فردای جنگ، پایان سلطه آمریکا و آغاز هژمونی نوین ایران
به گزارش خط بازار؛ با ورود نبرد به هفته چهارم، ناکامی دولت ترامپ در جبران ۲۱ میلیون بشکه نفت هرمز و سقوط سنگین والاستریت، موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر داده است.
در حالی که واشنگتن با بحران نقدینگی و بیاثری ابزارهای مالی در مهار تورم روبروست، ایران با مدیریت فیزیکی گلوگاه انرژی، عملاً به تعیینکننده قیمت جهانی نفت و اقلام راهبردی بدل شده است؛ وضعیتی که نشاندهنده شکست هژمونی اقتصادی غرب و تسلط ایران بر نبض اقتصاد بینالملل است.
ترکیب سیاستهای غلط ترامپ با حمله نظامی به ایران، بازارهای جهانی را به «نقطه جوش» و آستانه یک انفجار بزرگ رسانده است. اکنون در هفته چهارم نبرد، آنچه مشاهده میشود تنها یک نوسان قیمتی در بازارها نیست، بلکه «تغییر پارادایم قدرت اقتصادی» از غرب به شرق و تسلط «ژئوپولیتیک جنگ» بر «منطق بازار» است.
بازار انرژی: سلاحسازی از نفت و شکست مدیریت بحران آمریکا
تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و ناامن کردن تنگه هرمز که منجر به انسداد آن شد، معادلات انرژی را به سطوحی فراتر از بحران ۱۹۷۳ رانده است.
– واقعیت ارقام و شکست تحریم:
قیمت نفت برنت به ۱۱۲ دلار رسیده، اما شاخص «موربان» امارات با قیمت خیرهکننده ۱۴۶ دلار معامله میشود که نشاندهنده قطع دسترسی فیزیکی بازار به نفت خلیج فارس است. با تداوم جنگ، عملاً نفت ایران و روسیه از چرخه تحریم خارج شده و به تنها منابع در دسترس تبدیل شدهاند.
– رسوایی ذخایر استراتژیک (SPR):
ترامپ با وعده عرضه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت سعی در آرام کردن بازار داشت، اما واشنگتن در عمل تنها ۴۵ میلیون بشکه (آن هم به صورت وام با بهره) عرضه کرد. این عقبنشینی ۹۰ درصدی، اعتبار دولت آمریکا را نزد معاملهگران ویران کرد.
مهدی عربصادق، کارشناس دیپلماسی انرژی، خاطرنشان میکند: «ذخایر ترامپ تنها ۲ میلیون بشکه در روز را جبران میکند، درحالیکه ایران مسیر ۲۱ میلیون بشکه نفت جهانی را مسدود کرده است.»
– حاکمیت نوین بر هرمز:
ایران در صورت وضع حقالعبور برای هر کشتی در تنگه هرمز میتواند، منبع درآمدی کلانی برای خود ایجاد کند.
طبق دادههای «کپلر»، ۱۸۷ میلیون بشکه نفت ایران روی آب است که با افزایش قیمت نفت و فروش آن، ۸.۷ میلیارد دلار برای تهران درآمدزایی به همراه داشته است.
والاستریتژورنال معتقد است ایران با «حربه نفت»، مرحله جدیدی از رقابت برای تبدیل شدن به قدرتی جهانی را آغاز کرده است.
بازارهای سهام: سقوط آزاد والاستریت و فلج شدن بخشهای حیاتی
شاخصهای جهانی تحت تأثیر هزینههای انرژی و تعرفههای ترامپ درحال فروپاشی هستند.
– ۵۰ دقیقه جهنمی در بورس آمریکا:
در روز ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، بازار سهام آمریکا تنها در ۵۰ دقیقه، ۶۰۰ میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داد. ریزش مجموع ۲۸۰۰ میلیارد دلاری بورس آمریکا، ضربهای مستقیم به پاشنه آشیل دولت ترامپ است.
– بحران در امنیت غذایی:
افزایش قیمت اوره و گازوئیل، صدای اعتراضات داخلی در آمریکا را بلند کرده است. سناتور جان آساف هشدار داده که کشاورزان آمریکایی به دلیل گرانی سرسامآور کود و سوخت، در حال ورشکستگی هستند.
