آغاز جنگ سیاه در خاورمیانه!/ تغییر بازی در نقشه جهانی
به گزارش خط بازار؛ در شرایطی که عربستان، عراق، امارات و ایران هر کدام به دنبال افزایش درآمدهای نفتی و حفظ یا توسعه بازارهای صادراتی خود هستند، آسیا بار دیگر به میدان اصلی رقابت بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان تبدیل شده است.
به نظر میرسد در بازار جهانی نفت با کاهش تنشهای ژئوپلیتیک در خلیج فارس، میدان رقابت از عرصه امنیت به عرصه اقتصاد منتقل شده است. حالا پرسش اصلی این نیست که آیا نفت از تنگه هرمز عبور میکند یا خیر؛ بلکه این است که نفت کدام کشور با چه قیمتی و به کدام مشتری فروخته خواهد شد.
در بازار جهانی انرژی، رقابت برای تصاحب مشتریان موضوع تازهای نیست؛ اما هر بار که بحرانی ژئوپلیتیک پایان مییابد، قواعد این رقابت نیز تغییر میکند. در هفتههای اخیر نیز همزمان با کاهش ریسکهای امنیتی در خلیج فارس و بازگشت تدریجی آرامش به مسیرهای دریایی، تحلیلگران بازار از آغاز مرحلهای سخن میگویند که شاید بتوان آن را «جنگ سهم بازار» نامید؛ جنگی که برخلاف درگیریهای نظامی با ابزارهایی مانند تخفیف قیمت، قراردادهای بلندمدت، سرمایهگذاری مشترک و انعطاف در شرایط فروش دنبال میشود. در شرایطی که عربستان، عراق، امارات و ایران هر کدام به دنبال افزایش درآمدهای نفتی و حفظ یا توسعه بازارهای صادراتی خود هستند، آسیا بار دیگر به میدان اصلی رقابت بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان تبدیل شده است.
دیگر صرف داشتن ظرفیت تولید بالا کافی نیست؛ بلکه هر کشوری که بتواند نفت خود را با شرایط جذابتر، قیمت رقابتیتر و قراردادهای مطمئنتر عرضه کند، سهم بیشتری از بازار خواهد گرفت.
برای کشورهای صادرکننده نفت، بازگشت ثبات به منطقه یک خبر دوگانه است. از یکسو، کاهش ریسک عبور نفتکشها، هزینه بیمه و حملونقل را پایین میآورد و امکان صادرات بیشتر را فراهم میکند اما از سوی دیگر، افزایش همزمان عرضه از سوی چند تولیدکننده بزرگ، رقابت را بر سر مشتریان سنتی شدیدتر میکند. در چنین فضایی، دیگر صرف داشتن ظرفیت تولید بالا کافی نیست؛ بلکه هر کشوری که بتواند نفت خود را با شرایط جذابتر، قیمت رقابتیتر و قراردادهای مطمئنتر عرضه کند، سهم بیشتری از بازار خواهد گرفت.
بازار آسیا، قلب این رقابت است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی همچنان بزرگترین واردکنندگان نفت خام جهان هستند و بخش عمده صادرات کشورهای خلیج فارس به این منطقه انجام میشود. چین بهتنهایی روزانه بیش از ۱۰ تا ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد میکند و هند نیز با وارداتی بیش از پنج میلیون بشکه در روز، دومین مقصد مهم صادراتی تولیدکنندگان خاورمیانه است. به همین دلیل، هر تغییری در سیاست خرید پالایشگاههای آسیایی میتواند میلیاردها دلار درآمد نفتی کشورهای منطقه را جابهجا کند.
در سالهای اخیر، عربستان سعودی جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان حفظ کرده است. این کشور به طور متوسط روزانه حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت صادر میکند و مشتریان اصلی آن چین، ژاپن، کره جنوبی و هند هستند. راهبرد ریاض در سالهای اخیر صرفاً افزایش صادرات نبوده، بلکه تلاش کرده است با تعیین قیمت رسمی فروش (Official Selling Price)، ارائه قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری در پالایشگاههای آسیایی، مشتریان خود را حفظ کند. سرمایهگذاری مشترک در پالایشگاههای چین، هند و کره جنوبی باعث شده است که عربستان تنها فروشنده نفت نباشد، بلکه بخشی از زنجیره ارزش انرژی در این کشورها را نیز در اختیار داشته باشد.
