«فیلیمو» و دور زدن فرهنگ با نام میکرودرام/نفوذ فرهنگی جلوی چشم ناظران
به گزارش خط بازار؛ راهاندازی بخش «میکرودرام» در فیلیمو پرسشی جدی را پیش میکشد: چرا پلتفرمی که با مجوز رسمی فعالیت میکند، به محتوایی ضریب میدهد که در حاشیه و خارج از چارچوبهای حرفهای منتشر میشد؟ این تصمیم، بیش از آنکه نوآوری فرمی باشد، نشانهای از جابهجایی معیارهای محتوایی و عادیسازی تدریجی الگوهایی است.
در گزارشهای پیشین اشاره کرده بودیم که در آینده، سریالهای اینستاگرامی و تولیدات کوتاهِ مخصوص شبکههای اجتماعی رشد چشمگیری خواهند داشت. امروز اما شاهد آن هستیم که این روند وارد مرحله تازهای شده است.
پلتفرم فیلیمو بخشی با عنوان «میکرودرام» راهاندازی کرده که عملاً همان الگوی سریالهای کوتاه و اپیزودیک فضای مجازی را دنبال میکند؛ با این تفاوت که این بار این محتوا از طریق یک بستر رسمی و دارای مجوز در حال انتشار و ترویج است.
مسئله صرفاً کوتاه بودن قالب نیست، بلکه نوع محتوایی است که در این بخش ارائه میشود. بسیاری از این آثار، از نظر مضمونی به روابط سطحی، روایتهای مبتنی بر خیانت و بازنمایی سبک زندگیهای سانتیمانتال و اغراقآمیز میپردازند. در کنار این مضامین، نوع پوشش و برخی عناصر بصری نیز با هنجارهای فرهنگی جامعه فاصله دارد و همین موضوع حساسیتها را دوچندان کرده است. به بیان دیگر، آنچه پیشتر در قالب سریالهای اینستاگرامی و خارج از چارچوبهای رسمی تولید و منتشر میشد، اکنون در بستری قانونی و رسمی بازتولید میشود.
در این میان دو مسئله اساسی قابل طرح است. نخست، بحث انتشار محتوایی است که مغایر با ضوابط فرهنگی و رسانهای است؛ آن هم در پلتفرمی که بهواسطه دریافت مجوز، انتظار میرود چارچوبهای مشخصتری را رعایت کند. دوم، ضریبدهی و رسمیتبخشی به این سبک از محتواست. وقتی یک پلتفرم بزرگ با مخاطبان گسترده به چنین آثاری فضا میدهد، در عمل به تثبیت و عادیسازی این الگوهای روایی و زیستی کمک میکند و به آنها مشروعیت بیشتری میبخشد.
در نتیجه، بحث فقط بر سر یک بخش جدید یا یک قالب تازه نیست؛ بلکه سخن از تغییری تدریجی در سیاستهای محتوایی و ذائقهسازی فرهنگی است.
یکی از مهمترین ابعاد راهاندازی میکرودرام در فیلیمو، نسبت آن با «اقتصاد توجه» است. در فضای رسانهای امروز، مهمترین سرمایه نه صرفاً کیفیت هنری، بلکه توانایی جلب و نگهداشتن توجه مخاطب در زمان کوتاه است. قالبهای کوتاه و اپیزودیک دقیقاً بر همین منطق بنا شدهاند: روایتهای سریع، تعلیقهای پیدرپی، پایانهای شوکآور و شخصیتپردازیهای حداقلی که امکان مصرف آسان و بیوقفه را فراهم میکند.
در چنین شرایطی، پلتفرم نهتنها توزیعکننده محتوا، بلکه بازیگری فعال در ذائقهسازی فرهنگی است.الگوریتمها، نحوه چینش آثار و میزان تبلیغ هر پروژه، مستقیماً بر سلیقه مخاطب اثر میگذارد. اگر این روند صرفاً بر اساس شاخصهای بازدید و تعامل پیش برود، خطر تقلیل محتوا به محصولات مصرفیِ زودگذر افزایش مییابد و استانداردهای کیفی بهتدریج جابهجا میشوند.
اگر این روند بدون نقد و ارزیابی دقیق ادامه یابد، میتواند بر الگوهای تولید، سلیقه مخاطبان تأثیر بگذارد. از این رو، ضروری است که نهادهای ناظر، تولیدکنندگان و حتی خود پلتفرمها، نسبت به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی چنین رویکردی تأملی جدی داشته باشند.
منبع: فارس
بله وقتی هزینه فساد، فحشا،اغتشاش و … در کشور پایین باشه هر بی سروپایی به خودش جرئت هر کاری رو میده
آقای مسئول!
آقای قوه قضائیه!
آقایان..
خوابید!