تاب آوری اتفاقی نیست/بازگشت سه فاز فولاد مبارکه
به گزارش خط بازار؛ حمله آمریکا به شرکت های فولادی باعث شده در کل صنعت فولاد هزینه فرصت خسارت و زیان های وارد شده به حدود ۵ تا ۶ میلیارد دلار برسد؛ منابعی که میتوانست صرف توسعه زیرساخت، سرمایهگذاری در انرژی، نوسازی فناوری و افزایش رقابتپذیری کشور شود.
این خسارت بالا نمایان گر مسئولیت سنگین مدیران فولادی کشور است چرا که بایستی با هوشمندی و اتخاذ تدابیر لازم بتوانند ضمن حفظ روند توسعه خود با دوراندیشی و پیش بینی ریسک های آتی را کاهش دهند. هوشمندی که به وضوح در فرآیند بازسازی فولاد مبارکه اصفهان عیان است.
- تاب آوری اتفاقی نیست
به گفته سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه «این شرکت پیش از بروز بحران، چارچوبهای استاندارد تابآوری و تداوم کسبوکار را در سازمان مستقر کرده بود. سناریوهای گوناگون احتمال بروز اختلال، از جمله فرض بحرانهای اجتماعی بررسی و برای هر یک از سناریوها واکنش سازمانی مناسب از پیش طراحی شده بود. پیش از وقوع حادثه، نزدیک به چهل جلسه آمادگی و کمیته بحران در این مجموعه برگزار شده و سند راهبری بازیابی و تداوم کسبوکار در دوران جنگ و پساجنگ نیز از اسفندماه سال گذشته تدوین شده بود. سندی که نشان میداد حتی با فرض هدف قرارگرفتن مستقیم مجموعه، وظیفه هر بخش در چنین شرایطی چه خواهد بود؟» این روایت مدیرعامل فولاد مبارکه اصفهان نشان می دهد بازگشت موفقیت آمیز فولاد مبارکه به مدار تولید حاصل یک اتفاق نبوده، بلکه نتیجه برنامهریزی قبلی بوده است.
- فاز اول: پیش بینی قبل از وقوع بحران
غلامرضا سلیمی معاون بهرهبرداری فولاد مبارکه در این باره می گوید:«با آغاز جنگ ۱۲ روزه، نخستین جلسه کمیته مدیریت بحران را بلافاصله تشکیل دادیم. از آغاز جنگ تا زمان حمله به فولاد مبارکه، حدود ۴۰ جلسه کمیته مدیریت بحران برگزار شد. در این جلسات، با این فرض که فولاد مبارکه یکی از زیرساختهای اصلی کشور است و احتمال حمله نظامی به آن وجود دارد، تمام پروتکلهای واکنش در شرایط اضطراری را بازنگری کردیم. اقدامات متناسب با سناریوی حمله نظامی را طراحی و مکتوب کردیم، مانورهای مختلفی انجام دادیم، ریسک خطوط تولید را کاهش دادیم و آمادگی همکاران را برای واکنش در چنین شرایطی افزایش دادیم.»
سازمانی که پیش از بحران سناریوهای خود را طراحی کرده باشد، هنگام حادثه با سردرگمی کمتری مواجه میشود و میتواند خسارت را کنترل کرده و مسیر بازگشت به تولید را سریعتر طی کند.
- فاز دوم: عکس العمل سریع در زمان بحران
نقطه قوت دوم فولاد مبارکه، عکس العمل سریع در زمان بحران است. به دلیل پیش بینی های لازم قبل از وقوع بحران و سناریو نویسی مقابله با تهدیدات مختلف، در همان ۲هفته نخست، ارزیابی اولیه خسارت انجام و واحدهای آسیبدیده بر اساس نوع آسیب برای مسیر بازسازی یا نوسازی دستهبندی شدند. در این میان دو اولویت با حساسیت ویژه دنبال شد: نخست حفظ نیروی انسانی، بهگونهایکه پرداختها بدون وقفه ادامه یابد و بحران به جدایی نیروها یا تنشهای کارگری منجر نشود و دوم صیانت از بازار، چراکه از دست رفتن سهم بازار میتوانست آثار بحران را چندبرابر کند. نتیجه این رویکرد در بازار ورق نیز مشهود بود. قیمتی که در روزهای نخست جهش قابلتوجهی را تجربه کرده بود، با تصمیم سریع برای افزایش عرضه، به سطوح پیش از بحران بازگشت.
- فاز سوم: فرصت سازی بعد از وقوع بحران
عملکرد فولاد مبارکه در ماه های اخیر نشان می دهد که این شرایط بعد از انجام اقدامات اولیه، پس از بحران، تثبیت شرایط را در دستور کار قرار می دهد و با تکیه بر توان داخلی و مهندسان بومی بازگشت سریع به تولید و بازسازی زیرساختها را آغاز می کند. بازسازی مرحلهای، هدفمند و آیندهنگر رویکرد سه گانه فولاد مبارکه در فاز سوم بوده است. فولاد مبارکه پس از بحران تنها به بازگرداندن وضعیت قبلی اکتفا نکند، بلکه سیستم را قویتر، ایمنتر و پایدارتر از قبل بازسازی کرد. بنابراین بحران به فرصتی برای ارتقای کیفیت زیرساخت، اصلاح فرایندها و افزایش آمادگی برای بحرانهای آینده تبدیل می شود.
تابآوری به معنای تحمل بحران نیست؛ بلکه توان بازیابی، بهبود و استفاده از ظرفیتهای جدید پس از شوک نیز باید در نظر گرفته شود. بازسازی فولاد مبارکه، فقط ترمیم یک مجموعه صنعتی پس از بحران نبود، بلکه به یک تجربه ملی در تابآوری صنعتی تبدیل شد؛ تجربهای که با ایمنسازی سریع، بازسازی و نوسازی هدفمند، حفظ بازار و تداوم عرضه، و بازگرداندن واحدها به مدار تولید نشان داد مدیریت هوشمندانه، تخصص کارکنان، بومیسازی دانش فنی و کار تیمی منسجم چگونه میتواند بحران را به فرصتی برای بازیابی، ثبات و پیشرفت تبدیل کند.
منبع: خط بازار