کانال «سوئز» ایرانی از آب درآمد!
به گزارش خط بازار؛ کانال سوئز که شهید تنگسیری عادت داشت آن را به نام پارسیاش صدا بزند، ماجراهای جالبی دارد. کانالی که یک فرعون ناکام ساختش را شروع کرد اما ناتمام ماند. داریوش هخامنشی با معماری ایرانی بهره برداریاش کرد. نام خودش و شاخه آب پارسی روی آن گذاشت بعدها فرانسویها آن را نونوار و به نام خودشان کردند.
آن هم با تأمین نیروی کار اجباری مصری و حق کامل برداشت عواید ۹۹ساله! واژه «عصر حجر» شاید این روزها بهواسطه اخبار زرد آمریکایی بارها سرزبان افتاد باید اما از عصر باستان و هزاره قبل از میلاد هم گفت.
همان زمان که نام ایران وقتی روی سنگنوشته های تاریخیِ حوالی کانال «سوئز» درخشید که حتی تا هزاران سال بعد، خبری از «کریستف کلمپ» نبود. همان ماجرای قلابی کشف سرزمینی که نامش را آمریکا گذاشتند! بومیان اصیل و سرخپوستان مالک آباواجدادی و زاده آن سرزمینها بودند اما روحیه غصب و قلدری آمریکا آنها را تارومار و تبدیل به اقلیتی غریب در زادگاه مادریشان کرد!
برگردیم به همان کانال معروف؛ اسناد تاریخی نام ایرانی و قدیمیتر «سوئز» را ثبت کردهاند. کانالی به همت پادشاه هخامنشی، «داریوش» که نام این مسیر دریایی را آبراهه پارسی داریوش گذاشت. شهیدِ تنگسیری، صرفاً سِمَت و مقامش، فرمانده نیروی دریایی سپاه نبود. کلمه «تنگسیر» برای تأیید اشراف او؛ راه و رسمش در شناخت دریاها و اقیانوسها گویاست. کسی که زاده دشتی میان خشکی و دریاست. آنهایی که او را میشناسند، میگویند که برای بهکارگیری نام ایرانی این کانال دقت داشت و میانه خوبی با نامگذاری فرانسوی آن، «سوئز» نداشت.
دِین زبان فارسی به شهدا
فرمانده تنگسیری شهدا را دوست داشت نه فقط به دلایلی که بیشتر ما مردم دوست داریم بلکه به دلیل متفاوت دیگر هم. او زاویه دید عمیق و متفاوتی داشت، میگفت: همین که میتوانیم امروز فارسی صحبت کنیم را مدیون شهداییم… وصف و قدردانی جالب و جدیدی از شهداست آنهایی که شهید تنگسیری را میشناسند، دربارهاش در مصاحبههایی مختلف گفتهاند که سردار محبوبشان اهل تمجید بی شناخت نبود. مطالعه میکرد.
دانستن دقیق پیشینه و رگه و ریشه تاریخی هر چیز برایش مهم بود. پس وقتی نام شهید را در پاسبانی از زبان فارسی تمجید میکرد، خوب میدانست که اگر سرنوشت دفاع مقدس هشتساله جور دیگری پیش میرفت ما مثل هندوستانیهایی میشدیم که در دوره استعمار توسط بریتانیا باید به زبان انگلیسی مینوشتند و میخواندند.
سردار با همین ریزبینی میگفت که ما ایرانیها از قدیم و در زمان داریوش، کشتیسازی داشتیم. این افتخار را داریم که سنگنوشتههای ایرانی در این کانال وجود دارد و این موضوع را تأیید میکنند. او خادمان و خائنان تاریخ ایران را خوب میشناخت. فراز و نشیبهای آن را هم. برای همین به انتخاب کلمات دقت داشت.
کلمات؛ نشانه های تاریخ
دکتر ابراهیمی تاریخپژوه در برنامهای در شبکه افق گفت که سردار تنگسیری عادت و اصرار داشت کانال معروف سوئز را فقط به نام پارسیاش صدا بزند. تعمدی شاید برای دو هدف. اول برای اینکه نقشه و نشانی غلط دشمن را نقشبرآب کند.
کدام نقشه؟ مثلاً همان ادعای پوچ که میگفت: انقلاب اسلامی ایران منکر تمدنهای پیشین خود است آن را سانسور میکند، با تختجمشید، هخامنشیان و … مشکل دارد! سردار تنگسیری با همین ظرافت و هوشمندی؛ از نو زنده کردن یک نام قدیمی، مشخص کرد مدافعان واقعی تمدن ایران چه کسانی هستند و دشمن چرا غوغای رسانهای به راه میاندازد؟
اما هدف دوم سردار؛ اینکه نسل جوان را به این نکته متمایل، دقیق و حساس کند که برای دفاع از این آبوخاک باید تاریخ را آویزه همیشگی وجودمان کنیم. از آن غافل نشویم. شکوهش را گم نکنیم. اشتباهات گذشته را خوب به یاد بسپاریم تا مانع تکرارشان شویم.
آمریکای ۲۵۰ ساله…
تنگسیری شهید، امروز را به دیروز گره میزد که افق فردا روشن شود. غرور و سربلندی ایرانی را تقویت کند؛ جوان ایرانی با آن تمدن بلندبالا در مقابل یک کشور با تاریخی حتی کمتر از ۲۵۰ سال دست و دلش نلرزد. دستوپایش را گم نکند. خودش را باور کند.
