×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

۵ اشتباهی که ترامپ را در جنگ غافلگیر کرد!

به گزارش خط بازار؛ هال برندز، تحلیلگر برجسته مسائل راهبردی و ستون‌نویس برجسته خبرگزاری بلومبرگ در یادداشتی تشریح کرد که چگونه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با مرتکب شدن پنج اشتباه بزرگ که ناشی از تحقیر هنر تعیین راهبرد بود، در جنگ علیه ایران شکست خورد. در حالی که تهران با شناخت بهتر از آمریکا و چند قضاوت کلیدی مهم توانست با موفقیت نبردی تمام عیار را پشت سر بگذارد.

هیچ جایگزینی برای داشتن راهبردی مشخص در جنگ‌های تمام‌عیار وجود ندارد و غفلت از اصول اولیه این هنر حتی یک ابرقدرت را به سرخوردگی و شکست محکوم می‌کند. جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران نشان داد که چگونه ایران به لطف راهبردی زیرکانه و کارآمد پس از تحمل «ضربات ویرانگر» دوام آورد و موفق شد. این در حالی است که آمریکا تا اینجا شکست خورده است، چراکه اشتباهات راهبردی پرهزینه قدرت رزمی آن را تضعیف کرده است.

«هال برندز» تحلیلگر برجسته مسائل راهبردی و پژوهشگر راست‌گرای بنیاد آمریکایی «انترپرایز» در یادداشتی در بلومبرگ نوشت: داشتن پول بیشتر و گردان‌های بزرگ‌تر مفید است اما زمانی بیشترین ارزش را دارد که مزیت‌های تازه‌ای ایجاد کند یا منجر به نتیجه‌ای متفاوت از آنچه محاسبات سرد نظامی نشان می‌دهد، بشود. راهبرد، هنر به کار انداختن قدرت است. متاسفانه جنگ ایران نشان داده که نبود توازن در کفایت راهبردی می‌تواند جبران‌کننده نبود توازن عمیق در قدرت شود.

برندز تشریح می‌کند که راهبرد، فرایندی است که دولت‌ها از طریق آن از توانایی‌های خود، از جمله نظامی و غیرنظامی را برای دستیابی به عالی‌ترین اهداف‌شان استفاده می‌کنند. این فرایند شامل به‌کارگیری امکاناتی است که در اختیار داریم تا در جهانی آکنده از دشمنان و دیگر منابع ناامیدی، به آن‌چه می‌خواهیم، برسیم.

اگر این راهبرد به درستی اجرا شود، تاثیر قدرت یک کشور را به حداکثر می‌رساند و اگر به‌درستی انجام نشود، می‌تواند فاجعه بیافریند. او با ذکر مثالی نوشت: آمریکا در ویتنام کشتار بی‌شماری بر ویت‌کنگ (سازمان سیاسی و چریکی کمونیست ویتنام) و حامیان آن در شمال ویتنام تحمیل کرد. با این حال، باز هم شکست خورد، چراکه تمایل ویتنامی‌ها را برای طاقت‌آوردن و دوام آوردن بیشتر نسبت به آمریکا، دست کم گرفته بود.

فارغ از مقایسه‌های اغراق‌آمیز، جنگ ایران شبیه جنگ ویتنام نیست. اما کاستی‌ها در کفایت راهبردی، قدرت آمریکا را کند کرد و نتایجی به بار آورد که آمریکا دلایل کافی برای پشیمانی از بابت آن‌ها دارد.

در ادامه این مطلب آمده است: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با اهداف بلندپروازانه‌ای که شامل نابودی توان نظامی و هسته‌ای ایران و حتی تغییر نظام در ایران بود، وارد جنگ علیه ایران شد. حملات اولیه با همکاری اسرائیل خسارت زیادی به ایران وارد کرد اما به‌رغم برتری نظامی و ترور رهبر ایران، نظام این کشور دچار فروپاشی نشد، بلکه قدرت خود و حدود ۷۰ درصد از موشک‌های خود را حفظ کرد. ایران با بستن تنگه هرمز و اهرم فشار اقتصادی، دولت ترامپ را مجبور به توافقی کرد که به جنگ پایان داد، وضعیت تنگه را مبهم باقی گذاشت و به طور کلی دستاوردی برای آمریکا نداشت. این جنگ به جای تقویت قدرت جهانی آمریکا با ایجاد شکاف در اتحاد فراآتلانتیکی با کشورهای ناتو و تردد کشورهای خلیج فارس نسبت به تعهد و شایستگی آمریکا در شراکت با این کشورها و القای این که آمریکا بدون برنامه وارد جنگی پرهزینه شده است، تضعیف شد. این جنگ ممکن است ادامه پیدا کند و بیشتر به ایران آسیب برساند اما تا کنون، بیشتر یک شکست برای واشنگتن به نظر می‌رسد تا یک موفقیت.
پنج اشتباه آمریکا در جنگ با حریفی قدرتمند مانند ایران