عراق نیز در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی بازار آسیا تبدیل شده است. صادرات نفت این کشور عمدتاً بین ۳.۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه در روز در نوسان بوده و بیش از ۷۰ درصد آن راهی بازارهای آسیایی شده است. بغداد برای رقابت با عربستان معمولاً از ابزار تخفیفهای محدود قیمتی و انعطاف در شرایط قراردادها استفاده میکند. درآمد نفت، ستون اصلی بودجه عراق است و به همین دلیل هر کاهش قیمت نفت، فشار مستقیمی بر اقتصاد این کشور وارد میکند. از این رو، عراق بیش از بسیاری از رقبا به حفظ حجم صادرات اهمیت میدهد، حتی اگر مجبور شود بخشی از درآمد هر بشکه را فدای حفظ مشتریان کند.
امارات متحده عربی نیز در سالهای اخیر با توسعه ظرفیت تولید میدانهای نفتی و افزایش صادرات نفت خام «مربان» تلاش کرده است جایگاه خود را در بازار آسیا تقویت کند. صادرات این کشور حدود ۲.۸ تا ۳ میلیون بشکه در روز برآورد میشود و شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) با استفاده از ابزارهای مالی جدید، عرضه در بورس و قراردادهای متنوع، سعی کرده است مشتریان بیشتری جذب کند. امارات برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان منطقه، علاوه بر نفت خام، بر توسعه تجارت فرآوردههای نفتی و پتروشیمی نیز تمرکز کرده و همین موضوع انعطاف بیشتری به سیاست صادراتی این کشور داده است.
برآورد مؤسسات رهگیری نفتکشها نشان میدهد که صادرات نفت ایران طی دو سال گذشته بین ۱.۴ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز در نوسان بوده؛ هر چند آمار رسمی و مستقل درباره آن وجود ندارد.
ایران، اما شرایط متفاوتی را تجربه کرده است. با وجود در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان، تحریمهای سالهای گذشته موجب شد بخش عمده صادرات نفت ایران به بازارهای محدودی بهویژه چین متمرکز شود. برآورد مؤسسات رهگیری نفتکشها نشان میدهد که صادرات نفت ایران طی دو سال گذشته بین ۱.۴ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز در نوسان بوده؛ هر چند آمار رسمی و مستقل درباره آن وجود ندارد. این محدودیت باعث شده که ایران برخلاف رقبای منطقهای امکان رقابت آزاد در بازار جهانی را نداشته باشد و بخش مهمی از صادرات را با سازوکارهای خاص عرضه کند.
اکنون اگر فضای سیاسی به سمت کاهش پایدار تنشها حرکت کند، مهمترین فرصت پیش روی ایران، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی خواهد بود. در چنین شرایطی، پالایشگاههای آسیایی که سالهای گذشته به دلیل محدودیتهای تحریمی امکان خرید مستقیم نفت ایران را نداشتند، میتوانند دوباره به جمع مشتریان بالقوه بازگردند. این موضوع البته به معنای افزایش فوری صادرات نخواهد بود زیرا ایران برای افزایش پایدار تولید و صادرات، به سرمایهگذاری در میادین، فناوریهای ازدیاد برداشت و توسعه زیرساختهای صادراتی نیاز دارد.
نگرانی جدید در بازار جهانی
تحلیلگران معتقدند با کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک، رقابت بر سر بازار آسیا وارد مرحله تازهای خواهد شد. اگر در سالهای گذشته نگرانی اصلی بازار، کمبود عرضه و احتمال اختلال در صادرات بود، اکنون نگرانی جدید، افزایش همزمان عرضه از سوی چند تولیدکننده بزرگ است. این وضعیت میتواند به رقابت شدید بر سر قیمت منجر شود؛ رقابتی که نخستین نشانههای آن در بازار فیزیکی نفت نیز دیده شده است. کاهش قیمت رسمی فروش برخی گریدهای نفتی، افزایش تخفیف برای مشتریان بزرگ و ارائه شرایط منعطفتر در قراردادهای بلندمدت، همگی نشانههایی از آغاز این رقابت هستند.
