×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
سیاست

پول‌ درآوردن با مذهب

به گزارش خط بازار؛ در سال‌های اخیر، سینمای ایران روندی نگران‌کننده را در پیش گرفته است؛ روندی که به شکل فزاینده‌ای به شخصیت‌پردازی منفی، هجوآمیز و کاریکاتورگونه از چهره‌های مذهبی و سنتی می‌پردازد. از فیلم‌های پر سر و صدایی مثل «گشت ارشاد» و «دینامیت» گرفته تا جدیدترین نمونه‌ها که چند روز پیش خبر آمادگی‌اش برای اکران در سینماها منتشر شد؛ «آقای زالو».این نوع شخصیت‌ها آن‌قدر تکراری و کلیشه‌ای شده‌اند که تنها با دیدن گریم و ظاهر یکی از آنها، مخاطب به سرعت می‌فهمد که با چه قالبی از فیلم مواجه است. اما این نه تنها به یک کلیشهٔ نخ‌نما بدل شده، بلکه در واقع توهینی آشکار به قشر عظیمی از جامعه است که با این ظواهر شناخته می‌شوند و باورها و ارزش‌هایشان در این فیلم‌ها به سادگی به باد تمسخر گرفته می‌شود.این نوع نگاه سطحی و مبتذل، زیر سؤال بردن و تخریب ارزش‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی را به یک ابزار سرگرمی و سودآوری تبدیل کرده و متأسفانه در این مسیر، بسیاری از مدیران فرهنگی و نهادهای نظارتی که وظیفهٔ حمایت و هدایت سینما را دارند، نقش چندانی در جلوگیری از تکرار این آسیب‌ها ایفا نکرده‌اند.اما آیا این روند صرفاً بازتاب ذائقهٔ مخاطب و تحولات اجتماعی است یا ضعف سیاست‌گذاری فرهنگی و نبود نظارت دقیق، عامل اصلی گسترش این رویکرد است؟ چه راهکارهایی می‌تواند باعث شود سینما دوباره به عرصه‌ای برای رشد و تقویت ارزش‌های ملی و مذهبی تبدیل شود؟در گفت‌وگوی پیش رو با «رضا منتظری» منتقد فیلم و روزنامه‌نگار سینما، به بررسی ریشه‌های این پدیده، پیامدهای آن بر جامعه و مسئولیت‌های سنگین نهادهای فرهنگی می‌پردازیم تا شاید بتوان پاسخی برای این چالش پیچیده یافت.

فارس: شما به‌عنوان کارشناس سینما، دلیل تولید و مجوز گرفتن فیلم‌های کمدی‌ای را که متهم به تخریب ارزش‌های خانوادگی، دینی یا فرهنگی هستند چه می‌دانید؟ این پدیده را باید ناشی از ضعف نظارت دانست یا تغییر ذائقهٔ مخاطب و تحولات اجتماعی؟منتظری: ما سال‌هاست در سینمای کشورمان با یک پدیدهٔ بسیار عجیب مواجه هستیم، و آن تولید فیلم‌های کمدی مبتذل و نازلی است که تنها عنوان کمدی را با خود یدک می‌کشند؛ در حالی که هیچ‌گونه دغدغه‌ی فرهنگی و هنری در ورای تولیدشان وجود ندارد و سازندگان‌شان تنها به منافع فردی خود توجه می‌کنند. بخشی از این فیلم‌های شبه‌کمدی، اصل بنیان خانواده را نشانه گرفته‌اند؛ بخشی دیگر دین و مذهب را هدف قرار داده‌اند، و گروهی نیز اعتقادات و عرف اجتماعی را زیر سؤال می‌برند.برای من همواره ساخت چنین آثاری باعث تعجب بوده. یعنی هیچ‌وقت نتوانستم به این نتیجه برسم که چرا اساساً این فیلم‌ها از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز ساخت می‌گیرند و چطور مجوز پخش دریافت می‌کنند. در صورتی که وقتی قرار است شوراهای متعددی مثل شورای پروانه ساخت، شورای پروانه نمایش و… وجود داشته باشند، طبیعتاً نباید شاهد تولید چنین آثاری در سینمای کشورمان باشیم.اساساً من به‌عنوان یک شهروند این جامعه، با ساخت چنین آثاری مخالفم. طبیعتاً در شأن فرهنگ ملی ما، جامعهٔ ما، و مردم و کشور ما نیست که چنین آثاری ساخته شوند و بخواهند از این طریق، ارزش‌هایمان را زیر سؤال ببرند. حالا این ارزش‌ها می‌توانند ارزش‌های ملی، مذهبی، فرهنگی یا اجتماعی باشند.

