چرا کربنزدایی در ایران شکل نگرفت؟
به گزارش خط بازار؛ فشار بحران اقلیمی و تعهدات بینالمللی کاهش انتشار CO_2، اقتصادهای جهان را به بازطراحی ساختار انرژی واداشته است. در این میان، تجربه بریتانیا بهعنوان زادگاه انقلاب صنعتی و پیشگام کربنزدایی نوین، در کنار ارزیابی واقعبینانه از وضعیت ایران، درسهای راهبردی روشنی دارد.
بخش اول: بریتانیا؛ از زغالسنگ تا انرژی پاک
بریتانیا اولین کشوری بود که مصرف انبوه سوخت فسیلی را آغاز کرد؛ با این حال، از ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ انتشار گازهای گلخانهایاش را بیش از ۵۰ درصد کاهش داد، در حالی که اقتصادش ۸۰ درصد رشد کرد.
محرکهای اصلی این گذار
چارچوب حقوقی الزامآور: قانون تغییر اقلیم ۲۰۰۸ بریتانیا را نخستین اقتصاد بزرگ با تعهد قانونی کریتانیا را نخستین اقتصاد بزرگ با تعهد قانونی کاهش آلای صفر» (Net Zero) تا ۲۰۵۰ ارتقا یافت. «کمیته مستقل تغییر اقلیم» (CCC) نیز نظارت بر بودجههای کربنی پنجساله را بر عهده گرفت.
پایان زغالسنگ: سهم این سوخت در تولید برق از ۴۰ درصد در ۲۰۱۲ به صفر در ۲۰۲۴ رسید. ابزار اصلی این تحول، «کف قیمت کربن» (CPF) بود که از ۲۰۱۳ استفاده از زغالسنگ را از نظر اقتصادی ناموجه کرد.
بادی فراساحلی: مکانیزم «قرارداد مابهالتفاوت» (CfD) با کاهش ریسک سرمایهگذاری، بریتانیا را به قطب جهانی برق بادی در دریای شمال تبدیل کرد.
بهرهوری انرژی: مقررات سختگیرانه در ساختمانسازی و حملونقل، و برنامهریزی برای ممنوعیت فروش خودروهای بنزینی و گازوئیلی جدید.
بخش دوم: ایران؛ ریشههای توقف در مسیر کربنزدایی
بر خلاف روند جهانی، آمارهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نشان میدهد ایران در میان ده کشور نخست تولیدکننده CO_2 جهان جای دارد؛ جایگاهی که با رتبه تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور هیچ تناسبی ندارد.
چرا کربنزدایی در ایران شکل نگرفت؟
یارانه انرژی و اعوجاج قیمتی: ایران بالاترین یارانه پنهان سوخت فسیلی را در جهان میپردازد. این سیاست انگیزه اقتصادی برای ارتقای بهرهوری در صنایع سنگین، ساختمان، و حملونقل را از بین برده است.
تحریم و محدودیت فناوری: ناتوانی در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) و قطع دسترسی به فناوریهایی مانند توربینهای گازی کلاس F و H و سامانههای جمعآوری کربن (CCUS).
ناترازی گاز و وابستگی به سوختهای پرآلاینده: افت فشار در میادین پارس جنوبی و فقدان سرمایهگذاری بالادستی، نیروگاهها را به سوختن مازوت و گازوئیل کشانده و گازهای مشعل (Flaring) منابع عظیمی را هدر میدهد.
آشفتگی نهادی و نبود بازار کربن: تعدد مراکز تصمیمگیری، اجرا نشدن کامل قوانین بالادستی مانند ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید، و نبود سازوکار الزامآور برای کنترل شدت کربن.

بخش سوم: نقشه راه؛ خروج از بحران
برای عبور از ناترازی و مهار روند فزاینده انتشار CO_2، یک بسته اصلاحی ساختاریفناورانه ضروری است:
۱. بازار بهینهسازی انرژی: راهاندازی بستر شفاف معاملاتی «گواهیهای صرفهجویی انرژی» در بورس و پیوند دادن نرخ سوخت صنایع به استانداردهای شدت کداردهای شدت کربن.
۲. جهش در تجدید پذیرها: استفاده از ۳۰۰ روز آفتابی و کریدورهای بادی ممتاز (خواف و منجیل) برای فعالسازی پتانسیل ۶۰ تا ۱۰۰ گیگاواتی کشور؛ مشروط به تسهیل واردات تجهیزات و تضمین خرید جذاب.
۳. تجاریسازی گازهای مشعل: جمعآوری سالانه ۱۶ تا ۱۸ میلیارد مترمکعب گاز همراه نفت با مشارکت بخش خصوصی برای تبدیل به خوراک پتروشیمی یا برق؛ تبدیل یک منبع آلایندگی به خلق ارزش.
۴. ارتقای راندمان نیروگاهی: تبدیل نیروگاههای گازی ساده به سیکل ترکیبی، که راندمان را از حدود ۳۳ به بیش از ۵۰ درصد میرساند و مصرف سوخت را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
۵. دیپلماسی اقلیمی: استفاده از ظرفیت ماده ۶ توافقنامه پاریس برای تجارت بینالمللی کربن و تبادل برق پاک با همسایگان، بهمنظور جذب منابع مالی آبوهوایی (Climate Finance)
آوید امی کارشناس ارشد تجارت بین الملل
منبع: خط بازار