخص نیست که چنین خط آهنی چگونه فشار را بر این کریدورهای حملونقل دریایی آسیبپذیر کاهش میدهد.
مانند بسیاری از بحثهای کریدوری که مطرح میشوند، بحثهای مربوط به راهآهن حجاز نیز دارای عناصر روایی جذابی است که به پیشبرد طرحهای پروژه کمک میکند؛ برخی تاریخی و برخی مرتبط با گردشگری و امکان بازدید از میراث فرهنگی، علاوه بر ملاحظات نسبتاً کلی که بر مسیرهای لجستیکی جایگزین متمرکز است.
بحث در مورد اینکه راهآهن احیاشدهٔ حجاز چه محصولات تجاری را حمل خواهد کرد، نیازمند حدسهای آگاهانه و توجه به دستهبندی محمولههای مناسب برای چنین کریدورهایی است.
محمولههای زنجیرهای سرد، مانند محصولات غذایی، دارویی و برخی مواد شیمیایی، میتوانند به طور کارآمد در واگنهای یخچالدار جابهجا شوند.
راهآهن همچنین میتواند کالاهای مصرفی کانتینری، صادرات کشاورزی، مصالح ساختمانی مانند سیمان و فولاد، و تجهیزات صنعتی را بین بازارهای خلیج فارس و شامات حمل کند.
برای اردن، دسترسی ریلی بهبودیافته میتواند صادرات میوه و سبزیجات را افزایش داده و در عین حال هزینههای حملونقل برای مواد خام وارداتی را کاهش دهد.
این راهآهن احیاشده احتمالاً عملیات حمل بار را با خدمات مسافری ترکیب خواهد کرد. اگرچه سفرهای هوایی تا حد زیادی جایگزین سفرهای ریلی در مسافتهای طولانی در سراسر خاورمیانه شده است.
قطارهای مسافری همچنان میتوانند مسافران داخلی و گردشگران، به ویژه آنهایی که به گردشگری مذهبی و میراثی علاقهمند هستند، را جذب کرده و گزینهٔ حملونقل اضافی را در منطقه فراهم کنند. آنچه یک خطآهن انجام نخواهد داد، کاهش فشار برای مسیرهای حملونقل جایگزین نفت است.
رقابت
در سپتامبر ۲۰۲۳، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) در اجلاس G۲۰ رونمایی شد.
این ابتکار جاهطلبانهٔ تجارت و سرمایهگذاری، یک کریدور شرقی را تصور میکرد که هند را به امارات متحدهٔ عربی، عربستان سعودی، اردن و اسرائیل متصل میکند و یک امتداد شمالی که این کشورهای خاورمیانه را به اتحادیهٔ اروپا متصل میسازد.
IMEC که برای تکمیل مسیرهای جادهای و دریایی موجود طراحی شده بود، به دنبال تعمیق اتصال آسیا-اروپا و یکپارچگی اقتصادی از طریق شبکههای یکپارچهٔ زیرساخت انرژی، خطوط آهن، کابلهای داده با سرعت بالا و اتصالات کشتیرانی بود.
IMEC که اندکی پیش از حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به جنوب اسرائیل راهاندازی شد، بر اساس بهبود روابط عربستان و اسرائیل و عادیسازی روابط بین دو کشور بود.
با این حال، جنگ غزه به شدت این پویاییها را تحت فشار قرار داد و برنامههای یک کریدور تجاری را که اسرائیل را به عنوان یک قطب لجستیکی محوری قرار میدهد، متوقف کرد.
در همین حال، ترکیه حذف خود از IMEC را یک ضربهٔ مهم به منافع خود تلقی کرد و به آنکارا دلایل زیادی برای مخالفت با این کریدور داد.
در مقابل، راهآهن حجاز به طور قابلتوجهی اسرائیل را حذف کرده و نقش تاریخی ترکیه را به عنوان پل شرق-غرب احیا میکند.
به نفع آنکارا، IMEC در حال حاضر از نظر ساختاری قفل شده است، در حالی که پروژهٔ احیای راهآهن حجاز برای پیشرفت، نیازی به هیچ گونه پیشرفت دیپلماتیک میان کشورهای عبوری کریدور ندارد.
