سراب مذاکره و داستان تکراری امضای آمریکاییها!
به گزارش خط بازار؛ هر بار سخن از مذاکره و توافق ایران و آمریکا به میان آمده، پرسش اصلی این نبوده که متن توافق چه میگوید، بلکه این بوده که آیا طرف آمریکایی اساساً خود را به همان متنی که امضا کرده، متعهد میداند یا نه؟
الگوی تکرارشونده واشنگتن
مذاکرات ایران و آمریکا در مقاطع مختلف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون حاوی تجربیات مهم وعبرتآموز است. هر بار سخن از مذاکره و توافق ایران و آمریکا به میان آمده، پرسش اصلی این نبوده که متن توافق چه میگوید، بلکه این بوده که آیا طرف آمریکایی اساساً خود را به همان متنی که امضا کرده، متعهد میداند یا نه؟
تجربه چند دهه گذشته، پاسخ نسبتاً روشنی به این پرسش داده است. دولتها در واشنگتن تغییر کردهاند، رؤسای جمهور آمدهاند و رفتهاند، ادبیات سیاست خارجی آمریکا گاه نرمتر و گاه تندتر شده است، اما یک ویژگی تقریباً ثابت مانده؛ بیاعتنایی به تعهداتی که خود پذیرفتهاند. به همین دلیل مسئله صرفاً به یک رئیسجمهور یا یک مقطع زمانی محدود نیست، بلکه به شیوهای از مواجهه با مذاکره بازمیگردد که عهدشکنی را نه یک استثنا بلکه ابزاری برای پیشبرد اهداف خود میداند: «جبههی قدرت مادیای که امروز بر دنیا مسلط است، راحت عهد میشکند. بدون هیچ دغدغهای عهدشکنی میکنند، زیر قولشان میزنند، زیر حرفشان میزنند، نه از خدا خجالت میکشند، نه از خلق خجالت میکشند، نه از طرف مذاکره خجالت میکشند؛ راحت دروغ میگویند!» ۱۳۹۰/۱۱/۱۴
نقض توافق اسلام آباد توسط دولت آمریکا در کمتر از یک ماه
تحولات پس از جنگ تحمیلی سوم نیز بار دیگر همین الگو را آشکار کرد. در تفاهمنامه اسلامآباد، آمریکا پذیرفت مفاد ۱۴ بندی توافق را حداقل به مدت ۶۰ روز رعایت کند تا زمینه پایان درگیریها و تثبیت شرایط فراهم شود. اما آنچه در عمل رخ داد، نه اجرای تعهدات بلکه آغاز زنجیرهای از نقض همان توافق بود؛ آن هم در فاصلهای کوتاه از زمان امضا.
بند نخست توافق با تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان نقض شد. بند دوم با تجاوز مستقیم آمریکا به خاک ایران بیاعتبار شد. اقدامات آمریکا در تنگه هرمز، بند پنجم را از میان برد و لغو معافیتهای تحریم نفتی نیز به معنای نقض بندهای هفتم و دهم بود.
اینکه چنین مجموعهای از تعهدات در کمتر از سی روز زیر پا گذاشته شود، صرفاً نشانه اختلاف در تفسیر یک توافق نیست؛ بلکه آشکارا ثابت میکند واشنگتن توافق را نه یک تعهد الزامآور بلکه یک پوشش موقت برای فریب، فشار و نقض بهموقع میبیند: «آمریکا دروغگو، فریبگر، بدعهد و خنجر از پشت بزن است، در همان حالی که دارد با یک دست دست میدهد، به قول خودشان یک مشت سنگ در دست دیگرش است که بزند به سر طرف مقابل. طرف، اینجور آدمی است.» ۱۳۹۵/۰۸/۱۲
از برجام تا اسلامآباد؛ یک متهم، یک حکم
البته این نخستین بار نیست که چنین رفتاری مشاهده میشود. برجام نمونهای روشن از همین الگوی رفتاری بود. ایران تعهدات خود را بهطور کامل اجرا کرد اما آمریکا نهتنها به وعدههای خود عمل نکرد، بلکه بهطور یکجانبه از توافق خارج شد. اهمیت برجام تنها در سرنوشت آن توافق نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که نشان داد در ذهن سیاستمداران آمریکایی، مذاکره الزاماً یک تعهد متقابل نیست بلکه میتواند ابزاری برای گرفتن امتیاز، بدون پرداخت هزینه نقض تعهدات باشد: «ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما، برجام است. ما همهی کارهایی که باید انجام میدادیم را انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت، قولهایی که داده بود هیچ کدام را انجام نداد. اصلاً بکلی خارج شد از برجام و رد کرد. تجربهها را فراموش نکنیم.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
از همین رو یکی از توصیههای همیشگی امام شهید، اعتماد نکردن به دشمن بود؛ توصیهای که برآمده از تجربههای روشن و تکرارشونده است. تجربههایی که بارها ثابت کرده آمریکا نهتنها به تعهدات خود در قبال ایران پایبند نمیماند بلکه هرگاه منافعش اقتضا کند، بیهیچ تردیدی توافقها را زیر پا میگذارد، وعدههایش را انکار میکند و از پشت به طرف مقابل خنجر میزند: «به دشمن اعتماد نکنید؛ این توصیهی قطعی من است. به دشمن اعتماد نکنید. برای مسیر رفع مشکلات مردم، برای درست شدن آیندهی کشور به وعدهی این و آن اعتماد نکنید؛ این توصیهی به مسئولین است. این وعدهها وعدهی خوبان نیست؛ وعدهی بَدان و اشرار است امّا آن هم از هر صد تایش یکی وفا نکند! » ۱۳۹۹/۰۹/۲۶
عهدشکنی بیهزینه نیست
حمله شب گذشته آمریکا به استانهای جنوبی ایران و اعلام ترامپ مبنی بر پایان یافتن تفاهمنامه اسلامآباد، آخرین حلقه همین زنجیره است. اقدامی که نشان داد حتی توافقی که هنوز عمر چندانی از آن نگذشته، نتوانسته مانع بازگشت واشنگتن به سیاست فشار، تهدید و اقدام نظامی شود. در مقابل، ایران از آغاز این مسیر اعلام کرده بود که مذاکره زمانی معنا دارد که به ابزار تحمیل خواستههای یکجانبه تبدیل نشود و در برابر زیادهخواهی، عقبنشینی نخواهد کرد: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت.» ۱۴۰۵/۰۳/۲۸
مهمترین درس تفاهمنامه اسلامآباد، نقض این تفاهم است؛ سندی دیگر برای این حقیقت که مسئله متن توافق نیست، مسئله آمریکاست. واشنگتن امضا میکند تا وقت بخرد، لبخند میزند تا فشار بیاورد و هر وقت منافعش اقتضا کند، زیر همان امضا میزند. برای آمریکا مذاکره پایان جنگ نیست؛ فقط پوششی موقت برای تحریم، تهدید و عهدشکنی است.
حمله به خاک ایران و لگدمال کردن تفاهمنامه اسلامآباد، فقط نقض چند بند نیست؛ رو شدن دوباره همان چهره همیشگی آمریکاست: دروغگو، فریبکار و جنایتکار. آمریکا باید بداند: نقض عهد، بیپاسخ نمیماند. ایران با زبان زور به او خواهد فهماند که نقض عهد چه هزینههایی دارد؛ دیر یا زود، تاوانش را خواهد داد.
منبع: فارس