این تغییرات فصل جدیدی را در خاورمیانه آغاز میکند که با فرصتهای جدید و خطرات جدید مشخص شده است. رهبران منطقه در حال آزمایش ایدههایی هستند که در بسیاری از نقاط جهان جا افتاده است؛ از جمله دیپلماسی چندقطبی به جای نظم پس از ۱۹۴۵ تحت رهبری آمریکا. خاورمیانه همچنین مکانی است که ممکن است تهدیدهای دهه ۲۰۳۰ در آنجا زودتر از موعد بروز کند؛ از جمله گسترش سلاحهای هستهای، تغییرات اقلیمی و حتی نابرابری بیشتر، زیرا کشورهای ضعیف بیشتر عقب میمانند.
بسیاری از ساکنان کاخ سفید با آرزوی فراموش کردن همه چیز در مورد خاورمیانه، دفتر خود را ترک کردند. اما این که آیا شما یک ابرقدرت یا یک تجارت کوچک را اداره میکنید، مثل همیشه مهم است. اگرچه تنها ۶ درصد از مردم جهان را در خود جای داده است، اما در اقتصاد جهانی نقش بهسزایی دارد. به عنوان کمهزینهترین تولیدکننده نفت، سهم آن از صادرات نفت خام ۴۶ درصد است و در حال افزایش است.
سهم این منطقه از صادرات گاز طبیعی مایع، که از زمان تعطیلی خطوط لوله روسیه به اروپا، تقاضای زیادی دارد، ۳۰ درصد است و همچنین در حال افزایش است. به لطف موقعیت مکانی آن، ۳۰ درصد از کل تجارت کانتینری و ۱۶ درصد از محمولههای هوایی از این منطقه عبور میکند. صندوقهای داراییاش با سه تریلیون دلار دارایی، از بزرگترین صندوقهای سرمایهگذاری در جهان هستند. جنگها و بینظمیهای آن اغلب به فراسوی مرزها سرازیر میشود. پناهندگان آن تا اروپا بر سیاست تأثیر میگذارند. دو دهه گذشته اوضاع در خاورمیانه باب میل ساکنانش نبوده است.
تغییرات اساسی در خاورمیانه
بر اساس گزارش اکونومیست، با این حال، در حال حاضر، با فروکش کردن جنگ، سه تغییر بزرگ قابل مشاهده است. اول، منطقه باید مسئولیت بیشتری را برای امنیت خود بپذیرد، زیرا اشتهای آمریکا برای مداخله نظامی از بین رفته است. علاوه بر این، الگوهای تجاری چندقطبی شدهاند. صندوق بینالمللی پول تخمین میزند که ۲۶ درصد از صادرات کالاهای خاورمیانه به چین و هند انجام میشود که تقریباً دو برابر میزان سال ۲۰۰۰ و تقریباً دو برابر سهم آمریکا و اروپاست. اخیرا، این تنظیم مجدد ژئوپلیتیکی منجر به تمایل به تنشزدایی از درگیریها شده است.
دوم، انتقال انرژی نیاز فوری به فرار از الگوی آشنای رونق و رکود نفت را ایجاد میکند. در عوض، یک انگیزه قوی برای خلیج فارس وجود دارد که تولید سوخت فسیلی را در دهه آینده پیش از کاهش دائمی تقاضا افزایش دهد و درآمد حاصل از آن را صرف تنوع بخشیدن به اقتصادهای محلی کند.
تغییر نهایی موجب خستگی در افکار عمومی میشود. آزمون و خطاهای سیاسی از هر نوع در ادامه خدشهدار میشوند. در عوض، مردم سراسر خاورمیانه در آرزوی فرصتهای اقتصادی هستند.
کانادا یا سوئد را فراموش کنید: نظرسنجیها نشان میدهد جوانان عرب بیشتر از همه کشورها، کشور امارات را تحسین میکنند. این کشور با ثبات و اقتصاد پررونق کشور ایدهآل جوانان خاورمیانه است. در عین حال، دخالت کمتر غرب در امنیت و تجارت نیز به معنای فشار کمتر برای حقوق بشر یا دموکراسی است.
برخی از تغییرات منطقه جای بحث دارد -به پروژهی نئوم فکر کنید، یک شهر جدید پر زرق و برق که توسط محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به مبلغ ۵۰۰ میلیارد دلار ساخته شده است. اما تغییرات دیگر بادوام و عمیق هستند. زنان بیشتری در خلیج فارس کار میکنند.
گردشگران اسرائیلی در حال هجوم به دبی هستند. در سراسر منطقه، اقتصاد غیرنفتی با نرخ سالم سالانه چهار درصد در حال رشد و سرمایهگذاری چندملیتی فرامرزی در حال افزایش است. میتوان تصور کرد که چگونه یک چرخه با فضیلت از ثبات و صلح میتواند منجر به سرمایهگذاری و تجارت بیشتر شود که استانداردهای زندگی را افزایش میدهد و باعث گسترش رفاه میشود و مارپیچ طولانیمدت شکست در بخشی از جهان با حدود ۵۰۰ میلیون نفر را معکوس میکند.
با این حال برای دستیابی به آن، خاورمیانه باید بر برخی مشکلات بزرگ غلبه کند. بسیاری از اینها آشنا هستند. برخی استدلال میکنند که با نوعی «مسئولیت عملکرد» برای بهبود وضعیت جمعیت خود مواجه هستند. خطرات دیگر جدید هستند – یا به جای آن، تهدیدآمیزتر از همیشه هستند.
منبع: تجارت نیوز