به نظر من، این یک اتفاق بسیار تلخ است و من به‌شدت با آن مخالفم. بارها در این باره صحبت کرده‌ایم، گپ زده‌ایم، حرف زده‌ایم، انتقاد کرده‌ایم؛ ولی گویا متأسفانه گوش شنوایی در میان مدیران و مسئولان و سیاست‌گذاران کلان فرهنگی و سینمای کشورمان وجود ندارد.به همین خاطر هم هست که به‌ویژه با تغییر دولت‌ها و تغییراتی که در مدیران فرهنگی حاصل می‌شود، همواره شاهد تغییر سیاست‌ها و نگرش مدیران هستیم. گاهی اوقات فضای فرهنگی معقول‌تر می‌شود و تولید چنین آثاری کمتر می‌شود؛ و گاهی اوقات، متأسفانه، شاهد این هستیم که تولید این آثار مبتذل و ضد ارزش بیشتر می‌شود.فارس: با توجه به انتقاداتی که به آثار کمدی سطحی وارد می‌شود، آیا فکر می‌کنید این دست فیلم‌ها واقعاً ذائقهٔ فرهنگی مخاطب را تنزل می‌دهند، یا اینکه بیشتر بازتاب سلیقهٔ فعلی مخاطب هستند؟منتظری: طبیعتاً اثر سوء می‌گذارد؛ چه بر جامعه و چه بر طیف گستردهٔ مخاطبان سینما. چنین آثاری می‌تواند ذائقهٔ مخاطب را به‌شدت دچار تنزل کند. چون وقتی ما تفکر، اندیشه و خرد را به مخاطب‌مان ارائه ندهیم و او را درگیر هجویات پوچ و بی‌ارزش کنیم، کم‌کم آن طیف سینمارو فکر می‌کنند که زندگی و فرهنگ همین است، و با این هجویات پوچ عجین می‌شوند.اینکه تأثیر تولیدات فرهنگی و هنری می‌تواند در هر جامعه‌ای بسیار زیاد باشد، بر هیچ‌کس پوشیده نیست و بارها هم تکرار شده است. کارشناسان مختلف در حوزه‌های گوناگون علمی، پژوهشی و تحقیقاتی این نکته را بارها مطرح کرده‌اند. پس اساساً رسانه، در هر مدیومی، به‌شدت بر جامعهٔ خود اثرگذار است؛ آن هم به‌صورت مستقیم.

اما همان‌طور که عرض کردم، مدیر فرهنگی اصولاً گویا دلش می‌خواهد که در جامعهٔ امروز، چنین مخاطب نافهمی را داشته باشد؛ مخاطبی کاملاً سطحی‌نگر و عاری از اندیشه و فرهنگ. فارس: جریان فیلم‌سازی با این‌چنین شکل و محتوا را چطور تحلیل می‌کنید؟ با توجه به گسترش بی‌رویهٔ دسترسی رسانه‌ای، به‌ویژه در میان کودکان جامعهٔ ما، چقدر نقش سینما در تربیت فرهنگی نسل جدید را جدی می‌دانید؟منتظری: این محتوا را کسانی دارند اشاعه، بسط و گسترش می‌دهند که نمی‌خواهند سینمای کشور جایی برای آگاهی‌بخشی به مخاطب خود باشد. ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که رسانه‌های مختلف، به اشکال گوناگون و کاملاً در دسترس، در اختیار عموم افراد جامعه قرار دارند. شاید در کشور ما و کشورهای مشابه، این وضعیت تا حدی غیرقابل‌کنترل‌تر از برخی کشورها باشد.ما اکنون می‌بینیم که همین گوشی‌های موبایل، که بسیار ساده‌انگارانه از کنارشان می‌گذریم، در دست هر بچه‌ای قرار دارد؛ در بیشتر خانه‌ها، کودکان از سه چهار سالگی گوشی موبایل، تبلت یا کامپیوتر در اختیار دارند. طبیعتاً این اتفاق در بسیاری از کشورهای غربی نمی‌افتد. بنابراین بچه‌ها در کشور ما با رسانه ارتباط بسیار تنگاتنگی دارند. پس آن کالا، مفهوم و اثری که تولید می‌شود و در اختیار آنها قرار می‌گیرد، بسیار اهمیت دارد.