انتظار میرود در ماههای آینده، رقابت اصلی نه در حجم تولید بلکه در کیفیت قراردادها، شرایط پرداخت، تخفیفهای قیمتی و سرمایهگذاری مشترک در صنایع پاییندستی شکل بگیرد.
در چنین شرایطی چین به مهمترین میدان این نبرد تبدیل شده است. هر یکدرصد افزایش سهم بازار چین برای صادرکنندگان نفت به معنای میلیاردها دلار درآمد بیشتر در سال است. هند نیز به دلیل رشد سریع مصرف انرژی مقصدی استراتژیک برای تولیدکنندگان خاورمیانه محسوب میشود. به همین دلیل، انتظار میرود در ماههای آینده، رقابت اصلی نه در حجم تولید بلکه در کیفیت قراردادها، شرایط پرداخت، تخفیفهای قیمتی و سرمایهگذاری مشترک در صنایع پاییندستی شکل بگیرد.
نکته مهم اینجاست که جنگ جدید بازار نفت برخلاف تصور الزاماً به نفع همه تولیدکنندگان نخواهد بود. اگر رقابت بر سر مشتریان به کاهش شدید قیمتها منجر شود، درآمد کشورهای صادرکننده نیز کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، اگر تولیدکنندگان برای حفظ قیمتها دوباره به سمت محدود کردن عرضه حرکت کنند، ممکن است بخشی از سهم بازار خود را به رقبای خارج از اوپک، بهویژه تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا، واگذار کنند. به همین دلیل، بازار نفت امروز در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن، حفظ تعادل میان قیمت و سهم بازار، به مهمترین چالش کشورهای صادرکننده تبدیل شده است.
نقش اوپکپلاس در حفظ سهم بازار
در میانه این رقابت یک بازیگر تعیینکننده وجود دارد که تصمیمهایش میتواند مسیر بازار نفت را در ماههای آینده تغییر دهد؛ ائتلاف اوپکپلاس. این ائتلاف که طی سالهای اخیر با سیاست کاهش داوطلبانه تولید تلاش کرده قیمت نفت را در سطوحی نگه دارد که منافع تولیدکنندگان حفظ شود، اکنون با یک معادله پیچیده روبهرو شده است. اگر اعضا برای حفظ سهم بازار، تولید خود را افزایش دهند، احتمال افت قیمتها وجود دارد؛ اما اگر برای جلوگیری از کاهش قیمت، عرضه را محدود کنند، ممکن است بخشی از بازار را به تولیدکنندگان خارج از اوپکپلاس، بهویژه نفت شیل آمریکا، واگذار کنند.
منطق اقتصادی یا تصمیم سیاسی؟!
در سالهای گذشته، تجربه نشان داده که کشورهای عضو اوپکپلاس زمانی که احساس کنند کاهش قیمت نفت به بودجه آنها آسیب میزند، معمولاً به سمت مدیریت عرضه حرکت میکنند. اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. بسیاری از کشورهای خاورمیانه سرمایهگذاریهای عظیمی را در قالب برنامههای توسعه اقتصادی آغاز کردهاند و برای تأمین مالی این پروژهها به درآمدهای نفتی نیاز دارند. عربستان سعودی برای اجرای پروژههای «چشمانداز ۲۰۳۰»، عراق برای بازسازی زیرساختها، امارات برای توسعه صنایع انرژی و ایران برای سرمایهگذاری در میادین و صنایع پاییندستی، همگی به درآمدهای پایدار نفتی وابستهاند. از این رو هیچیک از این کشورها تمایل ندارند منابع مالی خود را با یک جنگ قیمتی فرسایشی کاهش دهند.
