اخبار
صنعت پولسازی که هنوز دور خودش میچرخد
به گزارش خط بازار؛ گردشگری ایران با وجود ظرفیت گسترده برای ارزآوری و اشتغال هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور پیدا کند و کارشناسان ریشه این موضوع را در سیاستگذاری میدانند.
گردشگری فقط سفر و تفریح نیست. یک صنعت پولساز است. صنعتی که میتواند برای ایران ارزآوری داشته باشد، شغل بسازد و به رونق کسبوکارهای محلی جان تازهای بدهد. ایران از نظر جاذبههای تاریخی، فرهنگی و طبیعی ظرفیت کم ندارد. از شهرهای تاریخی تا سواحل، کویرها، جنگلها و روستاهای گردشگری، همه میتوانند بخشی از این اقتصاد بزرگ باشند. با این حال سهم ایران از بازار جهانی گردشگری همچنان با ظرفیتهای کشور فاصله زیادی دارد. مشکل فقط کمبود زیرساخت یا سرمایه نیست. مسئله به نحوه نگاه و سیاستگذاری هم برمیگردد.
پرسش اصلی این است که چرا صنعتی با این همه ظرفیت، هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد ایران پیدا کند؟
گردشگری ایران در جستوجوی یک پارادایم
محمد فرزاد میرزایی قلعه، مدیرعامل زیستبوم گردشگری کشور و پژوهشگر حوزه گردشگری و میراث فرهنگی، تأکید کرد که مسئله امروز گردشگری ایران، پیش از آنکه کمبود سرمایه، منابع و زیرساخت باشد، فقدان یک نظریه و پارادایم روشن در حکمرانی است.
میرزایی قلعه با طرح این پرسش که «گردشگری ایران بر اساس کدام نظریه و با چه تصویری از آینده اداره میشود؟»
میگوید که در چهار دهه گذشته، سیاستها، برنامهها، ساختارها و مدیران متعددی تجربه شدهاند. با این حال گویی به جای حرکت در مسیر پیشرفت، در یک دور باطل سیاستگذاری گرفتار شدهایم و همچنان به دنبال منجی در این حوزه میگردیم.به اعتقاد این استاد دانشگاه، آزمون و خطا زمانی بخشی طبیعی از سیاستگذاری است که بر پایه فرضیه، ارزیابی و یادگیری باشد. اما وقتی هر دوره مدیریتی بدون انباشت تجربه از نقطه صفر آغاز میشود، آزمون و خطا به یک الگوی حکمرانی تبدیل خواهد شد.
میرزایی قلعه ادامه داد: مشکل اساسی صنعت گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی فقط فقدان برنامه نیست، بلکه نبود یک «پارادایم مشترک» است. هنوز مشخص نیست گردشگری در منظومه فکری دستگاههای مسئول چه جایگاهی دارد؛ آیا یک صنعت اقتصادی است، ابزار دیپلماسی و ارتباط فرهنگی، عامل توسعه سرزمینی یا مؤلفهای برای تقویت هویت و انسجام اجتماعی؟
وی افزود: پاسخ درست احتمالاً همه اینهاست، اما مسئله این است که هنوز نتوانستهایم این کارکردها را در یک نظریه منسجم به یکدیگر پیوند بزنیم.
میرزایی قلعه با بیان اینکه میراث، گردشگری و صنایع دستی سه جزیره جداگانه نیستند، گفت: این سه حوزه، اضلاع یک زیستبوم واحدند؛ میراث محتوای فرهنگی و تاریخی مقصد را میسازد، صنایع دستی میتواند محصول و تجربه فرهنگی آن باشد و گردشگری بازار و شبکه انتقال این ارزشها را فراهم میکند. با این حال، سیاستگذاری جزیرهای مانع شکلگیری این زنجیره شده است.وی ادامه داد: اگر همچنان صنعت گردشگری را با تعداد پروژهها، افتتاحها و تغییرات مدیریتی بسنجیم، از مسئله اصلی فاصله گرفتهایم. پرسش اساسی این نیست که چه پروژهای اجرا کنیم، بلکه این است که کدام مسئله ساختاری کشور را میخواهیم با گردشگری حل کنیم.
این پژوهشگر حوزه گردشگری و میراث فرهنگی، راه خروج از این وضعیت را عبور از مدیریت دستگاهی و حرکت به سمت حکمرانی یکپارچه دانست و گفت: پیش از تدوین اسناد و برنامههای جدید، باید یک «نظریه توسعه گردشگری ایران» تدوین شود و نسبت گردشگری با اقتصاد، فرهنگ، هویت، دیپلماسی، امنیت و توسعه سرزمینی در آن روشن شود.
میرزایی قلعه تأکید کرد: ایران بیش از آنکه با کمبود ظرفیت مواجه باشد، با کمبود جهت مواجه است. اگر این تغییر پارادایم رخ ندهد، ممکن است همچنان برنامه بنویسیم، پروژه تعریف کنیم و مدیر تغییر دهیم، اما پس از سالها دوباره به همان نقطه اول بازگردیم؛ حرکت بسیار، اما پیشرفت اندک.
منبع: فارس