پشتپرده فتنه الریان؛ واکاوی ابعاد یک سناریوی امنیتی در بیابانهای یمن
به گزارش خط بازار؛ تحولات الریان در تابستان ۱۴۰۵، بار دیگر ثابت کرد که ائتلاف سعودی همچنان در چرخه محاسبات غلطِ خود گرفتار است.
حولات اخیر در منطقه راهبردی «الریان» در استان الجوف یمن، فراتر از یک مناقشه محلی و قبیلهای است. بازخوانی این رخداد با تکیه بر اطلاعات میدانی، نشاندهنده یک طراحی پیچیده از سوی ائتلاف سعودی برای ایجاد اخلال در امنیت پایدار صنعا و احیای کارتهای بازیِ تاریخمصرفگذشته است.
«حمد بن فدغم»، از چهرههای قبیلهای پرحاشیه در استان الجوف، این روزها به بازیگر اصلی یک سناریوی امنیتی تبدیل شده است که ریشه در راهبردهای مداخلهجویانه ریاض دارد.
مهندسیِ شورش؛ حمد بن فدغم و ماشین جنگی سعودی
«حمد بن فدغم»، از چهرههای قبیلهای پرحاشیه در استان الجوف، این روزها به بازیگر اصلی یک سناریوی امنیتی تبدیل شده است که ریشه در راهبردهای مداخلهجویانه ریاض دارد. پس از آزادی از بازداشت در صنعا، او به جای انتخاب مسیر همگرایی، با کوچ به منطقه بیابانی الریان – که در حاشیه کنترل مستقیم دولت صنعا قرار دارد – پرچم شورش را برافراشت. اقدامات او، از جمله احیای مناسک نمادین «نکف» (فراخوان مسلحانه قبایل)، نه یک اقدام خودجوش، بلکه اجرای مو به موی دستورالعملهای «کمیته ویژه سعودی» است. شواهد متقن نشان میدهد که ریاض با اختصاص بودجههای هنگفت، فدغم را مامور کرده است تا با تطمیع مالی شیوخ محلی، شبکهای از مزدوران را برای ایجاد اخلال در ثبات یمن سازماندهی کند. در واقع، سعودیها با تکیه بر «کرامت قبیلهای» به عنوان یک پوشش توجیهگر، در پیِ ایجاد یک جبهه جدید برای مشروعیتزدایی از حاکمیت صنعا هستند؛ استراتژی که تلاش میکند با احیای ساختارهای منسوخ عشیرهای، شکافهای داخلی را تعمیق بخشد.
شواهد متقن نشان میدهد که ریاض با اختصاص بودجههای هنگفت، فدغم را مامور کرده است تا با تطمیع مالی شیوخ محلی، شبکهای از مزدوران را برای ایجاد اخلال در ثبات یمن سازماندهی کند.
رمزگشایی از یک جعل هویتی؛ پروژه «سمیه الزبیری»
یکی از عجیبترین وجوه این غائله، بهرهبرداری ابزاری از زنی به نام «میرا» یا «سمیه الزبیری» است. ادعای انتساب او به خانواده صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق، با هدف برانگیختن احساسات عاطفی و اخلاقی قبایل طراحی شده بود تا بنبستی برای دستگاه قضایی صنعا ایجاد کند. با این حال، تحلیلهای دقیق امنیتی و آزمایشهای ژنتیکی (DNA) به وضوح نشان داد که این فرد هیچ پیوند خونی با خاندان صدام ندارد و در واقع فرزند یک تبعه یمنی است. جالبتوجه است که حتی خانواده صدام نیز در بیانیههای رسمی، این انتساب ساختگی را قاطعانه رد کردهاند. این شکست مفتضحانه در جعل هویت، تناقضی آشکار را در عملکرد عربستان سعودی به نمایش میگذارد؛ رژیمی که خود در فروپاشی رژیم بعث عراق نقش کلیدی ایفا کرد، اکنون برای پیشبرد اهداف کوتاهمدت خود در یمن، به بازماندگان خیالی همان رژیم پناه آورده است. این پروژه شکستخورده، عمق استیصال اتاق فکر ریاض را برای یافتن «بهانهای موجه» جهت ناامنسازی الجوف نشان میدهد.
منطقه الریان به عنوان یک چهارراه حیاتی در مسیرهای مواصلاتی، نقشی اساسی در تأمین تدارکات صنعا ایفا میکند. تحرکات فدغم با هدف مسدود کردن این شریانهای حیاتی و ایجاد خلل در زنجیره تأمین کالاها از طریق بنادر عمان طراحی شده است.
الریان؛ نقطه تلاقیِ محاسبات راهبردی و امنیت ملی
چرا انصارالله یمن با قاطعیت در برابر فتنه الریان ایستاده است؟ پاسخ این پرسش در اهمیت جغرافیایی و اقتصادی این منطقه نهفته است. منطقه الریان به عنوان یک چهارراه حیاتی در مسیرهای مواصلاتی، نقشی اساسی در تأمین تدارکات صنعا ایفا میکند. تحرکات فدغم با هدف مسدود کردن این شریانهای حیاتی و ایجاد خلل در زنجیره تأمین کالاها از طریق بنادر عمان طراحی شده است. از سوی دیگر، این تلاشها منطقه ششم نظامی یمن را هدف قرار داده است؛ جایی که ساختار نیروهای مسلح آن به طور سنتی پیوندهایی با قبایل منطقه دارد. ریاض در پیِ آن است که با تحریک تنشهای داخلی، ارتش یمن را از جبهههای حساس مرزی منحرف کرده و به یک درگیری فرسایشیِ خانگی بکشاند. با توجه به اینکه بیش از ۸۵ درصد استان الجوف تحت تسلط دولت صنعا است، این منطقه به دلیل همجواری با استانهای مرزی عربستان (نجران و عسیر)، از نظر امنیتی حساسترین «پاشنه آشیل» ریاض محسوب میشود.