جاهطلبیهای منطقهای و قدرت نرم ترکیه
احیای راهآهن حجاز میتواند به تقویت قدرت نرم ترکیه کمک کرده و در عین حال این کشور را بیشتر در جغرافیای اقتصادی منطقهٔ عرب جای دهد و یک نقش ساختاری برای ترکیه به عنوان یک قطب ترانزیت برای تجارت، لجستیک و زیرساختهای دیجیتال ایجاد کند – به ویژه که این پروژه شامل شبکههای فیبر نوری نیز میشود.
این موضوع بر نفوذ زیرساختی ترکیه تأکید میکند، زیرا اتکای روزافزون کشورهای منطقه به سیستمهای عبوری از ترکیه یا استانداردسازی شده با آن، به طور پیوسته جایگاه آنکارا را به عنوان یک شریک مرکزی در برنامهریزی اقتصادی بلندمدت و اتصال منطقهای تقویت میکند.
همزمان، این پروژه جستجوی آنکارا برای تقویت حضور سیاسی و نمادین خود در جهان عرب را پیش میبرد و در عین حال در ژئوپلیتیک گستردهتر کریدورها رقابت میکند.
این راهآهن که تداعیهای قوی از دوران عثمانی دارد، سیاست خارجی مدرن ترکیه را به جغرافیای تاریخی مسیر حجاز از بیش از یک قرن پیش پیوند میزند و روایتهای تاریخ مشترک و نزدیکی فرهنگی بین ترکها و اعراب شامات و شبهجزیرهٔ عربستان را تقویت میکند.
این بعد نمادین، جذابیت قدرت نرم ترکیه را به ویژه در جوامعی که اتصال تاریخی و مذهبی در آنها طنینانداز است، افزایش میدهد.
در نهایت، راهآهن به آنکارا راههایی برای مشارکت، اگر نه برای تغییر شکل، در معماریهای منطقهای تجارت رقیب، اعطا میکند.
ترکیه با جایگیری خود در یک محور تجارت زمینی مرتبط با عربستان از طریق سوریه و اردن، اهرم دیپلماتیک خود را افزایش میدهد و در عین حال وابستگی متقابل خود را با کشورهای کلیدی عرب تعمیق میبخشد و آرزوی خود را برای ایفای نقش به عنوان یک قدرت میانی محوری در نظم منطقهای که پس از جنگ ایران پدیدار خواهد شد، تقویت میکند.
سوریه به عنوان پل راهبردی زمینی
سوریه که دیگر یک دولت «سرکش» منزوی از بخش بزرگی از اقتصاد جهانی توسط تحریمها و جنگ نیست، این پتانسیل را دارد که دوباره به عنوان یک قطب اصلی تجارت، بازرگانی و لجستیک در خاورمیانه ظهور کند.
احیای راهآهن حجاز تا حد زیادی به تثبیت اوضاع سوریه بستگی دارد. سوریه به عنوان یک حلقهٔ حیاتی در این کریدور، در موقعیت مناسبی قرار دارد تا به یک پل زمینی راهبردی تبدیل شود که اروپا را به خلیج فارس متصل میکند.
اگر بتواند این نقش را تضمین کند، سوریه میتواند سرمایهگذاری قابلتوجهی در بازسازی و پروژههای زیرساختی از جمله خطوط آهن، بزرگراهها، تأسیسات لجستیکی و شبکههای دیجیتال مانند کریدورهای فیبر نوری جذب کند و در عین حال درآمد قابلتوجهی از ترانزیت ایجاد نماید.
چنین تحولی، منافع قدرتهای منطقهای، به ویژه ترکیه و عربستان سعودی، را در ثبات بلندمدت سوریه عمیقتر میکند.
سوریه به جای اینکه از نظر اقتصادی وابسته و از نظر سیاسی پراکنده باقی بماند، میتواند به یک دولت ترانزیت ضروری تبدیل شود که در معماری تجاری نوظهور غرب آسیا جای گرفته و برای اتصال اروپا و خلیج فارس محوری باشد.