باز هم تأکید می‌کنم: تلاش آن مدیر فرهنگی و سیاست‌گذار فرهنگی باید این باشد که یک کالای سالم و ارزشمند را به دست مخاطبان هدف خود برساند. ولی وقتی نگاه، نگاهی کاسب‌کارانه می‌شود و هر کسی فقط منافع خود را در نظر می‌گیرد، متأسفانه به سمت ابتذال مفرط می‌رویم. به سمتی می‌رویم که هر تصویر مشمئزکننده‌ای را به اسم فیلم و سریال به تصویر می‌کشیم، آنها را در سینماها نمایش می‌دهیم یا در پلتفرم‌ها در معرض دید عموم قرار می‌دهیم.اما اثرات سوء این اتفاق طبیعتاً در لحظه مشخص نمی‌شود و شاید یک یا دو دهه طول بکشد تا بتوانیم اثرات مخرب این کالاهای ضد فرهنگی را در جامعه‌مان درک کنیم.فارس: بسیاری از فیلم‌های کمدی امروز سینمای ایران از نظر محتوا، مضمون و لحن شباهت زیادی به‌هم دارند، به‌ویژه در بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی. به نظر شما، چه اهدافی پشت این روند هم‌شکل و تکرارشونده وجود دارد؟منتظری: به نظر من، هدف فقط کاسبی است؛ البته اگر خوش‌بینانه نگاه کنم، می‌گویم کاسبی. یعنی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، نگاه کاسب‌کارانه‌ای که بر سینماگر، تهیه‌کننده و مدیر فرهنگی ما حاکم شده، به سمت این نوع جریان فیلم‌سازی می‌رود.البته نگاه بدتری هم طبیعتاً می‌تواند وجود داشته باشد که من نمی‌خواهم اصلاً به آن نگاه بپردازم. چون خدای ناکرده می‌تواند نوعی تهمت محسوب شود. ولی ممکن است دست‌هایی نیز در پشت پرده در کار باشند که بخواهند ذائقهٔ مخاطب ایرانی را روزبه‌روز بیشتر دچار تنزل کنند؛ که البته امیدوارم چنین نباشد. فارس: در سال‌های اخیر، شاهد افزایش چشم‌گیر پرداخت‌های طنزآمیز، کاریکاتورگونه یا حتی منفی به شخصیت‌های مذهبی در برخی آثار سینمایی و نمایشی ایران هستیم. به نظر شما، علت این گرایش فزاینده چیست؟
منتظری: البته این واقعاً به سال‌های اخیر مربوط نمی‌شود. من یادم می‌آید که شاید برای اولین‌ بار در دههٔ ۸۰ بود که چنین اتفاقی را در سینمای ایران شاهد بودیم. پس مربوط به دو سه سال یا حتی ده سال اخیر نمی‌شود. می‌توان گفت رویه‌ای‌ است که بیش از دو دهه است در سینمای کشورمان باب شده. ولی رفته‌رفته شکلش آنرمال‌تر (غیرطبیعی‌تر) از گذشته شده.به همین خاطر هم هست که، همان‌طور که عرض کردم، این ابتذال مدام بیشتر و بیشتر می‌شود. چون ابتذال تمامی ندارد. ابتذال چاهی بی‌انتهاست که هرچقدر بیشتر در آن فرو بروی، بیشتر غرق می‌شوی و دیگر نمی‌توان راه نجاتی برای آن قربانی متصور شد.فارس: با توجه به این‌که برخی فیلم‌ها با نیت‌هایی از جمله کاسب‌کاری یا حتی نگاه تخریب‌گر به شخصیت‌های مذهبی می‌پردازند، به نظر شما آیا پرداخت منفی و کاریکاتورگونه به افراد مذهبی صرفاً یک ابزار درام و کمدی است یا باید آن را نوعی تخریب فرهنگی دانست؟ در این زمینه نقش سیاست‌گذاران و مدیران فرهنگی در کنترل و جهت‌دهی چنین رویکردهایی چگونه باید باشد؟
