فاز جدید جنگ ترکیبی: وقتی «بازی موبایلی» سنگر براندازی میشود
به گزارش خط بازار؛ بررسیها نشان میدهد تبلیغات بازیهای موبایلی به ابزار جدید انتشار اخبار فیک ومدیریت افکار عمومی تبدیل شده است.
جنگ، دیگر صدای آژیر و غرش تانکها نیست؛ جنگ امروز، نبردی بیصدا در میدان ذهنهاست. اگر تا دیروز خاکریز دشمن در مرزهای جغرافیایی تعریف میشد، امروز این خاکریز به صفحه نمایش گوشیهای هوشمند و خصوصیترین لحظات فراغت شهروندان منتقل شده است.
بررسیهای فنی و میدانی خبرنگار تسنیم نشان میدهد که اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی غربی-عبری، پس از شکست در پروژههای آشوب خیابانی و فیلترینگ هوشمند پلتفرمهای اجتماعی توسط جمهوری اسلامی، اکنون تاکتیک خود را تغییر داده و به لایههای پنهانتر و خطرناکتری از زیست دیجیتال نفوذ کردهاند: تبلیغات اجباری درونبرنامهای (In-App Ads) در بازیهای موبایلی.
مدیریت اذهان؛ از رباتهای توییتر تا نفوذ در «گیم»
سالهاست که کارشناسان جنگ نرم و سواد رسانهای نسبت به «مدیریت مدیریتشده افکار عمومی» (Managed Public Opinion) هشدار میدهند. استفاده از ارتشهای سایبری، رباتهای توییتری برای ترند کردن هشتگهای خاص، و استفاده از تکنیکهای «کامنتگذاری انبوه» (Astroturfing) برای القای حس اکثریت پنداری به کاربران مخالف، تاکتیکهای رورفتهای است که دشمن در پلتفرمهایی نظیر اینستاگرام و توییتر (ایکس) به کار میبرد.
در التهابات اخیر کشور، شاهد بودیم که چگونه این ماشین عظیم رسانهای با پمپاژ دروغ و خشونت، سعی در به خط کردن افکار عمومی علیه امنیت ملی داشت. تصمیمی که در نهایت شورای امنیت کشور را بر آن داشت تا برای حفظ امنیت روانی جامعه و جلوگیری از سازماندهی تروریسم شهری، محدودیتهایی را بر اینترنت بینالملل اعمال کند. اما دشمن که راه نفوذ از دروازه اصلی را بسته میبیند، اکنون از پنجره وارد شده است.
شبیخون در ۵ ثانیه؛ تبلیغات سیاسی حتی در بازیهای آفلاین
گزارشهای متعدد مردمی و بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که اخیراً موج جدیدی از تبلیغات هدفمند سیاسی و ضدامنیتی در بستر بازیهای موبایلی (حتی بازیهای به ظاهر آفلاین که برای بارگذاری تبلیغات به اینترنت متصل میشوند) فعال شده است.
مکانیزم این نفوذ بسیار پیچیده و در عین حال ساده است: کاربر (که اغلب قشر نوجوان و جوان است) مشغول انجام یک بازی پرطرفدار است. ناگهان بازی متوقف شده و یک تبلیغ اجباری ۵ تا ۱۵ ثانیهای نمایش داده میشود. برخلاف روال معمول که این تبلیغات مربوط به سایر بازیها یا کالاهای تجاری است، این بار محتوا کاملاً سیاسی، ساختارشکنانه و حاوی پیامهای جنگ روانی است.
تکنیک «دروغ بزرگ»؛ سناریوی نخنمای «نیروهای خارجی»
یکی از خطرناکترین ابعاد این تبلیغات، محتوای مهندسی شدهی آنهاست. همانطور که در تصویر شماره ۱ مشاهده میشود، سازندگان این محتوا با استفاده از تکنیکهای عملیات روانی، پیامی را خطاب به نیروهای امنیتی و نظامی کشور منتشر کردهاند: «ای برادرای نیروهای امنیتی، آیا اجازه میدین که شبه نظامیای عراقی خانوادتون رو قتل عام کنن؟»
این گزاره، مصداق بارز تکنیک «دروغ بزرگ» (Big Lie) در جنگ شناختی است. دشمن با علم به اینکه بدنه نیروهای حافظ امنیت از فرزندان همین آب و خاک هستند، تلاش میکند با القای یک دروغ محض (حضور نیروهای خارجی برای سرکوب)، در اراده و انگیزه نیروهای دفاعی کشور خلل ایجاد کند و همزمان، بذر نفرت را در دل مردم نسبت به مدافعان امنیت بکارد.
استفاده از کلیدواژههایی مثل «شبهنظامیان عراقی» یا «لبنانی»، سناریویی است که پیشتر در فتنه ۸۸ و آبان ۹۸ نیز توسط رسانههایی چون بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال تست شده بود و هربار کذب بودن آن اثبات شد. اما اکنون این دروغ نه در بخش خبری یک شبکه ماهوارهای، بلکه در وسط یک بازی هیجانی به خورد نوجوانی داده میشود که شاید قدرت تحلیل سیاسی بالایی نداشته باشد و این پیام را به عنوان یک حقیقت بپذیرد.