در سالهای آینده، این کشور ممکن است به یک کریدور تعیینکننده تبدیل شود که میزان توانایی تجارت ترکیه و خلیج فارس را در دور زدن تنگناهای دریایی آسیبپذیر شکل میدهد و در عین حال جایگزینهایی برای مسیرهایی که به اسرائیل وابسته هستند، فراهم میکند.
از این نظر، سوریه در حال تبدیل شدن به یک عرصهٔ راهبردی با ریسک بالا است که در آن منافع ترکیه، اردن و کشورهای عربی خلیج فارس همگرا میشوند.
با این حال، سوریه با توجه به معضلات امنیتی خود، که شامل حملات دائمی اسرائیل و دستوپنجه نرم کردن دولت دمشق با پراکندگی است، یک نقطهٔ ریسک مرکزی برای این پروژهٔ جاهطلبانه نیز به شمار میرود.
علاوه بر این، در حالی که گروه داعش دیگر تهدید سابق خود برای سوریه (مربوط به سالهای ۲۰۱۴-۲۰۱۹) را ندارد، نگرانیهایی دربارهٔ بازسازی آن در سوریه وجود دارد. زیرساختهای طولی و خطی راهآهن حجاز در مناطق کمتر باثبات سوریه، در برابر خرابکاری، قاچاق و اختلال آسیبپذیر خواهد بود.
چالشهای پیش رو
برنامههای راهآهن حجاز با ترکیبی از چالشهای به هم پیوسته فراتر از معضلات امنیتی سوریه مواجه است.
مسائل مربوط به ناسازگاری فنی بین سیستمهای ملی پراکنده ریلی، استانداردهای متفاوت، و نیاز به بازسازی اساسی بخشهای بزرگ مفقود شده در سراسر سوریه، اردن و عربستان به جای صرفاً بازسازی ریلهای قدیمی وجود دارد.
از نظر مالی، این پروژه به دهها میلیارد دلار هزینهٔ سرمایهای با بازدهی نامشخص، ظرفیت مالی نابرابر بین کشورهای مشارکتکننده، و اتکای سنگین به تأمین مالی خارجی مانند صندوقهای ثروت ملی یا وامدهندگان چندجانبه نیاز دارد، در حالی که همزمان با حملونقل دریایی ارزانتر (در صورت بهبود شرایط امنیتی در تنگهٔ هرمز و دریای سرخ) و سایر کریدورهای تجاری منطقهای در حال ظهور رقابت میکند.
از نظر نهادی، هیچ مرجع حاکمیت واحد برای اعمال استانداردها، مدیریت عملیات یا هماهنگسازی رویههای گمرکی و لجستیکی وجود ندارد، به این معنی که سیستم احتمالاً به جای یک چارچوب نظارتی یکپارچه، به توافقات چندجانبهٔ شکننده وابسته خواهد بود.
آزمونی برای همکاری و ثبات منطقهای
اگر با موفقیت اجرا شود، راهآهن احیاشدهٔ حجاز میتواند به یکی از مهمترین پروژههای حملونقل و یکپارچهسازی منطقه تبدیل شود و توسعهٔ اقتصادی را با یک دگرگونی ژئوپلیتیکی گستردهتر پیوند دهد.
فراتر از کاربرد اقتصادی فوری، این راهآهن میتواند به تغییر شکل الگوهای وابستگی متقابل منطقهای با لنگر انداختن جریانهای تجاری بلندمدت در زیرساختهای زمینی به جای وابستگی به تنگهٔ هرمز، بابالمندب و کانال سوئز کمک کند.
با این حال، وعدهٔ راهبردی آن در نهایت به همترازی سیاسی پایدار میان کشورهای مشارکتکننده و دوام محیطهای شکنندهٔ پس از مناقشه در طول مسیر آن، به ویژه بخش سوریهای پروژه، بستگی خواهد داشت.
از این نظر، این راهآهن آزمون بزرگی برای همکاری و ثبات منطقهای خواهد بود. نتیجهٔ آن ممکن است نشاندهندهٔ توانایی ترکیه و عربستان سعودی در پیشبرد منافع مشترک خود در جهت ارتقای خاورمیانهای باثباتتر و مرفهتر باشد.