همزمان، سقوط ۱۲ درصدی سهام غولهای هواپیمایی اروپا و ریزش ۷ تا ۸ درصدی شاخصهای آسیایی (Nikkei و Kospi)، نشاندهنده سرایت جهانی این ویروس اقتصادی است.
بازار اوراق قرضه و معمای فدرال رزرو
سرمایهگذاران به دلیل هراس از «تورم ناشی از شوک نفتی»، درحال خروج گسترده از اوراق قرضه هستند.
– توقف کاهش نرخ بهره:
درحالی که بازارها منتظر کاهش نرخ بهره بودند، فدرال رزرو به دلیل ریسکهای تورم انرژی، این روند را متوقف کرد. معاملهگران اکنون انتظار کاهش نرخ را به سپتامبر ۲۰۲۶ عقب انداختهاند.
– جهش بازدهی (Yields):
بازده اوراق ۲ ساله آمریکا به ۳.۶۱٪ و اوراق ۱۰ ساله استرالیا به ۴.۹۷٪ (بالاترین سطح از ۲۰۱۱) رسید. این وضعیت نشاندهنده فرار سرمایه از داراییهای با درآمد ثابت و جستوجوی نقدینگی در میانمدت است.
پناهگاههای دارایی: پارادوکس طلا و سقوط رمزارزها
– سقوط تاریخی طلا:
برخلاف انتظار، طلا با ثبت بدترین عملکرد هفتگی از سال ۱۹۸۳ (کاهش ۱۱.۲ درصدی)، به زیر ۵۱۰۰ دلار سقوط کرد. علت این امر، «بحران نقدینگی» (Liquidity Crunch) است؛ سرمایهگذاران برای پوشش ضررهای سنگین خود در بورس، مجبور به فروش طلا شدند.
– بیتکوین و تهدیدات ترامپ:
بازار رمزارزها با سقوط ناگهانی به زیر ۶۸,۵۰۰ دلار، واکنش تندی به تهدیدات ترامپ در «تروث سوشال» نشان داد. ترامپ تهدید کرده بود که اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت باز نشود، به نیروگاههای ایران حمله خواهد کرد. این اظهارنظر باعث شد تنها در ۱۵ دقیقه، بیش از ۲۴۰ میلیون دلار پوزیشن معاملاتی لیکوئید شود.
موازنه جدید در ایران
درحالی که جهان با شوک تورمی مواجه است، بازار ایران تحت تأثیر تغییرات کلان سیاسی (انتصاب آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید) و مدیریت مقتدرانه بر گلوگاه انرژی، در حال تثبیت جایگاه خود است.
نتیجهگیری راهبردی: ورود به عصر رکود تورمی (Stagflation)
جهان در حال ورود به دورهای مشابه «بحران نفتی ۱۹۷۳» اما با ابعادی به مراتب مخربتر است. ترکیب تورم ناشی از انرژی و سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی، احتمال وقوع یک رکود تورمی جهانی را به شدت افزایش داده است. در این فضای غبارآلود، سرمایهگذاران نهادی با شعار «نقدینگی پادشاه است» (Cash is King) ، در حال بازنگری کامل در پورتفویهای سنتی هستند.
مدیریت راهبردی ایران بر تنگه هرمز و همزمانی آن با استیصال ابزارهای مالی آمریکا در مهار سقوط آزاد بورس، فراتر از یک نوسان گذرا، نشاندهنده یک تغییر موازنه قطعی و بازگشتناپذیر در نظم جهانی است.
ایالات متحده اکنون در تلهای خودساخته گرفتار شده که در آن هیچیک از دو بازوی قدرت پیشیناش کارایی ندارند: نه ابزار نظامی (به دلیل اثبات آسیبپذیری پایگاههای منطقهای و افسانه شکستناپذیری جنگندههای مدرن) و نه ابزار مالی (به دلیل فلج شدن توسط تورم افسارگسیخته و بیاثر شدن دلار).
از این منظر، جنگ ایران نهتنها یک بحران منطقهای، بلکه نقطه پایانی بر هژمونی اقتصادی غرب و ظهور ایران به عنوان یک هژمون جدید و تعیینکننده در قلب تپنده انرژی جهان در قرن بیستویکم است.
منبع: فارس