×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

هیچ چیز فراموش نمی‌شود

به گزارش خط بازار؛ این روزها مفهوم امنیت دیجیتال در ایران بیش از هر چیز دیگری با تجربه اختلال اخیر در شبکه بانکی گره خورده است؛ وقتی خبر اختلال سایبری به چند بانک بزرگ کشور پیچید و خدمات کارتی، عابربانک‌ها و اینترنت‌بانک‌ها یک ‌شبه از کار افتاد، خیلی‌ها برای اولین‌بار با نگرانی به این فکر افتادند که گذشته دیجیتال‌شان چقدر می‌تواند آسیب‌پذیر باشد؛ همین تردید کوتاه کافی بود تا آن اطمینان همیشگی، که می‌گفت اطلاعاتمان پشت رمز در امان است، برای لحظه‌ای بلرزد.

این اطمینان اما، بیش از آنکه واقعیتی فنی باشد، توافقی ضمنی میان انسان و زمان بوده، توافقی که می‌گفت گذشته را می‌شود دفن کرد، می‌شود زیر لایه‌ای از رمز پنهان نگاه داشت و مطمئن بود کسی به آن دسترسی نخواهد یافت؛ وقتی پیامی را امروز رمزگذاری می‌کنیم، در واقع به فردا قول می‌دهیم این راز کوچک تا ابد در پشت دیواری از اعداد بماند، انگار رمزنگاری نوعی فراموشی سفارشی باشد که خودمان سفارشش داده‌ایم؛ اگر کسی همین حالا یکی از این پیام‌های رمزگذاری ‌شده را بردارد و نگه دارد، باز هم نمی‌تواند بخواندش، چون کلید گشودنش، دست‌کم تا مدت‌ها، در هیچ ماشینی موجود نیست.

اما این توافق اکنون دارد می‌شکند؛ رایانه‌های کوانتومی، با منطقی متفاوت از ماشین‌های معمول، می‌توانند الگوریتم‌هایی را که تا دیروز شکست‌ناپذیر می‌نمودند، در آینده‌ای نه چندان دور بگشایند و این یعنی هر چه امروز محرمانه می‌پنداریم، لزوما برای همیشه پنهان نخواهد ماند؛ آنچه دیروز قفلی ابدی به‌ حساب می‌آمد، فردا ممکن است فقط مانعی موقت جلوه کند.

از همین رو، برخی دولت‌ها دیگر منتظر شکستن رمزها نمی‌مانند، بلکه داده‌ها را همین حالا جمع‌آوری و ذخیره می‌کنند تا روزی که فناوری کوانتومی به بلوغ برسد، آنها را بگشایند؛ این راهبرد را می‌توان «اکنون برداشت کن، بعدا بگشای» نامید، راهبردی که نشان می‌دهد آرشیوهای امروزی، در واقع بمب‌های ساعتی فردا هستند، بمب‌هایی که تاریخ انفجارشان را خودمان، بی‌آنکه بدانیم، رقم زده‌ایم.

اینجاست که اندیشه هانا آرنت، فیلسوف سیاسی، رنگ تازه‌ای می‌گیرد؛ او بر این باور بود که سیاست و اساسا زندگی مشترک آدمیان، بر دو توانایی استوار است؛ توانایی «وعده دادن» و توانایی «بخشودن»؛ وعده، آینده را قابل پیش‌بینی می‌کند و بخشایش، آنچه پشت سر مانده را قابل تحمل، چراکه بدون بخشایش، هر کنشی ما را تا ابد به پیامدهایش زنجیر می‌کرد و هیچ آغاز تازه‌ای ممکن نمی‌شد.