در حالی که ریاض به دنبال تبدیل الریان به پایگاهی برای ناامنی است، صنعا این تحرکات را نه به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی، بلکه به مثابه «اعلان جنگ نیابتی» از سوی شخص محمد بن سلمان در لباس قبایل قلمداد میکند. این تحلیل تدافعی، فضا را برای هرگونه مماشات با عوامل نفوذی در منطقه به حداقل رسانده است.
تضادِ منافع؛ عرف قبیلهای در برابر واقعیتِ دولتی
در دنیای سیاست یمن، استفاده از عرفهای قبیلهای به عنوان سلاحی علیه دولت، شمشیری دو لبه است. اقدامات حمد بن فدغم در تضاد مستقیم با منافع کلان قبایل الجوف قرار دارد که اکنون به دنبال ثبات و آرامش پس از سالها جنگ هستند. انصارالله با اتخاذ رویکردی ترکیبی، همزمان با افشاگریهای قضایی درباره ماهیت پرونده الزبیری، با قدرت نظامی در حال تثبیت حضور خود در این مناطق است. پیام صنعا به شیوخ قبایل کاملاً روشن است: «سیاستِ مزدوریِ خارجی، امنیت و آینده قبیله را به خطر میاندازد». در حالی که ریاض به دنبال تبدیل الریان به پایگاهی برای ناامنی است، صنعا این تحرکات را نه به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی، بلکه به مثابه «اعلان جنگ نیابتی» از سوی شخص محمد بن سلمان در لباس قبایل قلمداد میکند. این تحلیل تدافعی، فضا را برای هرگونه مماشات با عوامل نفوذی در منطقه به حداقل رسانده است.
انصارالله با در دست داشتن ابتکار عمل، تهدید کرده است که اگر انسداد جادهها و اقدامات راهزنانه مزدوران ادامه یابد، این فرصتی برای نیروهای مسلح یمن خواهد بود تا ۱۵ درصد باقیمانده از استان الجوف را نیز از لوث وجود عوامل وابسته پاکسازی کنند.
تقابل ارادهها؛ چرا فتنه الریان به انزوای سعودی میانجامد؟
تجربه تحولات یمن نشان داده است که هرگونه تلاش برای ایجاد «غائلههای مصنوعی» از طریق تطمیع شیوخ، به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی، محکوم به شکست است. تداوم تحرکاتِ فدغم، بیش از آنکه برای صنعا تهدیدساز باشد، برای ریاض هزینهزا شده است. انصارالله با در دست داشتن ابتکار عمل، تهدید کرده است که اگر انسداد جادهها و اقدامات راهزنانه مزدوران ادامه یابد، این فرصتی برای نیروهای مسلح یمن خواهد بود تا ۱۵ درصد باقیمانده از استان الجوف را نیز از لوث وجود عوامل وابسته پاکسازی کنند. تحقق این سناریو، نه تنها به معنای تکمیل محاصره مأرب و در تنگنا قرار دادن متحدان سعودی است، بلکه به افزایش وزن ژئوپلیتیک صنعا در مذاکرات احتمالی آینده منجر خواهد شد. در واقع، ریاض با این قمارِ ناشیانه، عملاً زمینه را برای تقویت بیش از پیش حضور حاکمیت صنعا در مناطق بیابانی و مرزی فراهم کرده است.
برای ناظران بینالمللی، مشخص است که اگر ریاض از مسیر فعلی خود در الجوف بازنگردد، الریان نه یک برگ برنده، بلکه به نقطه آغازین عقبنشینی کاملِ نفوذ سعودی از مناطق بیابانی شمال یمن تبدیل خواهد شد.
چشمانداز پایان منازعه در افق ۱۴۰۵ خورشیدی
تحولات الریان در تابستان ۱۴۰۵، بار دیگر ثابت کرد که ائتلاف سعودی همچنان در چرخه محاسبات غلطِ خود گرفتار است. اتکا به مهرههای سوخته و جعل هویتی، نه تنها توان ایجاد شورش سراسری را ندارد، بلکه منجر به تقویت انسجام داخلی در صفوف انصارالله شده است.
در حالی که افکار عمومی یمن نسبت به بازیهای سیاسیِ ریاض هوشیارتر شدهاند، استراتژی «پاکسازی و پیشروی» صنعا، نشان از تغییر ماهوی در توازن قوا دارد. برای ناظران بینالمللی، مشخص است که اگر ریاض از مسیر فعلی خود در الجوف بازنگردد، الریان نه یک برگ برنده، بلکه به نقطه آغازین عقبنشینی کاملِ نفوذ سعودی از مناطق بیابانی شمال یمن تبدیل خواهد شد. آینده این منطقه در گرو تقابل میان «عرفهای قبیلهای اصیل» و «مزدوریِ دلاری» است؛ جدالی که نتایج آن فراتر از مرزهای یمن، معادلات کلان منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
منبع: تحلیل بازار