منتظری: بستگی به نوع فیلم دارد. نمی‌توان به‌صورت کلی نظر داد. طبیعتاً یک‌سری از فیلم‌ها کاملاً با نگاه تخریب‌گر این کار را انجام می‌دهند. یک‌سری از فیلم‌ها هم صرفاً برای کاسب‌کاری و ایجاد فضای مورد نیاز سینمای کمدی، این کار را می‌کنند. می‌تواند هر دو نگاه وجود داشته باشد.ولی باز هم نگاه مدیر فرهنگی، سیاست‌گذار فرهنگی و افرادی که در شوراهای پروانه ساخت و نمایش نشسته‌اند، می‌تواند تعیین‌کننده باشد که واقعاً آنها چه آینده‌ای را برای سینمای کشورمان متصور هستند.من اعتقاد دارم و بارها هم این را گفته‌ام که همه‌چیز ما شده نمایش و تشریفات. الان شوراهای پروانه ساخت و نمایش ما در سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، متأسفانه متشکل از یک‌سری افراد خاص است که اغلب هم در طول دولت‌های مختلف، از سال‌های مختلف، تکرار شده‌اند.چقدر جای یک دبیر، یک معلم، یک روان‌شناس، یک جامعه‌شناس و امثال آنها در این شوراها خالی است. آرزوی من این است که روزی در شوراهای ما، افراد متخصص، دغدغه‌مند و مطلع از نگرش‌های گوناگون، تحصیلات متنوع و فرهنگ‌های مختلف بتوانند حضور داشته باشند؛ تا آنها بتوانند نظر بدهند که اگر فیلمی قرار است ساخته شود، این فیلم چقدر می‌تواند تبعات مثبت یا منفی برای جامعهٔ مورد نظر خود در پی داشته باشد. فارس: آیا می‌توان گفت بخشی از جامعه از مذهب و شخصیت‌های مذهبی سنتی فاصله گرفته و سینما در حال نمایش و بازتاب این فاصله است؟
منتظری: راستش من این گزاره را قبول ندارم. جامعه، به‌ویژه نسل جوان‌تر، شاید نسبت به گذشته حس‌وحال مذهبی و سنتی کمتری در خود داشته باشد. ولی همچنان مردم و جامعهٔ‌ ما، حداقل بخش گسترده‌ای از آن، نه‌تنها از سنت‌ها و از دین و مذهب فاصله نگرفته‌اند، بلکه به‌شدت هم معتقد هستند.ما این را در اتفاقات مختلف، رخدادهای ملی و وقایع تاریخی مختلف مشاهده می‌کنیم که مردم واقعاً با تمام جان و دل‌شان پای کار کشور و دین‌شان ایستاده‌اند.من اصلاً اشاعهٔ این نوع نگاه را غلط می‌دانم که بگوییم جامعه از مذهب فاصله گرفته یا جامعه لامذهب شده. نه، واقعاً جامعهٔ ما لامذهب نیست.به نظر من سینما در این قضیه خیلی دارد اغراق می‌کند. یک اغراق بسیار بد در این نوع تولیدات دیده می‌شود. فارس: با توجه به حساسیت‌های فرهنگی و مذهبی جامعه و خطر کلیشه‌سازی یا تخریب چهرهٔ شخصیت‌های مذهبی در آثار سینمایی، به نظر شما چه مسئولیت‌هایی بر عهدهٔ فیلمسازان و نهادهای نظارتی است تا از چنین آسیب‌هایی جلوگیری شود؟منتظری: بخش عمده ای از مسئولیت بر عهدهٔ نهادهای نظارتی است. اگر در کشور ما این همه سیستم بروکراتیک عجیب و غریب و این همه شوراهای متعدد وجود نداشت، می‌گفتم «مشکل از فیلم‌ساز است، بروید فیلم‌ساز خوب تربیت کنید.»اتفاقاً ما هرچه می‌کشیم، از همین سیستم نظارتی‌مان می‌کشیم. من بارها این سؤال را در جاهای مختلف مطرح کرده‌ام که این شوراهای متعدد چه می‌کنند؟ الان شورای نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، شورای پروانه ساخت و شورای پروانه نمایش باید پاسخ‌گو باشند.
رسانه‌ها باید آنها را پاسخ‌گو کنند که بر اساس چه ملاک، معیار و پارامتری به این‌گونه آثار سخیف، بی‌ارزش و ضدفرهنگی پروانه و اجازهٔ ساخت و اکران می‌دهند. طبیعتاً هرچه که هست، از سمت آنهاست.پرسش بنده این است که این همه فیلم سخیف و بی‌مایه که به اسم کمدی ساخته و تولید می‌شوند و بعضاً سرشار از شوخی‌های رکیک جنسی و کلامی یا صحنه‌های مشمئزکننده هستند چه جایگاهی در سینمای کشورمان دارد؟طبیعتاً این شوراها زمانی می‌توانستند مثمرثمر واقع شوند که جلوی این فجایع را بگیرند!
منبع: فارس

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی
عضویت