به گزارش خط بازار؛ در روزهایی که جامعه هنری ایران بیش از هر زمان دیگر نسبت به روندهای مدیریتی و ترکیب نهادهای فرهنگی حساس شده، انتصاب فردی بدون سابقه تخصصی در یکی از مهمترین نهادهای موسیقی کشور، بار دیگر پرسشهایی جدی را درباره مبانی تصمیمسازی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برانگیخته است.در تازهترین ترکیب هیئت امنای انجمن موسیقی ایران، نام سحر فروزان – مدیر برنامههای همایون شجریان و مدیر روابط عمومی بانک کارآفرین– بهعنوان یکی از اعضای جدید به چشم میخورد؛ انتصابی که به گفته شماری از منتقدان، نهتنها از منظر حرفهای و سابقه هنری محل تردید است، بلکه میتواند نشانهای از روند نگرانکننده نابودی تدریجی شایستهسالاری در سازوکارهای فرهنگی باشد.نادره رضایی معاون امورهنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم بعد از مواجهه با سوال رسانهها در این باره با حمله به رسالت خبرنگاری و پرسش خبرنگار از ارائه پاسخ طفره رفت.
انجمن موسیقی؛ نهادی تخصصی با سابقهای بیش از چهار دهه
انجمن موسیقی ایران از جمله نهادهای ریشهدار فرهنگی در کشور است که از ابتدای تأسیس خود در دهه ۱۳۶۰، میزبان چهرههایی از طیفهای گوناگون موسیقی بوده است. این نهاد تاکنون بستری برای همکاری و همافزایی آهنگسازان، پژوهشگران و مدیران فرهنگی با پیشینه مشخص علمی و هنری فراهم کرده و اغلب در ترکیب هیئتامنا یا اعضای مؤثر خود، از کسانی بهره گرفته که سابقهای معتبر در فضای موسیقیایی کشور داشتهاند.

برخی از اعضای پیشین هیئت امنای این نهاد از جمله حسن ریاحی، آهنگساز سرود ملی ایران، امیرعباس ستایشگر، نوازنده و آهنگساز سنتور و امیرحسین سمیعی، خواننده و پژوهشگر موسیقی، چهرههایی هستند که نام آنها با کنشگری تخصصی در این حوزه گره خورده است.اما انتصاب سحر فروزان، که تاکنون سابقهای مکتوب و مشخص در زمینه تولید، آموزش یا مدیریت ساختاری در موسیقی ندارد، بهگفته منتقدان، آغاز یک چرخش در نوع نگاه به «صلاحیت فرهنگی» در سطوح تصمیمسازی بهشمار میآید.
از مدیر برنامه تا تصمیمگیر فرهنگی؟
اگرچه مدیریت برنامههای هنرمندان، بهویژه چهرههای مطرحی چون همایون شجریان، نیازمند مهارتهای سازمانی و روابط عمومی است، اما این مسئولیت بهطور معمول در طبقهبندی مشاغل فرهنگی، با سطوح برنامهریزی سیاستگذارانه فاصله دارد.در مدلهای نهادینه جهانی، عضویت در هیئت امنای نهادهای فرهنگیِ تخصصی، عموماً به کسانی سپرده میشود که یا تجربه عملی موسیقایی دارند، یا در مدیریت کلان فرهنگی صاحب نظر و کارنامه هستند. اما در این مورد، انتصاب فردی که عمدتاً در حوزه ارتباطات هنرمند و رسانهها فعال بوده، از نظر منتقدان نوعی برهمزدن تناسب میان کارکرد و شایستگی در سازوکار نهادی بهحساب میآید.به گفته عطا نویدی، منتقد حوزه موسیقی:«مسئله صرفاً نام یک فرد نیست؛ مسئله این است که این دست انتصابها، دریچهای باز میکند برای ورود چهرههایی که در فرآیندهای اصلی تولید و پشتیبانی موسیقی هیچ نقشی نداشتهاند و حالا قرار است بر جریانهای کلان آن تأثیر بگذارند.»
نشانههای روندی گستردهتر؟
این انتصاب، نخستین مورد از نوع خود در فضای فرهنگی کشور نیست. پیشتر نیز تغییر ترکیب هیئتمدیره خانه موسیقی و نیز نوع برگزاری جشن اخیر این نهاد، با واکنشهای منفی روبهرو شد. بسیاری از این تحولات، از دید ناظران، نشانههایی از یک روند فرسایشی در نظام اعتبارسازی فرهنگی هستند؛ روندی که بهتدریج جایگاه تجربه، کارنامه و تخصص را به نزدیکیهای فردی و سیاسی میسپارد.منتقدان هشدار میدهند که در چنین فضایی، نهادهای فرهنگی بهجای تکیه بر دانش و اصالت، به ابزارهایی برای بازتولید مشروعیت روابط غیرتخصصی تبدیل میشوند؛ مسئلهای که در بلندمدت، پایههای فرهنگی کشور را با تهدیدی جدی مواجه میکند.
حلقههای قدرت؛ از نادره رضایی تا وزارت فرهنگ؟
در فضای غیررسمی رسانهای، برخی گمانهزنیها نیز مطرح شده است که انتصاب اخیر را بیارتباط با دیدار همایون شجریان با نادره رضایی – چهرهای پرنفوذ در حوزه فرهنگ و رسانه – نمیدانند. هرچند این دیدار و تأثیر احتمالی آن بر انتخاب سحر فروزان بهطور رسمی تأیید نشده، اما شایعات درباره نفوذ اشخاص در انتصابهای کلیدی فرهنگی بار دیگر در صدر توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
چه چیزی در خطر است؟
در نهایت، انتصابهایی از این دست، تنها بحث یک فرد یا یک جایگاه نیست. موضوع اساسی، آن است که آیا نهادهای فرهنگی ایران هنوز بر اساس معیارهای حرفهای، تخصصی و مستقل از مناسبات قدرت اداره میشوند یا خیر؟ و آیا میتوان امید داشت که در آینده، ترکیب اعضای چنین نهادهایی بازتابی از واقعیات عرصه فرهنگ باشد.
منبع: فارس