نمونه‌ای ملموس از همین گذشته قابل‌ بستن را می‌توان در زندگی باراک اوباما دید. او سال‌ها پیش از نامزدی برای ریاست‌جمهوری، در کتاب خاطراتش با نام «رویاهایی از پدرم»، منتشرشده در ۱۹۹۵، آشکارا از مصرف ماری‌جوانا و حتی کوکایین در دوران نوجوانی‌اش در هاوایی نوشت؛ این افشاگری از بیرون نبود، هیچ روزنامه‌نگاری آن را کشف نکرد، بلکه خودِ او، با اختیار کامل و در زمانی که خودش برگزیده بود، تصمیم گرفت آن بخش از زندگی‌اش را روایت کند؛ همین مالکیت بر روایت بود که بعدها، وقتی رقیبانش کوشیدند از آن گذشته علیه او بهره ببرند، سلاحشان را بی‌اثر کرد، چون دیگر چیزی برای افشا کردن باقی نمانده بود؛ اوباما، می‌توان گفت، گذشته خود را خودش بخشوده بود، پیش از آنکه دیگری او را وادار به پاسخگویی کند.

اما این نوع اختیار بر روایتِ خویش، دقیقا همان چیزی است که عصر کوانتوم تهدیدش می‌کند؛ بخشایش، رها کردنِ کنشگر از باری است که کنشش بر دوش او گذاشته و این رهایی تنها زمانی معنا می‌یابد که گذشته بتواند، دست‌کم تا حدی، بسته شود؛ کوانتوم اما همین بسته ‌شدن را انکار می‌کند، چون هیچ‌ چیز واقعا به پایان نمی‌رسد، هر پیام، هر تراکنش، هر اعترافی که گمان می‌کردیم در خلوتی امن نوشته‌ایم، ممکن است روزی، در زمانی که خودمان دیگر حضور نداریم، ناگهان آشکار شود.

پیامد این تحول، تنها دامنگیر دیپلمات‌ها یا ماموران امنیتی نخواهد بود؛ روزنامه‌نگاری که با منبعی محرمانه گفت‌وگو می‌کند، فعالی که پیامی حساس برای همکارانش می‌فرستد، حتی همان شهروندِ عادی‌ای که در گوشه خلوت یک پیام‌رسان حرفی شخصی می‌زند یا تراکنشی بانکی ثبت می‌کند، همگی دارند چیزی را به امانت می‌سپارند که دیگر نمی‌توان ضمانتش را تا ابد داد؛ اعتماد به فناوری، که زمانی بر پایه قطعیتِ ریاضی استوار بود، اکنون باید با احتمالِ افشای تاخیری کنار بیاید.

شاید بتوان گفت، فناوری کوانتومی، بی‌آنکه قصدش را داشته باشد، دارد یکی از بنیادی‌ترین مفروضات سیاست مدرن را زیر سوال می‌برد، مفروضی که می‌گفت انسان حق دارد گذشته‌ای داشته باشد که فقط خودش به آن دسترسی دارد، حقی که براساسش خطا می‌توانست جبران شود، هویت می‌توانست تغییر کند و کسی مجبور نبود تا ابد اسیرِ نسخه‌ای از خودش بماند که سال‌ها پیش، در شرایطی دیگر، رقم خورده بود.

پرسش نهایی، پس، دیگر صرفا فنی نیست، پرسشی است درباره کرامت و آزادی؛ آیا در جهانی که گذشته دیگر دفن نمی‌شود، انسان هنوز می‌تواند ادعا کند که حق دارد خصوصیتی پایدار داشته باشد، یا باید بپذیرد که هر کنشِ امروز، در واقع شهادتی است که دیر یا زود، در دادگاهی نامریی به نام آینده، قرائت خواهد شد؟ پاسخ این پرسش را شاید نه مهندسان رمزنگاری که فیلسوفان سیاسی باید بدهند، کسانی که می‌دانند جامعه‌ای که نتواند فراموش کند، حتی اگر از نظر فنی امن باشد، از نظر انسانی همچنان شکننده خواهد ماند.

کامران مشفق آرانی

منبع: خط بازار

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی
عضویت