نگارنده در ادامه این مطلب با اشاره به این که ترامپ در جنگ با ایران دچار پنج اشتباه مهلک، مطرح کرد:

اول، توهم جنگ کوتاه بود؛ او تصور کرد حملات هوایی برق‌آسا منجر به فروپاشی نظام ایران خواهد شد اما ایران مقاومت و انعطاف بالایی نشان داد و جنگ طولانی شد.

دوم ناتوانی در همدلی با دشمن بود؛ ترامپ انتظار داشت که ایران پس از حملات اولیه فقط پاسخ نمادین بدهد اما اقدام علیه رهبری ایران و ترور او بازماندگان را مصمم به جنگیدن تا پایان کار کرد.

سومین اشتباه، غفلت از بدترین سناریوها بود؛ به عبارتی کاخ سفید از موفقیت ایران در بستن تنگه هرمز غافلگیر شد، در حالی که این تهدید به مدت چند دهه احساس می‌شد.

چهارم شکاف میان اهداف و ابزارها بود؛ ترامپ خواهان اهدافی مانند تسلیم ژئوپلتیکی یا فروپاشی نظام ایران بود اما از به کار بستن نیروی زمینی، حمایت از کردها یا عملیات دریایی پرهیز کرد.

اشتباه پنجم ترامپ و دولت او ایجاد نکردن اجماع نظر به واسطه مشورت با کنگره و متحدان آمریکا بود؛ تصمیمات در حلقه‌ای بسته گرفته شد و وقتی جنگ شدت یافت، ترامپ در داخل و خارج آسیب‌پذیر شد.

این تحلیلگر برجسته با اشاره به این که «ریشه همه این مشکلات در یک شکست بنیادین، یعنی تحقیر هنر تعیین راهبرد توسط ترامپ بود»، تشریح کرد: ترامپ ذاتا یک بازیگر ضد راهبردی است که از برنامه دقیق، سنجش بده‌بستان‌ها و طراحی مانورهای پیچیده گریزان است و فقط از غرایز خود پیروی می‌کند. از نظر او، قدرت نظامی برتر آمریکا برای عقب‌نشینی مخالفان کافی است. این در برابر رقبای ضعیفی مانند ونزوئلا جواب می‌دهد اما در برابر حریف مصممی مانند ایران که می‌تواند مقابله کند و حتی راهبردی هوشمندانه طراحی کند، مخاطره‌آمیزتر است.
قضاوت های کلی تهران که آن را به موفقیت راهبردی رساند

این یادداشت با اشاره به این که درک تهران از مزیت‌ها و ضعف‌های حریف بهتر از درک حریف از آن بود، مطرح کرد: ایران با چند قضاوت کلیدی بسیار بهتر از آنچه انتظار می‌رفت، از این نبرد بیرون آمد. اول این که با غیرمتمرکزکردن فرماندهی و تعیین چندلایه جانشینان، خود را برای جنگ طولانی آمده کرد و با شلیک کنترل‌ شده موشک‌ها طی شش هفته، در تحمیل ضربه اقتصادی‌تر از آمریکا عمل کرد. دوم این که از تاکتیک‌های نامتقارن بهره برد و با هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس هزینه‌های نامتناسبی بر دشمن تحمیل کرد، اما بزرگ‌ترین مزیت نامتقارن ایران جغرافیای آن بود؛ استفاده از تنگه هرمز برای ایجاد بحران در دریانوردی که اقتصاد جهان قادر به تحمل آن نبود و ترامپ هم نمی‌توانست به بهای قابل قبولی آن را مهار کند. سوم، ایران با تحمل و مهار هزینه‌های سنگین‌تر اقتصادی در جنگ فرسایشی اقتصادی از آمریکا پیشی گرفت و به درستی تشخیص داد که ترامپ تحمل جنگ طولانی با تبعات اقتصادی فزاینده را ندارد.

به عقیده هال برندز، «تهران به این دلیل موفق شد که اصول اساسی راهبرد را بهتر از حریفش اجرا کرد.»

منبع: ایسنا

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت