دو نگرانی سناتور آمریکا از جنگ؛ تنگه هرمز و تضعیف اصلاحطلبان
به گزارش خط بازار؛ سناتور جف مارکلی، یکی از خطرهای جنگ برای آمریکا را، علاوهبر بسته شدن تنگه هرمز و حمله ایران به منطقه، احتمال تضعیف اصلاحطلبان در ایران میداند. پیش از شروع جنگ نیز، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، اصلاحطلبان تندرو را گزینهای بهتر از پهلوی برای دوران گذار معرفی کرده بود.
اخیراً جلسه کنگره با موضوع بررسی درخواست بودجه تکمیلی وزارت جنگ توسط ترامپ، برگزار شد. در این جلسه، پیت هگزت، وزیر جنگ و دن کین، رئیس ستاد مشترک آمریکا نیز حضور داشتند.
در طول این نشست، سناتور جف مارکلی خطاب به دن کین، خطرات و تبعات جنگ آمریکا علیه ایران را اینگونه نام برد: «ایران میتواند علیرغم ادعای نابودی نیروی دریایی، تنگه هرمز را ببندد، با ترور رهبران سیاسی و نظامی، مواضع تندروها تقویت و مواضع اصلاحطلبان تضعیف شود و ایران توانایی حمله به سراسر خاورمیانه را دارد.»
بر اساس این اظهارات، یکی از نگرانیهای مقامات آمریکایی، تضعیف اصلاحطلبان ایران در پی جنگ است. اما جنگ چگونه ممکن است این جریان را تضعیف کند؟یکی از ایدههای محوری جریان اصلاحات، تنشزدایی با آمریکاست. در مرکز این جریان، چنین گمانی وجود دارد با مذاکره و حل موضوعات، میتوان دشمنیها و اختلافات با آمریکا را، برای همیشه حلوفصل کرد.
اما جنگ ایالاتمتحده علیه ایران، هر بار در حین مذاکره، آنهم در یک دولت اصلاحطلب رخداده است. نکته مهم دیگر آنکه، هم قبل از جنگ 12 روزه و هم قبل از جنگ فعلی، ایران امتیازدهی در حوزه هستهای را پذیرفته بود. اما در هر دور از مذاکرات، آمریکا امتیازات بیشتری را طلب میکرد. تحلیلگران معتقدند که ایالاتمتحده، جدای از امتیازدهیهای ایران و مذاکره، اساسا جنگ را انتخاب کرده و با تعریف تهران بهعنوان دشمن، در پی افزایش تنش است.
بنابراین، جنگ با نشان دادن ناکارآمدی ایده محوری اصلاحطلبان، آن را تضعیف میکند. اما نکته قابلتأمل این است که مقامات آمریکایی، چرا باید نگران تضعیف اصلاحطلبان باشند؟
پیش از شروع جنگ، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل(INSS)، در گزارشی با عنوان «آیا اصلاحطلبان، پاسخ کسانی هستند که بهدنبال جایگزینی برای حکومت میگردند؟» به بررسی نقش چهرههای اصلاحطلب در سناریوهای مختلف پرداخته بود.
این موسسه امنیتی گفته بود: «چهرههای ارشد این جریان که پیشتر به گفتمانی محتاطانه و خویشتندار پایبند بودند و وفاداری خود را به اصول بنیادین جمهوری اسلامی اعلام میکردند، در روزهای اخیر مواضعی اتخاذ کردهاند که مبانی سیاسی رژیم فعلی را به چالش میکشد.»
این اندیشکده اسرائیلی میگفت: «اصلاحطلبان تلاشهای خود را برای معرفی خویش بهعنوان یک جایگزین بالقوه حاکمیت از سر گرفتهاند. این بازیگران میتوانند ستون فقرات ایدئولوژیک مرحله پس از فرسایش رژیم را فراهم آورند و شاید بهطور موقت، نقش پلی میان مرحله اعتراض و استقرار یک نظم سیاسی جدید را ایفا کنند.»
نویسنده این گزارش معتقد است: «در طول یک سال گذشته، نشانههایی از فعالشدن مجدد اصلاحطلبان آشکار شده است. پس از جنگ ۱۲ روزه، جبهه اصلاحات بیانیهای صادر کرد که در آن، مطالبات گستردهای برای تغییر در سیاست داخلی و خارجی ایران مطرح شد؛ ازجمله ازسرگیری مذاکرات با ایالاتمتحده، تعلیق غنیسازی اورانیوم، آزادی تمامی زندانیان سیاسی، لغو قانون پوشش اسلامی و حذف سپاه پاسداران از مداخله در سیاست.»
بهطور کلی، INSS معتقد است که اصلاحطلبان جایگزین بهتری از رضا پهلوی و سلطنتطلبان هستند و دراینباره میگوید: «مشخص نیست رضا پهلوی، فرزند شاه مخلوع ایران، از اجماع لازم برخوردار باشد؛ او همواره در شکلدهی به یک اپوزیسیون سازمانیافته ناکام بوده است. در مقابل، اصلاحطلبان میتوانند بهعنوان ستون فقرات ایدئولوژیک مرحله پس از فرسایش رژیم عمل کرده و دستکم بهطور موقت، پلی میان مرحله اعتراض و شکلگیری یک نظم سیاسی جدید ایجاد کنند.»
در میان جمهوریخواهان و دموکراتها، یک اشتراک مهم وجود دارد که آن، تضعیف ایران است. جمهوریخواهان جنگ را گزینهای کارآمد دانستند و دموکراتها، چیزی شبیه به برجام را. آنها معتقدند که برای اقدامی مانند برجام، به قدرت جریان اصلاحات لازم است.
منبع: فارس