بازار نفت بارها نشان داده که منطق اقتصادی همیشه بر تصمیمهای سیاسی غلبه نمیکند. اگر رقابت برای جذب مشتریان آسیایی تشدید شود، ممکن است برخی کشورها ترجیح دهند حتی با سود کمتر، مشتریان خود را حفظ کنند؛ زیرا از دست دادن یک پالایشگاه بزرگ در چین یا هند، بهمراتب پرهزینهتر از فروش نفت با چند دلار تخفیف است.
دوگانه ی اقتصاد جهان و نفت ارزان!
در نگاه نخست کاهش قیمت نفت خبر خوبی برای اقتصاد جهانی به نظر میرسد. نفت ارزانتر به معنای کاهش هزینه حملونقل، هزینه تولید کالاها، قیمت سوخت و در نهایت فشار تورمی است. بسیاری از بانکهای مرکزی نیز از کاهش قیمت انرژی استقبال میکنند زیرا کنترل تورم را آسانتر میکند و فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره فراهم میشود.
در اروپا که طی سالهای اخیر با تورم ناشی از بحران انرژی دستوپنجه نرم کرده، افت قیمت نفت میتواند بخشی از فشار بر صنایع و خانوارها را کاهش دهد. در آسیا نیز اقتصادهای واردکننده بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از نفت ارزان سود میبرند زیرا هزینه واردات انرژی کاهش مییابد و منابع بیشتری برای سرمایهگذاری در سایر بخشهای اقتصادی آزاد میشود.
روی دیگر سکه، اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت است. برای بسیاری از این کشورها، بودجه عمومی بر پایه درآمدهای نفتی تنظیم شده و کاهش قیمت نفت میتواند به افزایش کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری و حتی کند شدن رشد اقتصادی منجر شود. به همین دلیل است که آنچه برای کشورهای مصرفکننده یک فرصت اقتصادی محسوب میشود، برای صادرکنندگان میتواند یک تهدید باشد.
نفت گران شود چه اتفاقاتی میافتد؟
اگر تنشهای ژئوپلیتیک دوباره تشدید شود یا عرضه نفت با اختلال روبهرو شود، افزایش قیمت نفت میتواند بار دیگر تورم جهانی را تشدید کند. هزینه حملونقل دریایی، قیمت مواد اولیه، هزینه تولید کالاها و قیمت سوخت افزایش خواهد یافت و بانکهای مرکزی ناچار میشوند سیاستهای پولی انقباضیتری در پیش بگیرند پس باید توجه داشت که سناریوی معکوس نیز پیامدهای گستردهای دارد.
اقتصاددانان معتقدند افزایش پایدار قیمت نفت، بیش از همه به اقتصادهای واردکننده انرژی آسیب میزند اما در عین حال رشد اقتصادی جهان را نیز کند میکند. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر گاه قیمت نفت به سطوح بسیار بالا رسیده، بخشی از تقاضای جهانی کاهش یافته و اقتصادها به سمت صرفهجویی در مصرف انرژی حرکت کردهاند. به بیان دیگر نفت بسیار گران نیز در بلندمدت به سود تولیدکنندگان نیست زیرا تقاضا را تضعیف میکند.
کمبود عرضه جای نگرانی دارد یا مازاد تولید؟!
یکی از مهمترین تغییرات بازار نفت در هفتههای اخیر، تغییر نگاه معاملهگران است. اگر تا چندی پیش نگرانی اصلی، احتمال کمبود عرضه و اختلال در صادرات بود، اکنون بخشی از بازار از احتمال افزایش همزمان عرضه سخن میگوید. بازگشت آرامش به مسیرهای کشتیرانی، افزایش تولید برخی کشورهای اوپکپلاس و احتمال افزایش صادرات از سوی برخی تولیدکنندگان، باعث شده است بسیاری از مؤسسات بینالمللی از احتمال شکلگیری مازاد عرضه در ماههای آینده سخن بگویند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که نباید بازار نفت را صرفاً بر اساس عرضه ارزیابی کرد. رشد اقتصاد چین، سیاستهای پولی آمریکا، وضعیت ذخایر نفتی کشورهای صنعتی، تولید نفت شیل آمریکا و حتی روند گذار انرژی، همگی متغیرهایی هستند که میتوانند مسیر قیمتها را تغییر دهند. از این رو، آینده بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک وابسته شده است.
