عصر فلزات استراتژیک؛ نقش مس در هوش مصنوعی و انرژی پاک
به گزارش خط بازار؛ تحولات چند سال اخیر نشان میدهد بازار جهانی مواد معدنی در حال ورود به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن فلزات استراتژیک و حیاتی، نقشی فراتر از مواد اولیه صنعتی ایفا میکنند و به یکی از ارکان امنیت اقتصادی، صنعتی و ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شدهاند.
اگر نفت موتور محرک اقتصاد قرن بیستم بود، به نظر میرسد مس، لیتیوم، نیکل، کبالت و عناصر نادر خاکی در حال تبدیل شدن به سوخت توسعه قرن بیستویکم هستند.در میان این فلزات، مس جایگاهی منحصر به فرد دارد. تقریباً هیچ فناوری کلیدی در فرآیند گذار انرژی، توسعه هوش مصنوعی، گسترش مراکز داده، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و شبکههای انتقال برق بدون مصرف گسترده مس قابل تصور نیست. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران از این فلز با عنوان «نفت جدید اقتصاد سبز» یاد میکنند.
بازار جهانی فلزات استراتژیک وارد یک دوره بلندمدت از رشد تقاضا شده است؛ دورهای که محرکهای آن نه چرخههای کوتاهمدت اقتصادی، بلکه روندهای بنیادینی همچون گذار انرژی، دیجیتالی شدن اقتصاد و توسعه هوش مصنوعی هستند. در این میان، مس به دلیل نقش محوری خود در تمامی این تحولات، به یکی از مهمترین داراییهای معدنی جهان تبدیل شده است.
برای کشورهایی که از ذخایر معدنی غنی برخوردارند، این تحول یک فرصت تاریخی به شمار میرود. برندگان آینده صنعت معدن، کشورها و شرکتهایی خواهند بود که از امروز برای توسعه اکتشافات، افزایش سرمایهگذاری و تکمیل زنجیره ارزش فلزات استراتژیک برنامهریزی کنند؛ زیرا در اقتصاد آینده جهان، ارزش ذخایر زیرزمینی بیش از هر زمان دیگری به توان تبدیل آنها به مزیت رقابتی وابسته خواهد بود.
جهش تقاضا؛ از خودروهای برقی تا مراکز داده هوش مصنوعی
بر اساس آخرین گزارشهای مؤسسه S&P Global، تقاضای جهانی مس از حدود ۲۸.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید؛ رشدی نزدیک به ۵۰ درصد که عمدتاً ناشی از توسعه زیرساختهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و هوش مصنوعی است. در همین دوره، رشد عرضه بسیار کندتر خواهد بود و بازار با کمبود ساختاری مواجه میشود.
همزمان، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی میکند تقاضای مس مرتبط با فناوریهای انرژی پاک از حدود ۷.۷ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ افزایش یابد. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از رشد آینده بازار مس مستقیماً از محل پروژههای گذار انرژی تأمین خواهد شد.
بحران عرضه؛ چالش بزرگ صنعت معدن
در حالی که چشمانداز تقاضا بسیار روشن به نظر میرسد، سمت عرضه با محدودیتهای جدی روبهرو است. کاهش عیار ذخایر معدنی، پیچیدهتر شدن عملیات استخراج، افزایش الزامات زیستمحیطی، کمبود سرمایهگذاری در اکتشاف و طولانی بودن فرآیند توسعه معادن جدید از جمله مهمترین موانع رشد تولید محسوب میشوند.
مطالعات S&P Global نشان میدهد حتی با فرض اجرای پروژههای معدنی موجود، بازار جهانی مس تا سال ۲۰۴۰ با شکاف عرضهای در حدود ۱۰ میلیون تن در سال مواجه خواهد شد. این میزان کسری، بزرگترین چالش زنجیره تأمین فلزات استراتژیک در دهههای آینده خواهد بود.
از سوی دیگر، میانگین زمان لازم برای تبدیل یک کشف معدنی به معدن فعال در جهان به حدود ۱۷ سال رسیده است؛ موضوعی که انعطافپذیری عرضه را به شدت کاهش میدهد.
قیمتها در مسیر صعود ساختاری
بانک جهانی در تازهترین گزارشهای خود اعلام کرده است که شاخص جهانی فلزات و مواد معدنی به دلیل محدودیتهای عرضه و رشد تقاضا روندی صعودی پیدا کرده و انتظار میرود قیمت بسیاری از فلزات پایه تا سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ در سطوح بالاتری تثبیت شود. در این میان، مس یکی از اصلیترین محرکهای رشد قیمت در بازار فلزات محسوب میشود.
افزایش قیمت مس صرفاً نتیجه نوسانات کوتاهمدت نیست، بلکه بازتاب یک عدم تعادل ساختاری میان عرضه و تقاضاست؛ عدم تعادلی که احتمالاً طی یک دهه آینده نیز ادامه خواهد یافت.
پیامدهای مستقیم برای اکتشافات معدنی
نخستین بخش از زنجیره معدن که از رشد قیمت فلزات منتفع میشود، حوزه اکتشاف است. افزایش قیمتها موجب اقتصادی شدن ذخایری میشود که پیشتر فاقد توجیه اقتصادی بودند. در چنین شرایطی شرکتهای معدنی سرمایه بیشتری را به فعالیتهای اکتشافی اختصاص میدهند و فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی، دادهکاوی زمینشناسی، سنجش از دور و مدلسازی سهبعدی به ابزارهای اصلی اکتشاف تبدیل میشوند.
کارشناسان معتقدند کمبود آینده مس نه در مرحله تولید، بلکه در مرحله کشف ذخایر جدید آغاز شده است؛ زیرا حجم اکتشافات بزرگ در سالهای اخیر متناسب با رشد تقاضا نبوده است.
فرصت راهبردی برای ایران
ایران به واسطه قرارگیری بر روی کمربند متالوژنی آلپ-هیمالیا از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه مس، طلا، سرب، روی و سایر فلزات استراتژیک برخوردار است. در شرایطی که جهان به دنبال منابع جدید تأمین مواد معدنی است، کشور میتواند از این مزیت طبیعی برای جذب سرمایه، توسعه صنایع پاییندستی و افزایش درآمدهای ارزی بهرهبرداری کند.
با این حال، تحقق این هدف نیازمند چند پیششرط اساسی است:
• توسعه اکتشافات عمقی و سیستماتیک
• تسهیل حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی
• کاهش زمان صدور مجوزهای معدنی
• بهرهگیری از فناوریهای نوین اکتشاف و فرآوری
• تکمیل زنجیره ارزش از معدن تا صنایع پاییندستی
• ارتقای استانداردهای محیط زیستی و حکمرانی معدنی.
بانک جهانی برآورد میکند که برای پاسخگویی به تقاضای آینده فلزات استراتژیک، بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید معدنی تا سال ۲۰۴۰ و حدود ۱.۷ تریلیون دلار سرمایهگذاری در کل زنجیره معدن و فرآوری تا سال ۲۰۵۰ مورد نیاز خواهد بود.
منبع:فارس