تصویر شماره ۲ که توسط یکی از مخاطبان برای ما ارسال شده است، نمایی از این فاجعه رسانهای را نشان میدهد. در میانهی یک بازی موبایلی، تبلیغی با محتوای فروپاشی اقتصاد ایران به وفور دیده می شود. اگر کاربر -خواسته یا ناخواسته- روی این تبلیغ کلیک کند، مستقیماً به کانالهای یوتیوبی هدایت میشود که دستور کار آنها آموزش جنگ شهری، ساخت کوکتل مولوتوف و ترویج نفرت علیه نیروهای حافظ امنیت است.


هدایت به مسلخ «یوتیوب»
با کلیک بر روی این تبلیغات (همانطور که در مستندات پیداست)، کاربر به صفحاتی در پلتفرم «یوتیوب» هدایت می شود ). نگاهی به ویدئوهای این کانالها با تیترهایی نظیر «خط قرمز تو چیه؟»، «فقر فساد گرونی»، «اسلحه را زمین بگذار» و تصاویر تحریکآمیز از درگیریهای خیابانی، نشان میدهد که یک اتاق فرمان واحد پشت این تبلیغات قرار دارد.
این کانالها که غالباً توسط منافقین یا سلطنتطلبان و با بودجههای مستقیم وزارت خارجه آمریکا (ذیل پروژههایی نظیر توانا و …) اداره میشوند، وظیفه دارند هیجان ناشی از بازی را به خشم سیاسی تبدیل کنند. این یک فرآیند «شرطیسازی» خطرناک است.

نقش پلتفرمهای تبلیغاتی گوگل و غفلت نهادهای نظارتی
سؤال اساسی اینجاست که این تبلیغات چگونه در گوشیهای شهروندان ایرانی نمایش داده میشود؟ اکثر بازیهای موبایلی (بهویژه نسخههای رایگان خارجی و حتی برخی نسخههای کپیشده داخلی که از SDKهای تبلیغاتی خارجی استفاده میکنند)، از سرویسهایی نظیر «Google AdMob» یا سایر اد-نتورکهای (Ad Networks) بینالمللی برای کسب درآمد استفاده میکنند.
این شبکههای تبلیغاتی که مدعی هوش مصنوعی و نظارت بر محتوا هستند، عملاً در خدمت سیاستهای خصمانه دولت آمریکا قرار گرفتهاند. چطور ممکن است تبلیغ یک کالای ایرانی به دلیل تحریمها در این پلتفرمها ممنوع باشد، اما تبلیغ محتوای تروریستی و دعوت به آشوب مسلحانه علیه ایران، به راحتی و با صرف هزینههای کلان دلاری در آنها منتشر شود؟ این استاندارد دوگانه، سندی غیرقابل انکار بر این واقعیت است که این پلتفرمها ابزار جنگی هستند، نه ابزار تجاری.
آنچه امروز در قالب تبلیغات بازیهای موبایلی شاهد آن هستیم، نفوذ از «حفرههای امنیتی فرهنگی» است. دشمن دریافته است که فیلترینگ شبکههای اجتماعی، دسترسی او را به بخشی از جامعه محدود کرده است، لذا به سراغ بسترهایی رفته که کمتر حساسیتبرانگیز بودهاند.
راهکار چیست؟
۱. تکمیل شبکه ملی اطلاعات: تا زمانی که ترافیک بازیها و تبلیغات درون آنها از دروازههای تحت مدیریت کشور عبور نکند، امکان نظارت و پالایش این محتواهای مسموم وجود ندارد.
۲. تقویت استورهای داخلی: مارکتهای اندرویدی داخلی باید نظارت دقیقتری بر روی SDKهای تبلیغاتی بازیهای منتشر شده داشته باشند و از انتشار بازیهایی که مستقیم به سرورهای تبلیغاتی دشمن متصل هستند، جلوگیری کنند.
۳. سواد رسانهای خانوادهها: والدین باید بدانند که گوشی موبایل در دست فرزندشان، صرفاً یک ابزار بازی نیست، بلکه میتواند دریچهای به سوی محتواهای خشونتآمیز و براندازانه باشد.
در پایان باید گفت، جنگ ترکیبی علیه ایران اسلامی وارد فاز «ریزتراکنشهای ذهنی» شده است. دشمن برای ثانیه به ثانیه چشم و ذهن مخاطب ایرانی برنامه دارد؛ حتی برای آن ۵ ثانیه تبلیغ اجباری وسط یک بازی ساده. غفلت از این جبهه، میتواند خسارات جبرانناپذیری بر امنیت روانی و ملی کشور وارد سازد.
منبع: تسنیم