جایگاه ایران در رقابت جدید؟!
برای ایران، جنگ جدید سهم بازار هم فرصت است و هم چالش. فرصت از آن جهت که هرگونه کاهش تنشهای منطقهای میتواند هزینههای صادرات، بیمه و حملونقل را کاهش دهد و امکان تعامل بیشتر با مشتریان بینالمللی را فراهم کند. اما چالش از آن جهت که ایران در بازاری وارد رقابت خواهد شد که رقبای منطقهای طی سالهای گذشته موقعیت خود را تثبیت کردهاند.
عربستان با سرمایهگذاری در پالایشگاههای آسیایی، امارات با توسعه زیرساختهای صادراتی و عراق با حفظ قراردادهای بلندمدت، طی سالهای اخیر حضور خود را در بازار آسیا تقویت کردهاند. بنابراین اگر ایران بخواهد سهم بیشتری از بازار به دست آورد، صرف افزایش تولید کافی نخواهد بود. توسعه ظرفیتهای ذخیرهسازی، نوسازی ناوگان نفتکش، جذب سرمایهگذاری خارجی، استفاده از فناوریهای نوین در افزایش ضریب بازیافت میادین و ارائه قراردادهای رقابتی، از جمله اقداماتی است که میتواند موقعیت ایران را در این رقابت تقویت کند.
از سوی دیگر، توسعه صنایع پتروشیمی، پالایشگاهها و صادرات فرآوردههای نفتی نیز میتواند وابستگی کشور به صادرات نفت خام را کاهش دهد. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد ارزش افزوده واقعی صنعت انرژی بیش از آنکه در فروش نفت خام باشد در توسعه زنجیره ارزش و صادرات محصولات با فناوری بالاتر نهفته است.
سرنوشت میلیونها بشکه نفت در روز
بازار جهانی نفت در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته؛ مرحلهای که در آن میدان رقابت از امنیت مسیرهای صادراتی به اقتصاد قراردادهای فروش منتقل شده است. اگر در سالهای گذشته نگرانی اصلی جهان بسته شدن مسیرهای انتقال نفت بود، اکنون دغدغه اصلی تولیدکنندگان، حفظ مشتریان و جلوگیری از کاهش سهم بازار است. این رقابت بیش از هر نقطه دیگری در آسیا جریان خواهد داشت؛ جاییکه رشد تقاضای انرژی همچنان ادامه دارد و پالایشگاههای بزرگ، تعیینکننده سرنوشت میلیونها بشکه نفت در روز هستند.
عربستان، عراق، امارات و ایران هر یک با ابزارهای متفاوتی وارد این میدان شدهاند؛ یکی با قدرت سرمایهگذاری، دیگری با انعطاف در قیمتگذاری، سومی با توسعه زیرساختها و ایران با ظرفیتهای عظیم اما نیازمند سرمایه و فناوری.
ذکر این نکته پایانی خالی از اشکال نیست که برنده این جنگ کشوری نخواهد بود که بیشترین نفت را تولید میکند بلکه کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند میان سه عنصر قیمت رقابتی، امنیت عرضه و اعتماد مشتریان توازن برقرار کند. در بازار امروز انرژی، بشکههای نفت تنها زمانی ارزش اقتصادی خود را حفظ میکنند که در کنار آنها، اعتماد، ثبات و دیپلماسی نیز صادر شود.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ آینده در خاورمیانه، نه بر سر تصرف میدانهای نفتی بلکه بر سر تصاحب بازارهای مصرف خواهد بود؛ جنگی خاموش که نتیجه آن میتواند نقشه تجارت جهانی انرژی را برای سالهای آینده بازتعریف کند.
منبع: تابناک