او دل نیروهایش و مخاطبان جوانش را قرص میکرد. میگفت تا یک ایرانی باغیرت زنده است، نمیگذارد یک وجب از این خاک تصرف شود چه برسد به جزیره خارک. بااینحال اما فرمانده میگفت: تمام قدرت دست خداست… حال و هوای فرماندهیاش از یک جوان، نیرویی خودباور میساخت که تمام افتخارش خداباوری باشد. کسی که خدا در قلبش خانه داشته باشد، کِی میشکند؟!
فرعون ناتوان و ایران سربلند
به بهانه عادت و علاقه فرمانده شهید نیروی دریایی سپاه در جنگ تحمیلی سوم، بد نیست کمی مثل فرمانده تاریخ را ورق بزنیم. برویم به زمان هخامنشیان. همان روزها که داریوش هخامنشی تمدن ایرانی را نجات داد. ب
عد از مرگ پادشاه کوروش و کمبوجیه، فردی که بعدها به «بردیای دروغین» معروف شد، خودش را پسر کوروش جا زد و به تخت نشست. زیرکی یکی از بانوان دربار برای تشکیل گروههای متحد علیه شاه ظالم و کذاب، تاریخ را جور دیگری رقم زد. طولی نکشید داریوش به مبارزه برخاست. زمانی که به شاهی رسید والیان پادشاه پیشین شروع به سرپیچی و آزاردادن بیشتر مردم کردند.
داریوش اما به آنها هم غلبه کرد. در تاریخ دوره او را اوج هخامنشیان نوشتهاند. یکی از جاهایی که نام او در صفحه روزگار بجا مانده مربوط به ساخت کانالی است که او ساخت اما تفکر استعماری کاری کرد که حتی ما ایرانیها امروز آن را به نام سوئز میشناسیم.۷۵ درصد مساحت کره زمین را آب (اقیانوس، دریاچه، دریا و…) تشکیل داده است.
در دوره داریوش هخامنشی بادقت به همین نکته، دور و درازی و سختیهای تجارت زمینی از پارس تا مصر، هخامنشیان به این فکر افتادند که آبراههای برای بازرگانی دریایی ایجاد کنند.
توانایی احداث قنات
در برخی منابع نوشتهاند ظاهراً یکی از ناخدایان و فرماندهان ناوگان دریایی شاه به او خبر داده بود که جایی در مصر امکان ایجاد آبراهه وجود دارد. همان جایی که فرعون «نخوی دوم» مصری ساختش را آغاز اما ناتمام رها کرد.
بعدها یک گروه مجهز ایرانی در حضور میدانی آنجا را پیدا کردند. پروژه ناتمام بعد از حدود صدسال خاک خوردن، دوباره آغاز شد و با پشتکار دهساله ایرانیان به بهرهبرداری رسید. نخو ناکام ماند چون به رام کردن زمین سنگلاخ و مهارکردن نرمی مخرب ماسهها آشنا نبود. ایرانیان تمدن ساخت مسیر آب و قنات را داشتند.
وقتی تجارت عمومی شد
«هرودوت» نخستین تاریخنگار یونانی درباره عظمت کانال ایرانی نوشته است: در این کانال، دو کشتی با سه ردیف پاروزن میتوانستند پهلو به پهلوی هم حرکت کنند. همچنین برخی مدارک پراکنده باستانی باقیمانده از روند ساخت کانال ایرانی داریوش، حاکی از این است که گروه تحقیقات از بافت ساحل، تخمین میزان مصالح و حفر چاه برای تأمین آب آشامیدنی نوشتهاند. کانالی که قرنها کارآمد ماند.
بعدها در سال ۱۸۶۹ میلادی «فردیناند دولوسپس» فرانسوی کانال فعلی را ایجاد کرد. کانال فعلی از «پورت سعید» شروع و به خلیج «سوئز» منتهی میشود. کانال داریوش اما از بالاتر شروع میشد و در نزدیکی سوئز به دریای سرخ میرسید.درباره تفاوت انسانمحور پروژه کانال ایرانی و کانال فعلی هم بد نیست بدانیم. هدف ساخت و توسعه آبراه فعلی، پیوند مدیترانه و دریای سرخ به آبهای آزاد است. \
کانال داریوش اما ساخته شد تا شکوه ایرانی را ماندگار کند. کانال ایرانی برای اهداف تجاری بزرگ و دریاسالاری در آبهای آزاد ساخته شد اما با این تمرکز که پیوند دریایی شهرها و روستاهای حاشیه نیل را با سرزمین پارس ایجاد شود. هزینه تجارت را کمتر و سود را بیشتر کند. از طرفی تجارت، عمومی و مردمیتر شود. این ظرافت دید، امنیت، توسعه و بقای آبراه را هم بیشتر تضمین میکرد.
ما طبع دریا را می شناسیم
گفته میشود به دستور داریوش، سنگنوشته های بزرگی به چند زبان حکاکی و در میدان دید کشتیرانی نصب شده بود. از آن تعداد گویا سه سنگنوشته باقیمانده است. همچنین تصاویری که حکاکی شدهاند. این کتیبهها حاکی از آن هستند که ایرانیان این آبراهه را برای ایجاد ارتباط بین مصر و ایران حفر کردهاند. داریوش فرمان این کار را داده و کانال به نام او ثبت شده است.
تا قرنها بعد هم دیگران از این خیر ماندگار بهرهمند شدهاند. پیشینه و قدرت ایرانیان در دریاسالاری و ساخت تجهیزات دریانوردی عهد باستان، واقعیت و طبع دریا و خشکی ایران و منطقه را بهتر از هر نو سرباز و ناو بزککرده دشمن میشناسد. بیخود نیست سردار به انتخاب کلمات اصیل و تاریخی حساس بود.
منبع: فارس