چالش واقعی بیمه مرکزی، پساتحریم است نه تحریم
به گزارش خط بازار؛ تأسیس «بیمه خلیج فارس» پاسخی منطقی به یکی از آشکارترین ریسکهای ژئوپلیتیکی ما است چراکه تنگه هرمز یکی از حساسترین گلوگاههای تجارت جهانی است و ایجاد ظرفیتی تخصصی برای پوشش ریسکهای مرتبط با آن، تصمیمی قابل دفاع به شمار میرود.
اما در ادبیات جدید حکمرانی مقوله ای به نام «اسارت در اکنون» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن ناظران و تنظیمگران به جای ساختن آینده، صرفاً به اداره امروز مشغول میشوند.
بررسی تجربه اقتصادهای مختلف نیز نشان میدهد که سیاستگذاران معمولاً در مواجهه با بحرانهای جاری، تمام توجه خود را به مدیریت وضعیت موجود معطوف میکنند، هرچند که این واکنشی قابل دفاع است، اما اگر همین نگرش عینک دائمی شود، هزینه آن قابل توجه است، چرا که مهمترین ضعف نظامهای حکمرانی، غفلت و یا ناتوانی در آمادگی برای فرصتها و ریسکهایی است که هنوز ظاهر نشدهاند.
اقتصاد ما طی سالهای گذشته عمدتاً در چارچوب تحریم، محدودیتهای مالی و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی قرار داشته و طبیعی است که در این زنجیره صنعت بیمه نیز بخش عمدهای از منابع خود را صرف سازگاری با همین شرایط کرده باشد.
اما فرض اینکه آینده نیز الزاما ادامه گذشته خواهد بود، همان خطایی است که بسیاری در بزنگاههای تاریخی مرتکب شدهاند.
فرض کنیم طی چند سال آینده، هر سطحی از گشایش اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری خارجی یا توسعه تجارت منطقهای محقق شود،در این فضای جدید مسلما، مهمترین ریسک اقتصاد صرفاً امنیت تنگه هرمز نیست و اقتصاد با مجموعهای از الزامات جدید مواجه میشود؛ از همسویی با استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی و الزامات نظارتی گرفته تا توسعه بیمه سرمایهگذاری، بیمه اعتبارات صادراتی، پوشش پروژههای بزرگ انرژی، زیرساخت، فناوری و مدیریت ریسک زنجیرههای تأمین.
اما آیا ما از امروز برای چنین سناریویی در حال آماده شدن هستیم؟
در مدل های جدید حکمرانی، ناظران بیمه ای فقط نظارت نمی کنند، آنها بخشی از نظام آیندهنگری اقتصاد هستند، در واقع وظیفه آنها صرفاً سنجش توانگری مالی نیست؛ بلکه شناسایی ریسکها و فرصتهایی است که هنوز در هیچ صورت مالی منعکس نشدهاند.
آنها میدانند که فاصله میان یک اقتصاد آماده و یک اقتصاد غافلگیرشده، نه در کیفیت واکنش، بلکه در کیفیت آمادگی نهفته است.
در چنین ابر تصویری از آینده، اهمیت واقعی بیمه خلیج فارس تنها به مأموریت فعلی آن محدود نیست و ارزش راهبردی این اقدام زمانی آشکار خواهد شد که بخشی از یک برنامه بزرگتر برای آمادهسازی صنعت بیمه در برابر اقتصاد پساتحریم باشد؛ اقتصادی که در آن، صنعت بیمه باید بتواند شریک سرمایهگذاری، توسعه زیرساخت و مدیریت ریسک پروژههای بزرگ ملی و بینالمللی باشد، نه صرفاً جبرانکننده خسارت بیمه شخص ثالث در داخل کشور.
بنابراین، تنزل جایگاه بیمه مرکزی به تنها ارائه مجوز سریع برای تاسیس بیمه خلیج فارس در شرایط حساس فعلی تصویری ناقص از رویکردهای جدی آینده است، چرا که موضوع بنیادیتر این است که آیا ناظر صنعت بیمه کشور می تواند تصویری معتبر از ریسک سنجی پنج تا ده سال آینده این صنعت را ترسیم کند و از هماکنون دست کم خود را برای آن آینده تجهیز کند؟
واقعیت این است که کیفیت حکمرانی با نحوه مدیریت امروز سنجیده نمیشود؛ با میزان آمادگی برای فرداست و اگر بیمه خلیج فارس آغاز یک تغییر پارادایم در نگاه تنظیمگر باشد، اهمیت آن بسیار فراتر از یک سازوکار جدید خواهد بود، اما اگر تنها پاسخی به ریسکهای جاری باشد، صنعت بیمه همچنان در مدار واکنش باقی خواهد ماند؛ در حالی که اقتصاد آینده، بیش از هر چیز، به مدیرانی نیاز دارد که پیش از وقوع تحولات، برای آنها ظرفیت ساخته باشند.
منبع: رازپول