تله جدید دیپلماسی؛ این سناریو بیسابقه نیست
به گزارش خط بازار؛ انتشار خبرهایی درباره نشست مشترک وزیر خارجه ایران با وزرای خارجه کشورهای ساحلی خلیج فارس در عمان، نگرانیها درباره تکرار یکی از خطاهای پرهزینه پیش از جنگ ۳۹روزه را افزایش داده است؛ خطایی که آن زمان با مخالفت صریح مقامات عالیرتبه نظام متوقف شد. اکنون نیز در شرایطی که برخی کشورهای منطقه در اختیار قرار دادن خاک، آب، پایگاه و آسمان خود به آمریکا برای حمله به ایران نقش داشتند، تبدیل آنان به طرف مذاکره درباره هرمز، نیازمند حساسیت جدی است.
خبر برگزاری نشست میان وزیر خارجه ایران و وزرای خارجه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در عمان، آن هم با محوریت ترتیبات عبور کشتیها از تنگه هرمز، یک هشدار جدی درباره احتمال تکرار تجربهای است که پیش از جنگ ۳۹روزه نیز کشور را تا آستانه یک خطای راهبردی پیش برد. فایننشالتایمز گزارش داده بود ایران و کشورهای خلیج فارس قرار است درباره یک توافق موقت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز مذاکره کنند؛ گزارشی که بلافاصله با واکنش بازار نفت نیز همراه شد و قیمت برنت را از ۱۰۹ به ۱۰۴ دلار رساند.
این کاهش قیمت نفت، فارغ از علل دیگر بازار، نشان میدهد حتی خبر یک توافق احتمالی درباره هرمز میتواند برای بازار انرژی پیام کاهش ریسک داشته باشد. اما مسئله اصلی برای ایران، نه قیمت نفت، بلکه این است که چه کسانی قرار است درباره یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی کشور صاحب نقش شوند.
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که اظهارات عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، نیز در کنار این تحولات قرار گیرد؛ او از تماس ترامپ و ابراز تمایل وی برای مذاکره سخن گفته و همزمان از گفتوگوهای ایران و کشورهای منطقه برای ایجاد تمهیدات جدید در تنگه هرمز خبر داده است.
اما این سناریو بیسابقه نیست. در بهمن ۱۴۰۴، یک ماه پیش از آغاز جنگ، در شرایطی که مذاکرات فریب عملاً میتوانست پوششی برای آمادهسازی جنگی آمریکا باشد، رسانههای ترکیه از مذاکرات ایران و آمریکا در استانبول با حضور عراقچی و استیو ویتکاف و با ریاست اردوغان خبر دادند. والاستریت ژورنال نیز نوشت وزرای خارجه عربستان، قطر، امارات، مصر، پاکستان و عمان برای پیوستن به مذاکرات دعوت شدهاند. اکسیوس نیز گزارش داد دعوت از کشورهای عربی برای حضور در گفتوگوها از سوی هاکان فیدان انجام شده بود.
این همان خطایی است که جریان برجامی، بارها به دنبال آن بوده است: وارد کردن کشورهای کوچک منطقه به معادلات توافق، اعطای اعتبار سیاسی به آنان و تبدیل کردنشان به حامیان آمریکا در فشارهای حقوقی و سیاسی علیه ایران. مخالفت مقامات عالیرتبه نظام را در پی داشت.
کشورهایی که در جنگ علیه ایران با در اختیار گذاشتن پایگاه، خاک، آب و آسمان خود در کنار آمریکا قرار گرفتند، باید پاسخگوی رفتار خود باشند، نه اینکه به واسطه دیپلماسی اشتباه دولت پزشکیان در جایگاه طلبکار و مدعی بنشینند. هرمز مسئلهای برای چانهزنی با دولتهای منطقهای نیست که دیروز در اختیار دشمن بودهاند؛ نخست باید تکلیف نقش آنان در جنگ روشن شود و سپس درباره ترتیبات آینده سخن گفته شود. عجیب تر اینکه نتیجه چنین اعتبار دادنی دقیقا در روز گذشته خود را نشان داد و مقامات بحرین کشور جعلی جدا شده از ایران اظهار داشتند: در نشست پیشنهادی وزرا درباره وضعیت تنگه هرمز شرکت نخواهیم کرد و همچنین طرف هیچگونه نشستی که ایران در آن حضور داشته باشد، نخواهیم بود!
منبع: صراط نیوز